بازگشت به فرمت معمولی



جلسة پنجاهم بيست و نهم مهرماه 1358 هجري شمسي



این مطلب، برگرفته از سایت شورای نگهبان می باشد. تمام حقوق این مطلب از آن سایت شورای نگهبان می باشد. سایت حقوق صرفا جهت سهولت کار پژوهشگران از جهت امکان جستجو در محتوای سایت، در دسترس قرار دادن نسخه قابل چاپ هر نوشته، امکان ارسال هر مطلب به ایمیل و نیز امکان اظهارنظر بازدید کنندگان سایت، این مطلب را بازانتشار می دهد.



جلسه ساعت پانزده روز بيست و نهم مهرماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و نهم ذيقعدة 1399 هجري قمري به رياست آقاي دكتر سيد محمد حسيني بهشتي (نايب رئيس) تشكيل شد.
فهرست مطالب:
1ـ اعلام رسميت جلسه و نطق قبل از دستور آقاي مقدسي شيرازي
2ـ طرح و تصويب اصل 114 (اصل يكصد و سي و نهم)
3ـ طرح اصل 115
4ـ طرح و تصويب اصل 117 (اصل يكصدو چهل و يكم)
5ـ طرح و تصويب اصل 118 (اصل يكصد و چهل و سوم)
6ـ طرح و تصويب اصل 119 (اصل يكصد و چهل و هفتم)
7ـ طرح و تصويب اصل 120 (اصل يكصد و چهل و پنجم)
8ـ طرح و تصويب اصل 121 (اصل يكصد و چهل و ششم)
9ـ طرح و تصويب اصل 124 (اصل يكصد و چهل و نهم)
10ـ پايان جلسه دبيرخانة مجلس بررسي نهائي قانون اساسي [--------------------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسميت جلسه و نطق قبل از دستور آقاي مقدسي شيرازي نايب رئيس (بهشتي) - جلسه رسمي است.
آقاي مقدسي فرمايشي داريد بفرمائيد.
مقدس شيرازي ـ بنده چند روز است تصميم دارم صحبت كنم.
بسم اللّه الرحمن الرحيم.
چون بعضي از مسائل پيش آمده كه به نظر ميرسد عدهاي از آن سوء تعبير ميكنند بنده ميخواهم براي روشن شدن اذهان عدهاي وظيفه خودم را انجام بدهم و تا اندازهاي مردم را روشن كنم و به حكم آية «حسبنااللّه و نعم الوكيل نعم المولي و نعم النصير» چند اصل هست كه بنده در نظر گرفته ام دربارهاش صحبت كنم كه با اين ايام هم مناسب است.
يكي اصل فقيه و امامت است كه پس از اين همه صحبت ها و بحث هائي كه رويش شده است و اين مخالفت ها كه انجام گرفت كه ميشود روي هم رفته ده روز در اطراف اين اصل صحبت شد و تمام و كمال با دقت نظرهائي كه بود كاملا تحت بررسي چه از لحاظ فقهي و چه اجتماعي تمام اطراف و جوانبش در نظر گرفته شد و با كمال دقت از تمام فقها و دانشمنداني كه در اينجا بودند و همه گونه اطلاعات كافي داشتند در اطراف اين اصل كاملا تحقيقات شد و افرادي هم كه در خارج بودند متوجه شدند.
چون البته اين مجلس خبرگان مجلس عظيمي است و قانون اساسي خيلي مهمي را دارد تدوين و تصويب ميكند كه اساس قوانين بعد واقع خواهد شد و افكار اين ملت را روشن خواهد كرد، ولي اشكال در اين است كه دشمنان ساكت نمينشينند و دشمن اصلي هم همان كسي است كه منافعش از دست رفته و در خارج نشسته و تمام اين دسته هائي كه در اطراف و گوشه و كنار بسيج كرده است به طرف مجلس كه هرچه ميتوانند به دستور آن شيطان اصلي كه آنجا است اعوان و انصار خودش را وادار ميكند كه هرچه ميتواند عليه اين مجلس تبليغ كنند و هر چه از دستشان برمي آيد كوتاهي نكنند لذا حالا كه اين اصل تمام شده است شروع كردهاند به تبليغات خارجي.
ملت ما كه مسلمان است رشد پيدا كرده ديگر گوش به اين حرفها نميدهد ولي بعضيها كه توجه به اين مسائل ندارند و غافل هستند از اين صحبتهائي كه اينجا شده است ممكن است تحت تأثير واقع بشوند و افكارشان مشوش بشود لذا ما ناچار هستيم يعني بنده و همچنين بعضي از آقايان ديگر هم شايد وظيفة خودشان بدانند كه اين مسأله را محققانه براي مردم روشن كنند، كه هيچ ابهامي در هيچ گوشه آن نباشد زيرا ما هدف بزرگي در پيش داريم چون انقلاب بزرگي انجام گرفته به اين آساني نميشود از دست داد و درباِهاش صحبت بكنند.
سه اصل است كه بنده تصميم دارم به ياري خدا يك ربع ساعت امروز و فردا و پس فردا هم ناچاراً در اين باره صحبت بكنم چون وظيفه واجب، بنده را ملزم كرده است كه درباره اين سه اصل مطالبي را به عرض برسانم تا ملت ما بيدار بشوند و حقيقتاً متوجه بشوند كه چه بوده است.
يكي از اين اصول، ولايت فقيه و امامت است، فقيه ملت و امامت امت يك اصل است.
اصل دوم حاكميت است كه ميشود دو اصل و يكي هم درباره اقتصاد است كه ان شاءاللّه بعداً صحبت ميكنم.
اگر به حقيقت اين دو اصل توجه شود اين دو اصل هستند كه تفكيك ناپذيرند، يعني رهبري امت با اصل حاكميت ملت اصلا از هم جدائي ندارد.
يك كسي ميگويد من اين را قبول ندارم و آن را ميخواهم اين اصلا حكمي درباره امري كرده است كه از هم جدا نشدني است.
حالا ان شاء اللّه بايد اين منطق را ثابت كنم.
رهبري يعني رهبري الهي يك چيزي است كه مثل رهبريهاي دنيايي و ديكتاتوري نيست چون شاه هم ميگفت من رهبرم، اما آن رهبري مردم را به چاه ميانداخت، آن ديكتاتوري بود نه رهبري به حكم اجبار اسمش را رهبري گذاشته بودند.
رهبري آن است كه الهي باشد همان رهبري كه انبياء(ع) و آن رهبري كه ائمه هداة داشتند و معصومين داشتند و بعد هم علماي عاملين رهبري دين اسلام را ادامه دادند كه حقيقتاً مكتبي است مترقي و اگر حقيتقت اين مكتب روشن شود تمام بشريت بايد وارد اين مكتب شوند.
من از اين رهبري تعجب ميكنم و واقعاً تعجب آور است چون ما در خارج ديديم و لمس كرديم كه اگر اين رهبري نبود تمام ملت ما هنوز زير اسارت و ذلت بسر ميبرد.
اين ديكتاتور خائن كثيف زير چكمههاي ستمگر خود دلش ميخواهد كه مردم از خانهها در بيايند و بزند و همه را بكشد.
اين چه نيرويي بود و چه كسي اين كار را كرد؟ خدا خواست كه چنين رهبري را براي ما بفرستد و اگر اين رهبر روحاني نبود ما را از مملكت خارج ميكردند و ميگفتند اين آخوندها بدرد نميخورند و چون اين رهبر روحاني و فقيه نبود هيچكس قبولش نداشت حتي خود اين علما هم ميگفتند كسي كه فقيه نباشد بدرد رهبري ما نميخورد و درست هم ميگفتند.
كسي كه فقاهت نداشته باشد و فقيه نباشد و نتواند احكام الهي را استنباط و اجرا كند اين را البته طرد ميكنند و ميگويند اين صلاحيت فقاهت را ندارد و از روز اول كنار ميرفت.
معناي ولايت فقيه چيست؟ اگر حضرت آيت اللّه خميني نايب الامام فقاهت نداشت از همان روز اول علما ميگفتند برويد كنار، شما را لازم نداريم و قبول نداريم براي اينكه احكام خدا را نميتواند استنباط بكند و كسي هم كه نتوانست استنباط بكند بدرد نميخورد.
اما چون فقيه بود و تمام صفات و كمالات هم در وجودش بنحو اتم و اكمل بود توانست بر اين ملت رهبري بكند و آنها را زيربار ظلم و استثمار و استكبار بيرون بياورد.
پس ملت چه وقت به حق خودش ميرسد؟ اگر رهبرهاي دنيا و ديكتاتورها بتوانند سرنوشت را تأمين كنند كه حاكميت ملت، يعني ملت بتواند حكم بكند، آزاد باشد، ملت بتواند بگويد سرنوشت من اين است من بايد به حق خودم برسم و اين ميسر نيست مگر آن وقتي كه يك رهبر صحيح جامع الشرايط با آگاهي كامل و تمام صفات شجاعت، تقوا، مدير، مدبر در آن وجود داشته باشد، اما از چنين اشخاصي رهبري ميخواهيم و بحمداللّه خداوند متعال يك چنين رهبر بزرگواري را به ما عنايت كرد.
يك همچو شخصيت بزرگي را كه خدا انتخابش كرد كدام ابرقدرتي ميتوانست آن را از اين مملكت بيرونش بكند؟ و همه را سرجاي خودش بنشاند اگر دست قدرت خدا و پشتيباني امام زمان(ع) نبود، ما «بالايمان و البصيرة» ايمان به اين مطلب داريم دست خدا بيرون آمد كه اين ملت از اسارت و ذلت رهائي يابد و بدانيد خدائي كه اين قدرت نمائيها را كرد و اين همه فداكاريهائي كه انجام گرفت و اين همه شهدايي كه در اين راه شهيد شدند همان خدا قدرت و توانائي دارد كه اين انقلاب تداوم پيدا كند تا مردم مسلمان ايران، ملت شجاع مسلمان ما به هدف نهائي خودشان برسند و خيال نكنند اين همه اخلالگري كه در اطراف مملكت ميكنند براي اينكه اين نهضت مسلمين را از بين ببرند و نابود كنند يك روز ميآيند اطراف مجلس خبرگان را ميگيرند و يك روز در جاي ديگر جمع ميشوند هر ساعتي اين شياطين در كمينند و بدانند اين كساني كه اينجا گرد آمدهاند بدون جهت نيامدند با فكر و با ايمان بدون هيچگونه تكبري، مگر فقيه ميتواند متكبر باشد، فقيه كه تكبر ندارد، فقيه مثل امام خميني است كه پس از اين همه استقامتها، دربدريها، انسان فراموش ميكند واقعاً وقتي كه ايشان پيروز شدند مردم در حيرت بودند كه امور چگونه انجام ميگيرد و با وجود اين همه ديكتاتورها چگونه ميشود پيروز شد يك وقت ديدند دست قدرت خدا اين رهبر بزرگوار را برانگيخت و خودش بود و خودش، نه اسلحه داشت نه چيز ديگري، فقط و فقط خدا را داشت.
از همه چيز گذشت و فقط گفت «حسبنااللّه» خدا ما را كفايت ميكند و خدا هم دستگيرش كرد و ملتي را نجات داد و از اسارت و ذلت رهائي بخشيد.
الان هم رفته در قم خانه كوچكي نشسته است كه اين خانه هم مال خودش نيست، مال آقاي يزدي است.
ببينيد و بفهميد كه وقتي خداوند ميخواهد قدرت نمائي بكند آيت اللّه خميني را ميآورد و بعدش هم نگوئيد كه معلوم نيست چطور بشود اگر در فيض خدا، در رحمت خدا باز شد، اين دانشمنداني كه در نقاط دنيا مثل حوزه علميه قم و مشهد هستند درس رهبري را از رهبر خودشان گرفتهاند و موضع خودشان را پيدا كردهاند موضع همان موضع، رهبر همان رهبري است كه ان شاءاللّه بايد پشت سر اين رهبر رهبريها بوجود بيايد خدا هم كمك ميكند.
«يداللّه مغلوله»؟ دست خدا باز است مگر دست خدا بسته شد كه اين همه در گوشه و كنار مينشينند و براي اينكه مردم را تضعيف كنند تبليغات سوء ميكنند كه مردم را گمراه كنند و ضعف و سستي در مردم پيدا بشود؟ اينها همه مربوط به عوامل ضدانقلاب است كه ميآيند ميگويند نه نميشود، چرا نميشود؟ اين شخص يا به خدا ايمان ندارد يا اينكه انصاف ندارد.
بحمداللّه همه چيز وجود دارد، رهبري بس بزرگوار كه حقاً بنده گمان ميكنم از امام زمان(ع) الهام ميگيرد بله اين رهبر پشتيباني چون امام زمان(ع) دارد و حتماً امام زمان(ع) پشت سرش است.
ما ميشنويم و ميبينيم كه ديكتاتورها اين همه بر بشر ظلم كردند و آنها راتاراج كردند اين همه ميشنويم كه ديكتاتورهاي دنيا، اين ضد بشرها، مستضعفين دنيا را مرتب ميكشند و زير چكمههاي خود مردم را نابود ميكنند.
خداوند چنين رهبري را براي ما فرستاد كه دنيا به رهبريش اعتراف كرد.
ما هنوز اينجا معطليم، اكثر مردم باور نميكردند كه امام خميني رهبر شوند ولي ما ديديم كه رهبر بود و رهبر شد و ان شاءاللّه بعد از اين خواهد بود واين انقلاب هم تداوم دارد و به هدف نهائي خود هم ان شاءاللّه خواهد رسيد.
فقط خواهش من از رفقا اين است كه سعي و كوشش بكنند كه اين چند صباحي را كه براي ما باقي مانده است غنيمت بشمارند و درباره اين مسائل خيلي تكراري فكر نكنند.
براي هر اصلي يك مخالف و يك موافق كافي است خواهش ميكنم در اطراف يك موضوعي كوچك زياد بحث نكنند، چون اين طولاني كردنها خوب نيست و اظهار مسائل تكراري هم خوب نيست چون وقت ما كم است به ياري خداوند سعي كنيم هرچه زودتر اين مجلس را خاتمه بدهيم و اين قانون اساسي را كه ميتوان گفت بهترين قانوني است كه تا به حال نوشته شده است، قانوني است كه باعث نجات و سعادت بشر است، مسير رهبري را روشن كرده است، اگر رهبر ولو مثل آقاي خميني هم نباشد لكن رهبري باشد كه بتواند اداره كند، اگر چنين رهبري نباشد ديكتاتورها دو مرتبه دمار ز روزگار مردم در ميآورند.
به احترام خونهاي شهدائي كه در اين راه جان خود را از دست دادند ما ميدانيم مقصر آن كساني هستند كه ميخواهند تفرقه و اختلاف بوجود بياورند.
هر كس بخواهد كوچكترين خللي به اين انقلاب وارد سازد مخالف قرآن و اسلام است.
ديروز آقاي دكتر بهشتي فرمودند نامهاي از دانشجويان داراب رسيده است كه نوشتهاند اين مجلس خبرگان درست كار نميكند، اينها را تحريك كردهاند، اينها را گمراهشان كردهاند.
چه كسي اينها را گمراه ميكند؟ مسلمان كه اين كارها را نميكند، مگر اين خبرگان را چه كسي اينجا آورده است؟ ما به انتخاب مردم و با نظر آيت اللّه خميني به اينجا آمدهايم.
(بعضي از نمايندگان ـ ما را ملت انتخاب كرده است.)
بنده گفتم امام دستور ارشادي دادند و مردم هم ما را انتخاب كردند و ايشان هم فرمودند كه اينها درستند اگر درست نبودند كه انتخابشان نميكردند و ميگفت نه، اينها بدرد ما نميخورد، بنده به صراحت عرض ميكنم هر دانشمند، هر حقوقدان، هر ذيصلاحيتي را كه مايليد بياوريد اينجا بنشيند و در مورد اين قوانيني كه وضع شده بحث ميكنيم تا معلوم شود اين قانون بهترين قانون اساسي است كه براي جامعه وضع شده است.
نهايت بعضيها هستند كه نميتوانند ببينند.
آن دشمن سرسختي هم كه منافعش از دستش رفته است، امكان ندارد كه يك گوشه بنشيند و تحريكات نكند او تلاش ميكند بلكه بتواند يك مملكت را به هم بريزد تا منافع از دست رفته خودش را دوباره بدست بياورد.
اينها ميخواهند اختلاف و اغتشاش ايجاد بكنند.
ما به چشم خودمان ديديم كه رمز پيشرفت ما در مملكت وحدت بود و حالا داريم از همديگر جدا ميشويم، يعني ما نميخواهيم اين انقلاب باقي بماند؟ آيا نميخواهيم مملكتمان آزاد باشد؟ يا نميخواهيم اين ملت به هدف خودش برسد؟ ما همه طالبيم ولي دشمن بيدار است و دارد تحريكات ميكند مسلمانها هم جاهلانه، كوركورانه دارند آن وعدههاي شيطاني كه از حلقوم اشخاص ناپاك بيرون ميآيد گوش ميدهند و باعث تفرقه ميشود.
من ميخواهم صراحتاً به اهالي محترم داراب كه آنجا نشستهاند برسانم، برادران ديني، خواهران ديني، اي عزيزان اسلام كه خواهران و برادران شما براي اسلام جان دادند متوجه باشيد شياطين، مخصوصاً شيطان بزرگ شما را گمراه نكند، بيچاره تان نكند، اينها تماماً القائائي است كه از طرف دشمنان شما ميشود، بيدار باشيد.
اما ان شاءاللّه مسأله ولايت فقيه را براي شما تحقيقاً تشريح ميكنيم و به تمام آن كساني كه در خود شهرستان داراب و آنهائي كه در اطراف داراب هستند و به تمام آن مناطق برسانيد كه مگر شما توجه نداريد كه دانشمندان شما از حوزه علميه قم و از حوزه علميه مشهد وساير شهرستانها به دستور امام خميني، ملت و مردم اين اشخاص ذيصلاحيت را انتخاب كردند، فكر اينها فكر امام و فكر امام هم فكر اينهاست.
حجتي كرماني ـ بدجوري از نمايندگان مجلس دفاع ميكنيد اين بدترين نوع دفاع از مجلس است.
آقاي خميني كي فرمودند اين اشخاص را انتخاب كنيد؟ نايب رئيس (بهشتي) - آقاي حجتي اجازه بدهيد، آقاي مقدسي بفرمائيد ادامه بدهيد.
مقدسي ـ اين بدترين نوع است، شما سرجايتان بنشينيد.
بنده گفتم از خارج، بنده از جو خارج از مجلس دارم صحبت ميكنم، بنده از داخل مجلس چيزي نگفتم، مجلس ما محترم است، من كه از اول گفتم اينها خبرگان مردمند، مجلس تقصيري ندارد تقصير از خارج مجلس ما است.
آمريكا و جنايتكاراني كه منافعشان را از دست دادهاند دارند كار را خراب ميكنند مجلس خبرگان كه دارد كار خودش را انجام ميدهد من كار به داخل مجلس ندارم صحبت من براي آن كساني كه در خارج از مجلس هستند، ميباشد.
من ميخواهم آنها را آگاه كنم زيرا واجب است و اين خيانت به قرآن است كه عدهاي در خارج از مجلس بنشينند و نسبت به مجلس خبرگان حرفهائي بزنند.
اين صحيح نيست كه اين فرصت از دست برود چون ما علاقهمنديم اين قوانين و اصول تصويب بشود و وظيفه مان را انجام بدهيم.
فردا برحسب تكليفي كه برعهده دارم بقيه مطالبم را بيان ميكنم اكنون كه وسائل تبليغي در اختيار داريم بايد از آن بنحو مشروح استفاده كنيم زيرا همين كه از مجلس خارج شديم وسيله از دستمان ميرود.

2ـ طرح و تصويب اصل 114 (اصل يكصد و سي و نهم) نايب رئيس (بهشتي) - بسم اللّه الرحمن الرحيم.
وارد دستور ميشويم دو اصل يعني سه اصل اينجا مطرح شده است رويش هم بحث و صحبت شده يكي در آن هفته و دو اصل هم ديروز كه براي اصلاحات لازم برحسب تذكرات دوستان به جلسه گروهها فرستاده شده، اين اصول را يكي يكي ميخوانيم و تصميم نهائي را دربارهاش ميگيريم.
آقاي آيت اصل 114 را بخوانيد.
اصل 114 ـ صلح دعاوي راجع به اموال عمومي و دولتي يا ارجاع آن به داوري در هر مورد موكول به تصويب هيأت وزيران است و بايد به اطلاع مجلس نيز برسد.
در موارديكه طرف دعوي خارجي باشد و در موارد مهم داخلي بايد به تصويب مجلس برسد، موارد مهم را قانون تعيين ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) - در اين باره بقدر كافي صحبت شده است و فقط اين كلمه «نيز» بايد از سطر دوم برداشته شود و در سطر سوم «به تصويب مجلس نيز برسد» اضافه شود، بنابراين لطف كنيد و «نيز» را از سطر دوم خط بزنيد و همانجائي كه گفتم بگذاريد.
درباره اين اصل بقدر كافي در جلسه گروهها و اينجا بحث شده است ولي در عين حال ميبينيم پنج نفر از دوستان اسم نوشتهاند آقاي يزدي فرمايشي داريد؟ يزدي ـ معمولا قانون، كلي را معين ميكند و حكم ميدهد، زيرا اين كلمه «مورد» مال مصداِ است و پيشنهاد بنده اين است كه اگر به جاي موارد «حدود» بگذارند بهتر است.
نايب رئيس (بهشتي) - وقتي كه گفته ميشود «موارد مهم» شامل همه ميشود، آخر مصاديق كه گفته ميشود مثلا مصاديق جنس اعلي اجناس بعدي هستند كه آنها هم كلي هستند، معيار اهميت را قانون معين ميكند شايد بهتر اين باشد كه بنويسيم «معيار اهميت را قانون معين ميكند».
(همه نمايندگان) يزدي ـ ولي ارزش قانون به يك بيان كلي است.
هاشمي نژاد ـ چون مواد در مجلس موارد مهم را ذكر ميكند بنابراين در موارد داخلي هم بايد بنويسيم حدود قوانين و اهميت آن معلوم شود.
نايب رئيس (بهشتي) - بسيار خوب، اجازه بدهيد، آقاي موسوي.
موسوي تبريزي ـ بنده دو اصلاح عبارتي دارم يكي راجع به اينكه موقع صلح دعاوي در اموال عمومي و دولتي و ديگر اينكه با تصويب مجلس شوراي ملي و موكول به تصويب هيأت وزيران است.
گلزاده غفوري ـ عرض بنده يكي راجع به همان «نيز» است كه شما فرموديد و ديگر اينكه در باره موارد بنويسيم «در موارد لزوم» و در سطر آخر بنويسيم «پس از تصويب مجلس انجام بگيرد» اين بهتر است.
فوزي ـ عرض بنده اين است كه صرفاً اطلاع مجلس چه نقشي دارد كه اينجا نوشته شده است با تصويب مجلس شوراي ملي ؟ نايب رئيس (بهشتي) - براي اين است كه بدون اطلاع دولت با تصويب مجلس به اطلاع مردم ميرسد اين در واقع يك نوع حفاظ است و در اين باره صبح صحبت شد.
آقاي فاتحي بفرمائيد.
فاتحي ـ يك اصلاح عبارتي است، راجع به صلح و دعاوي اموال عمومي و دولتي است و ارجاع آن به داوري در هر مورد موكول به تصويب هيأت وزيران است.
نايب رئيس (بهشتي) - بسيار خوب آقاي مراد زهي بفرمائيد.
مير مرادزهي ـ بنده چون صبح نبودم حالا اگر اجازه بدهيد به عنوان مخالف صحبت كنم يا يكنفر به عنوان موافق بيايد صحبت بكند تا براي من روشن شود.
نايب رئيس (بهشتي) - اجازه بدهيد من توضيح ميدهم ببينيد شايد حل بشود.
صبح اينطور توضيح داده شد «در مواردي كه صلح دعاوي هست البته راجع به اموال عمومي و دولتي» اگر مهم نباشد و همان تصويب هيأت وزيران كافي باشد منتها ملزم هستند كه به اطلاع مجلس برسانند تا نمايندگان ملت در جريان باشند، به نظر شما تا اينجايش كه اشكالي ندارد؟ مير مرادزهي ـ اگر منظور عنوان مجلس و هيأت دولت است و اگر منظور دعوائي است كه مطرح ميشود كه از اين دعاوي زياد داريم دولت عليه اشخاص دعوي دارد و اشخاص عليه دولت دعوي دارند و ده درصد ا ز اين دعاوي شايد مربوط به دولت باشد بنابراين به عقيده بنده منطقي به نظر نميرسد كه به تصويب مجلس شوراي ملي برسد.
نايب رئيس (بهشتي) - اجازه بدهيد من توضيح بدهم.
آنجا كه تصميم بگيرند اقامه دعوي كنند و محاكمه كنند آنجا اجازه نميخواهد نه از طرف هيأت وزيران و نه از مجلس احتياج به اجازه ندارد ولي اگر دولت خواست به عنوان نماينده ملت و طرف دعوي چه داخلي باشد و چه خارجي خواستند با هم صلح كنند يعني اگر خواستند پاي دادگاه در بين نباشد آنجايي را كه دادگاه دخالت ميكند هيج تصويب مجلس لازم ندارد ولي جايي كه دادگاه دخالت نميكند و صرفاً دولت از در صلح وارد ميشود ميگوئيم نتيجه كار را از طريق نمايندگان ملت به ملت ميرساند و اگر هم موارد مهم باشد و يا طرف هم خارجي است اصلا نمايندگان ملت تصميمي در اين باره نميگيرند، منظور اين است، آقاي يزدي.
يزدي ـ آقاي بهشتي وقتي دعوي در دادگستري مطرح شد صلحش ديگر چه موضوعي دارد؟ نايب رئيس (بهشتي) - صلحش خير، بنده عرض نكردم صلح، گفتم آنجايي كه پاي دادگاه در ميان نيست يعني رأي دادگاه در بين نباشد، آقاي حجتي.
حجتي كرماني ـ ارجاع به داوري چيست؟ نايب رئيس (بهشتي) - ارجاع به داوري اين است كه اصولا در بعضي از قراردادها قبل از اينكه به محكمه ارجاع كنند به قاضي تحكيم ميدهند يعني به داور ارجاع ميكنند.
خوب آقا فقط براي رأيگيري، اصل را ميخوانيم.
اصل 114 (اصل يكصد و سي و نهم) ـ صلح دعاوي راجع به اموال عمومي و دولتي يا ارجاع آن به داوري در هر مورد موكول به تصويب هيأت وزيران است و بايد به اطلاع مجلس نيز برسد.
در موارديكه طرف دعوي خارجي باشد و در موارد مهم داخلي بايد به تصويب مجلس برسد، موارد مهم را قانون تعيين ميكند.
(اخذ رأي بعمل آمد و نتيجه آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - عدة حاضر در جلسه پنجاه و نه نفر، تعداد كل آراء پنجاه و نه رأي، آراء موافق پنجاه و سه رأي، آراء ممتنع چهار رأي، آراء مخالف دو رأي، بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

3ـ طرح اصل 115 نايب رئيس (بهشتي) - اصل 115 مطرح است كه ميخوانم: اصل 115 ـ هر گاه رئيس جمهور، نخست وزير يا وزيران به خيانت سياسي متهم شوند دادگاه صالح براي رسيدگي به جرائم سياسي به اتهام آنها رسيدگي ميكند و چنانچه اتهام در زمان تصدي آنها باشد پرونده براي مجلس شورا ي ملي نيز فرستاده ميشود تا درباره سؤال، استيضاح يا تعليق متهم مقتضي اتخاذ شود.
نايب رئيس (بهشتي) - همينطور كه ميخواندم به نظر ميرسيد كه ميشود اين كلمه «شود» آخر را اگر اصلاح بدايند «گردد» بشود بهتر است، موافقيد؟ اينطور مينويسيم «پرونده براي مجلس شوراي ملي نيز فرستاده ميشود، تا درباره سؤال استيضاح يا تعليق متهم تصميم مقتضي اتخاذ گردد».
آقاي هاشمي نژاد بفرمائيد.
هاشمي نژاد ـ مطلب بنده اين است كه در زمان تصدي رئيس جمهور، نخست وزير احياناً اگر توطئهاي در كار بود كه كسي بخواهد آنها را به جرائم سياسي متهم كند در مجلس براي رسيدگي به پرونده آنها كانالي باشد كه به آن اتهامات وارده رسيدگي بكنند تا آن توطئه خنثي شود.
بنابراين مسأله فقط در زمان تصدي آنها مطرح است ولي به قول بعضي از دوستان اگر بنويسيم «هرگاه رئيس جمهور» نخست وزير به خيانت سياسي متهم شوند دادگاه صالح براي رسيدگي به جرائم سياسي به اتهام آنها رسيدگي ميكند» ملاحظه بفرمائيد براي اينكه كسي كه يك دوره نخست وزير بوده و حالا چند سال از آن تاريخ گذشته است او هم در معرض توطئه است پس بنويسيد «نخست وزير يا رئيس جمهور در زمان تصدي خود اگر در معرض اتهام قرار بگيرد بايد اين كار را بكنيم» قسمت اول ضرورتي ندارد مثل اين ميماند كه ما بگوئيم «كالحجر في جنت الانسان».
نايب رئيس (بهشتي) - توضيح داده ميشود كه اصولا براي رسيدگي به جرائم نخست وزير و وزراء در بعضي از ادوار يك نوع تشريفات اضافي بود حتي بعد از اينكه اينها از مقامشان كنار ميرفتند يك نوع تشريفات اضافي قائل بودند اين صدر براي آن تشريفات اضافي است.
آقاي رباني املشي بفرمائيد.
(رباني املشي ـ من مخالفم) آقاي رحماني بفرمائيد.
رحماني ـ در اينجا به جاي «يا تعليق متهم» نوشته شود «تعليق متهم يا هر گونه اقدام لازم ديگر».
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي خامنهاي.
(خامنهاي ـ مخالفم) آقاي كياوش بفرمائيد.
كياوش ـ ميخواستم پيشنهاد كنم اگر ممكن است اينطور اصلاح شود «دادگاه صالح به اتهام يا جرائم آنان رسيدگي ميكند.
» دوم اينكه آوردن اتهام در زمان تصدي، رساننده اين مطلب است كه جملة قبل مربوط به دوران بعد از زمان تصدي است در حاليكه اينطور نيست.
نايب رئيس (بهشتي) - «او» عام است.
آقاي قرشي بفرمائيد.
قرشي ـ آيا مجلس نسبت به رئيس جمهور حق استيضاح و يا تعليق را دارد؟ نايب رئيس (بهشتي) - خير در مورد ديگران است.
آقاي رشيديان بفرمائيد.
رشيديان ـ در اينجا گفته شده «استيضاح يا تعليق» من سؤال ميكنم آيا رئيس جمهور يا نخست وزيري كه متهم است و مسلماً طبق مداركي متهم شده است كه تقريباً نزديك به اثبات است براي اينكه تا مدارك مستند در دست كسي نباشد نميتوانند كسي را متهم كنند كه بعد پرونده را به مجلس بفرستند آيا با توجه به اين مدارك در دست، كه به موجب آن متهم شده است اگر ثابت شود، مجلس ميتواند رئيس جمهور خائن يا نخست وزيري خائني را تعليق بكند؟ نايب رئيس (بهشتي) - قبل از ثبوت اتهام در هيچ كجاي دنيا اين كار را نميكنند مثلا اگر كسي بيايد شما را متهم كند فوراً شما را از كارتان بركنار ميكنند؟ رشيديان ـ لفظ «تعليق» كه گفته شده است يعني او را معلق ميكنند براي بعد از زمان تصدي يعني جرمي دربارة او ثابت شده كه او را معلق ميكنند.
نايب رئيس (بهشتي) - از اين اصل اين مطلب استفاده نميشود اينجا نگفته است پس از اثبات جرم، مربوط به قبل از اثبات جرم است.
(رشيديان ـ يعني پس از اثبات جرم؟) بلي گاهي مجلس صلاح ميداند استيضاح را چون مجلس به دولت رأي اعتماد داده است بايد در جريان امر قرار گيرد.
البته از نظر وظيفه خودش، كاري به وظيفه قضائي ندارد ولي از نظر سياسي آنچه كه خود مجلس صلاح ميداند چه چيزي را صلاح ميداند؟ اين چيزها را «سؤال، استيضاح يا تعليق».
رشيديان ـ استيضاح كه مربوط به نخست وزير و هيأت دولت بود، مگر رئيس جمهور را هم ميشود استيضاح كرد؟ نايب رئيس (بهشتي) - رئيس جمهور را نميشود ولي نخست وزير را ميشود.
(رشيديان ـ پس رئيس جمهور در برابر چه كسي مسئول است؟) رئيس جمهور در برابر ملت مسئول است.
(رشيديان ـ يعني ملت تك تك بايد بيايند جلويش را بگيرند.)
نه آقا، در اصل مربوط به رئيس جمهور گفتهايم كه در اين مورد چكار ميكنند.
آقاي فاتحي بفرمائيد.
فاتحي ـ در اينجا نوشته شده اگر رئيس جمهور يا نخست وزير متهم به خيانت سياسي بشوند دادگاه رسيدگي ميكند و بعداً براي اينكه در مجلس او را استيضاح كنند يا معلقش كنند به آنجا ارجاع ميكنند در حاليكه بحث ما اين است كه آن كسي كه شايستگي دارد كه پرونده را تشكيل بدهد و به دادگاه بفرستد آن چه كسي است كه اول رئيس را بايد به دادگاه بفرستند؟ اينجا نوشته شده دادگاه پس از اينكه پرونده را طرح كرد براي رسيدگي و استيضاح و تعليق ميفرستد اما كسي كه پرونده را تشكيل داد و آماده كرد و مقتضي دانست كه در دادگاه مورد بحث قرار گيرد آن شخص كيست؟ نايب رئيس (بهشتي) - منظورتان اين است كه شاكي چه كسي هست يا تنظيم كننده پرونده؟ (فاتحي ـ كسي كه پرونده را آماده ميكند.)
مثل ساير موارد است.
(فاتحي ـ اگر فرد عادي از رئيس جمهور شكايت كرد پرونده را ميبرد و آنجا تنظيم ميشود؟) ميبرد به دادستاني و اعلام جرم ميكند و دادستان از او دلايل جرم را ميخواهد.
فاتحي ـ اگر جرائم عادي بود صحيح است ولي يك وقت جرائم سياسي است اما در تشخيص خيانت سياسي يك مرجع سياسي بايد شكايت كند.
نايب رئيس (بهشتي) - يك مفسر سياسي زبردست كه تحليل سياسي براي روزنامهها ميكند ميفهمد كه الان دارند خيانت ميكنند.
(فاتحي ـ در اينجا اجازه داده شده به فرد فرد افراد ملت ولو اينكه آگاه نباشند.)
آقا بدون آگاهي كه كسي نميرود شكايت كند.
(فاتحي ـ مثل اين است كه ما بگوئيم كلاغ به چاه نميافتد.)
آقاي فارسي بفرمائيد.
فارسي ـ معمولا يك چنين مادهاي را در قانون اساسي ميآورند تا ترتيب محاكمه و تعقيب رئيس جمهور و نخست وزير و وزيران را مشخص كند در حاليكه در اينجا هيچ چيز را مشخص نكرده و ميگويد اگر اين عده متهم به خيانت سياسي بشوند در دادگاه صالح براي رسيدگي به جرائم سياسي آنان محاكمه ميشوند يعني همان دادگاه كه ديگران را محاكمه ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) - يعني حذف تشريفات كرده، خوب اين اصل يك چيزي را كه در دنيا معمول است نفي كرده است.
(فارسي ـ فقط اين كار را كرده است؟) يك چيز اضافه هم هست والا مسكوت عنه ميگذاشت اگر توجه بفرمائيد در آن ذيل هست كه «موظف هست مجلس را در جريان قرار بدهد».
فارسي ـ سؤال و استيضاح مربوط به انجام وظيفه نخست وزير و هيأت وزيران است و در حدود مسئوليتي است كه مجلس به آنان ميدهد ميتواند سؤال يا استيضاح بكند و هيچ ربطي به خيانت سياسي ندارد.
صبح هم گفتم مثلا ممكن است وزير كشاورزي توطئه عليه امنيت كشور بكند و يا توطئه براي كودتا بكند.
نايب رئيس (بهشتي) - اين ربطي به مجلس ندارد؟ (فارسي ـ ربطي به كار كشاورزي ندارد.)
اين ربطي به مجلس ندارد؟ يعني اگر مجلس ديد آنها توطئه ميكنند ساكت باشد و بگويد دادگاه رسيدگي بكند؟ فارسي ـ اگر وزير كشاورزي جرم مرتكب شده و يا توطئه كودتا كرده است مجلس فقط سؤال در حدود وظيفهاش ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) - نه آقا، استيضاح راجع به وظيفه سياسي هم ميكند اينكه معمول است و خود شما هم ميدانيد.
فارسي ـ راجع به توطئه كودتا استيضاح ميكند؟ (نايب رئيس ـ بلي) استيضاح يعني مجلس توضيح ميخواهد راجع به وظيفهاي كه به او سپردهاند.
نايب رئيس (بهشتي) - كم لطفي ميكنيد آقاي فارسي، وظيفه مهم سياسي شان از وظيفه خاص اداري شان از نظر ملت خيلي مهمتر است.
رأي اعتماد كه ميدهند كه براي كار اداري نيست اينها امين سياسي ملت هستند.
(فارسي ـ وزير كشاورزي امين سياسي ملت است؟) بلي و همچنين هيأت دولت.
پس براي چيست كه ميگوئيم هيأت وزيران مسئوليت مشترك دارند؟ (فارسي ـ براي اجراي برنامه وزارت كشاورزي خواسته است كودتا بكند؟) خير خارج از آن وظيفهاش.
آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.
(موسوي تبريزي ـ من مخالفم) آقاي حجتي حضرتعالي سؤالي داشتيد؟ حجتي كرماني ـ اينكه فرموديد اعم است آيا شق اول زمان تصدي را هم ميگيرد؟ نايب رئيس (بهشتي) - بلي هم زمان تصدي و هم زمان غير تصدي است.
آقاي دكتر غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ به نظرم ميرسد كه منظور رسيدگي به خيانت سياسي بعد از تصدي است كه ديگر سمتي ندارد و فردي عادي است كه قسمت اول اصل اين مطلب را ميگويد و كافيست شما چيزي را تابع تشريفات نگوئيد و او هم مثل مردم عادي است و طبق مقررات تعقيب ميشود و راجع به قسمت دوم اگر مجلس فرض كرديم كه آنقدر غافل است و بي خبر كه حتي يك سؤال و استيضاح و تعليق هم درباره يك خيانت سياسي كه در دادگستري هم برايش پرونده هست انجام نميدهد بنابراين در قسمت اول اگر ذكري نكنيم مثل مردم عادي است و فايدهاي بر آن مترتب نيست و قسمت دومش هم كه ارسال پرونده به مجلس است پرونده را به يك مرجع قضائي ارسال ميكنند ولي اگر يك مجلس بي خبري بود و خواستند او را با خبر كنند يك خلاصه پروندهاي را برايش ارسال ميكنند ولي همانطور كه بارها گفته شد آنجا مرجع قضائي نيست كه پرونده را به آنجا بفرستند و به هر حال اين اصل خيلي پراكندگي و اشكال دارد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي دكتر غفوري، در پاسخ برادرمان آقاي فارسي عرض كردم كه آن قسمت اول برحسب پيشنهاد آقايان از جمله خود شما نفي آن چيزهائي است كه تشريفاتي است يعني بعدها يك قانون عادي هم نميتواند بيايد اين تشريفات را قائل بشود چون اگر ما اينجا «مسكوت عنه» بگذاريم يك قانون عادي بعداً ميتواند بيايد و اين تشريفات را قائل بشود، اين سد آن راه است.
مير مرادزهي ـ جرم سياسي هنوز در هيچ يك از كشورها تعريف نشده است كه جامع و مانع باشد و از طرفي ممكن است وزيري مثل وزير كشاورزي مرتكب جرم سياسي نشود يا مثلا توطئه عليه كشور نكند ولي سياستي در پيش بگيرد كه كشاورزي ايران را بحدي ميرساند كه رشدش به زير صفر ميرسد، همانطور كه قبلا به منهاي 6 درجه زير صفر رسيده بود.
با او چكار ميكنيد؟ با توجه به اينكه هر وزارتخانهاي با توجه به وظايف خاصش يك تخصصي ميخواهد چون اعمال و رفتار گذشته ايجاب ميكند كه جرم نميشود به آنها گفت ولي در عين حال يك مفهومي دارد كه كشور را به سقوط ميكشاند.
نايب رئيس (بهشتي) - جنابعالي ميدانيد كه همه جرائم را بايد قوانين عادي تعريف كند الان ما داريم قانون اساسي مينويسيم بنابراين بعداً قانون عادي با دقت و توجه به نكاتي كه حضرتعالي و ديگران فرموديد تعريف ميكند.
(ميرمرادزهي ـ تا به حال كه تعريف نشده است.)
ان شاء اللّه جنابعالي همكاري كنيد تا تعريفش كنيم.
تهراني ـ من يك اشكال آئين نامهاي از طرف خود و عدهاي از دوستان دارم و ان اينست كه ما هم ديگر صحبها حاضر نميشويم براي اينكه آقايان صحبها نميآيند و بعداً دوباره بايد مطالب اينجا تكرار شود و وقت مجلس تلف ميشود پس اگر اينجور باشد ما هم ديگر نميآئيم.
نايب رئيس (بهشتي) - شما صبح تشريف بياوريد دوستان ديگر هم ميآيند.
آقاي رباني املشي به عنوان مخالف صحبت ميكنند.
رباني املشي ـ بسم اللّه الرحمن الرحيم.
با اينكه امروز صبح تصميم گرفته شد كه پس از آنكه آن همه بحث راجع به اين اصول شد ديگر بعد از ظهر صحبتي نشود اما در عين حال من كه جز يك بار از اين تربيون استفاده نكردم يعني بعد از رسميت مجلس ولي چون اين اصل مسخ شد و دو مرتبه به مجلس آمد خواستم عرايضي بكنم.
اين اصلي كه قبلا پيشنهاد شده بود و متأسفانه سي و هشت رأي آورد و رأي كافي نياورد براي اثبات اين بود كه در محاكمه رئيس جمهور و نخست وزير و وزراء روي حساب مأموريت و وظيفهاي كه به عهده آنها گذاشته شده طي مقدماتي لازم باشد.
اين اصل به تصويب نرسيد و اصلي كه امروز مطرح است درست مسخ شده آن اصل است و درست نقطة مقابل آن اصل است.
در آن اصل ميخواست اثبات مقدمات بكند كه همينطور هر كس نتواند رئيس جمهور و نخست وزير و وزراء را به دادگاه بكشاند ولي در اين اصل، آمدهايم و داريم اين مطلب را اثبات ميكنيم كه هر كسي ميتواند رئيس جمهور و وزراء را به دادگاه بكشد در صورتيكه طبق قضيه اقتضا ميكرد كه همان اصل قبلي را كه به آنها اعتماد كرده و گفته است من قبول دارم و ما قبول داريم كه شما هيأت وزيران مجري نظرات ما خواهيد بود و آنچه را كه ما دستور ميدهيم شما اجرا خواهيد كرد شما افراد امين و مطمئني هستيد و ما به شما اعتماد كرديم و كارها را به شما محول كرديم.
اگر بنا باشد يك كارهائي از طرف مجلس به نخست وزير و وزراء محول شده باشد و هيأت وزيران حق نداشته باشند از طرف خود كوچكترين اظهار وجودي مستقلا بكنند حالا اگر اينها متهم شدند كه شما از سياست مملكت، از سياست مجلس شوراي ملي تخلف كرديد و خيانت كرديد يعني خلاف كرديد و غير از آنچه را كه مجلس دستور داده بود شما عمل كرديد آيا در آنجا جا ندارد كه مطلب به مجلس شوراي ملي برود تا مجلس شوراي ملي نظر بدهد اين نخست وزير مطابق ميل ما رفتار كرده يا مخالف ميل ما رفتار كرده؟ و معناي رفتن به مجلس بيشتر از اين نبود كه اگر اكثريت مجلس نظر دادند كه اين سياست همان سياست خود ما هست و از طرف ما القائ شده است در آن صورت آن كساني را كه مخالفت ميكنند و وزراء را متهم ميكنند لابد غرض ورزي ميكنند و اعمال نظر خصوصي ميكنند و نبايد آنها به دادگاه بروند.
حالا اگر گفتند خير اين آقا همين جور است و تخلف كرده است بايد به دادگاه برود پس بايد اين اصل را كه در اينجا الان مطرح است و دارد به رأي گذاشته ميشود درست مسخ شده اصل قبلي است و تمام امتيازاتي را كه نه براي نخست وزير و وزراء بلكه امتيازي را كه ما براي ادارة ملت و نمايندگان ملت قائل بوديم آن امتيازات را لغو كرديم و گفتيم ملت نه ملت، رئيس مجلس نه رأي مجلس بمحض اينكه كسي اينها را متهم كرد بفرمائيد برويد دادگاه و خيال ميكنم اين كار مملكت را به آشوب ميكشد.
ما از ريسمان سياه و سفيد ترسيدهايم و درست است كه ترسيدهايم اما نبايد ترس از ريسمان سياه و سفيد حتي با علم به اينكه اين ريسمان سياه و سفيد است، وجود داشته باشد.
ما داريم مجلس و رأي نمايندگان مردم را ناديده ميگيريم.
به نظر من اين براي ثبات مملكت درست نيست زيرا هر روز رئيس جمهور و آقايان وزراء متهم خواهند شد و به دادگاه ارجاع داده خواهند شد.
نايب رئيس (بهشتي) - چون مطلب همان مطلب صبح بود اگر احساس ميكنيد كه لازم است يك نفر موافق صحبت بكند، صحبت بكند.
(نمايندگان ـ احتياجي نيست.)
بنابراين اصل را براي رأيگيري ميخوانم: باريك بين ـ نوشته شده «چنانچه اتهام در زمان تصدي آنها باشد پرونده به مجلس شوراي ملي فرستاده ميشود.
» من فكر ميكنم رسيدگي به پرونده اگر در زمان تصدي شد ممكن است اتهام در زمان تصدي باشد ولي رسيدگي بعد باشد آنوقت اين عبارت ميرساند كه اگر اتهام در زمان تصدي شد ولو رسيدگي بعد از زمان تصدي آنها شد باز پرونده بايد به مجلس شوراي ملي برود.
نايب رئيس (بهشتي) - با اين دقت طلبگي كه ميفرمائيد ممكن است مگر چنين چيزي استفاده بشود ولي عرفاً ميدانند كه منظور چيست چون فلسفه مطلب روشن است.
(باريك بين ـ اتهام غير از رسيدگي است).
اصل 115 را براي رأيگيري ميخوانم: اصل 115 هر گاه رئيس جمهور، نخست وزير يا وزيران به خيانت سياسي متهم شوند، دادگاه صالح براي رسيدگي به جرائم سياسي به اتهام آنها رسيدگي ميكند و چنانچه اتهام در زمان تصدي آنها باشد پرونده به مجلس شورا ي ملي نيز فرستاده ميشود تا درباره سؤال، استيضاح يا تعليق متهم تصميم مقتضي اتخاذ شود.
(اخذ رأي بعمل آمد و نتيجه آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - عدة حاضر هنگام اخذ رأي شصت و يك نفر، شماره كل آراء شصت و يك رأي، موافق چهل و شش نفر، مخالف شش نفر، ممتنع نه نفر، بنابراين تصويب نشد و ديگر اين را برنمي گردانيم.

4ـ طرح و تصويب اصل 117 (اصل يكصدو چهل و يكم) نايب رئيس (بهشتي) - اصل 117 مطرح است كه قرائت ميشود.
اصل 117 ـ رئيس جمهور، نخست وزير وزيران و كارمندان دولت نميتوانند بيش از يك شغل دولتي داشته باشند و داشتن هر نوع شغل ديگر در مؤسساتي كه تمام يا قسمتي از سرمايه آن متعلق به دولت يا مؤسسات عمومي است و وكالت دادگستري و مشاوره حقوقي و نيز رياست و مديريت عامل يا عضويت در هيأت مديره انواع مختلف شركتهاي خصوصي جز شركتهاي تعاوني ادارات و مؤسسات براي آنان ممنوع است.
نخست وزير ميتواند در موارد ضرورت بطور موقت تصدي چند وزارتخانه را بپذيرد، سمتهاي آموزشي در دانشگاهها و مؤسسات تحقيقاتي از اين قاعده مستثني است.
رشيديان ـ درباره اين اصل همة بحثها شده است.
نايب رئيس (بهشتي) - بلي همة بحثها دو نوبت شده است، حالا اميدوارم سؤالات كوتاه باشد.
آقاي منتظري بفرمائيد.
رئيس (منتظري) ـ اينكه نوشته شده نميتوانند بيش از يك شغل دولتي داشته باشند حالا اگر فرض كنيد يك كارمند دولتي هست و شغل دولتي دارد او در شركتي هم نيست اما ميخواهد كاسبي كند ولي به كار دولتيش كمتر ميرسد.
(نايب رئيس ـ اين ممنوع نيست.)
چه فرقي ميكند كه در شركتي كار كند يا برود يك مغازه باز كند؟ اسمش را نوشته حقوِ دولتيش را ميگيرد و يك تجارتخانه هم باز كرده و براي خودش كار ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) - عرض من اينست كه در اينجا نوشته شده كه اگر در يك شركت خصوصي هم كار كند كه سهام دولتي نداشته باشد ممنوع نيست.
رئيس (منتظري) ـ خير نگفتيم، در اينجا نوشته شده «عضويت در هيأت مديره انواع شركتهاي خصوصي» چه فرِ ميكند؟ نايب رئيس (بهشتي) - بخاطر سوء استفاده است، زيرا در آنجا هيأت مديره و مدير عامل به خاطر سوء استفاده ذكر شده است و اين اصل چند بعد دارد.
منتظري ـ يك بعدش اين است كه ميخواهيم كار دولتيش را خوب انجام بدهد.
اگر بنا باشد وقتش را در زاويه صرف كند كارش متوقف ميشود خوب اين يك تجارتخانهاي باز ميكند و گاهي هم يك سري به اداره ميزند و ميرود.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي عرب بفرمائيد.
(عرب ـ مخالف مشروط هستم.)
آقاي خزعلي بفرمائيد.
خزعلي ـ در پيش نويس سابق آمده بود كه رياست جمهور، نخست وزيري و نيابت آن، وزارت و قائم مقامي و معاونت آن، استانداري و فرمانداري و ديگران، اينها ممنوع هستند حالا در اينجا عنوان كارمند استاندار و فرماندار را هم ميگيرد ولي نمايندگي مجلس شوراي ملي قبل بوده است كه حالا در اينجا نيامده است و كارمند اداري وضعش مانند سابق نيست يكي هم عضويت در شوراي نگهبان قانون اساسي و عضويت در شورايعالي قضائي اينها را اگر در قسمت قضائي، كارمند ميدانيد ولي فقهايي كه در شوراي نگهبان هستند كارمند نيستند و همچنين قسمت بخصوص نمايندگي مجلس شوراي ملي.
نايب رئيس (بهشتي) - اصل پيش نويس يك آهنگ ديگر داشت و اين آهنگ ديگر دارد و در اينجا صبح تشريف داشتيد كه بيشتر جلوي دو مطلب ميخواست گرفته شود يكي چند شغلي بودن براي كاركنان دولت و يكي هم اعمال نفوذ.
در حقيقت اين اصل براي جلوگيري از تمركز مشاغل در افراد معين بود و يك نوع مبارزه با انحصار طلبي قدرت است و همچنين يك نوع مبارزه با اعمال نفوذ، زيرا در مورد شركتها گفتهايم عضويت هيأت مديره آنها ممنوع است.
آهنگ اين اصل با آهنگ آن اصل خيلي فرِ دارد اين است كه طبعاً بعضي مواردش هم با آن فرِ ميكند.
خزعلي ـ دربارة نمايندگان مجلس هم اين مطلب صادِ است.
نايب رئيس (بهشتي) - يعني شرط كنيم كه نمايندگان مجلس نميتوانند شغل دولتي داشته باشند ميشود اين را گنجاند؟ دكتر شيباني ـ اين جزو شرايط انتخاب شدن است.
دكتر ضيائي ـ شرط نمايندگي استعفا است.
نايب رئيس (بهشتي) - بايد بنويسيم از اين حكم مستثني است چون آن ذيل هم جزو اين اصل است نميتوانيم از اين اصل بنويسيم.
آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ بنده راجع به نمايندگان مجلس ميخواهم يك جمله اضافه كنم و آن اين است كه آقايان توجه بفرمايند كه يك فلسفة اين اصل جلوگيري از اعمال نفوذ است و اعمال نفوذ نمايندگان مجلس از خيليها بيشتر است پس آن را هم حتماً اضافه كنيد.
فارسي ـ از شرط نمايندگي است.
نايب رئيس (بهشتي) - جاي مناسبش اينجا است «نمايندگي مجلس و وكالت دادگستري و مشاوره حقوقي» آقاي رحماني بفرمائيد.
رحماني ـ بايد تصدي چند وزارتخانه با اجازه مجلس باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - طبعاً اينطور هست براي اينكه وقتي مجلس ميخواهد رأي اعتماد بدهد دولت كه ميآيد و معرفي ميكند ميگويد اين وزارتخانه و اين وزارتخانه را من به عهده دارم اين است كه خود بخود نظر جنابعالي تأمين است.
آقاي ميرمرادزهي بفرمائيد.
ميرمرادزهي ـ اگر آقاي تهراني اجازه بفرمايند ميخواستم سؤال كنم، آيا راجع به كادر خدمات درماني صبح صحبت شده است يا خير؟ نايب رئيس (بهشتي) - بلي، صبح صحبت شد و گفتيم اين راهم با توجه به جميع جوانبش لزومي ندارد دو شغل دولتي باشد ميتواند يكي دولتي و يكي آزاد باشد.
ميرمرادزهي ـ آقاي دكتر روحاني در اين زمينه بهتر ميدانند.
رباني املشي ـ ايشان دعا ميكنند كه ضرورت ايجاب ميكند كه بعضي از افراد كادر درماني روز بيكاري شان را در جاي ديگر كار كنند.
نايب رئيس (بهشتي) - منظورتان كار دولتي است؟ آقاي مرادزهي، صبح صحبت شد و گفته شد كه اگر اين شخص يك روز اينجا نيست لابد يك طبيب ديگر به جايش هست، بنابراين خوب اين يك جا كار ميكند و او هم يك جاي ديگر كار ميكند اظهارنظر آقاي دكتر شيباني از همه ما اوليتر است.
آقاي دكتر شيباني شما بفرمائيد.
دكتر شيباني ـ تا به حال آنچه كه بنده در بيمارستان ديدهام آن اطبائي كه ميگفتند تمام وقت باشند ميآمدند بيمارستان و مريضها را از آنجا روانة مطبشان ميكردند و تابلوي مطبشان را هم خيلي بزرگ ميزدند به اين دليل آنها نبايد دو شغلي باشند.
تمام وقت كار بكنند ولي پول بيشتري به آنها بدهند.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي يزدي بفرمائيد.
يزدي ـ فلسفة ممنوعيت شركت در هيأت مديره با عضويت در هيأت مديره اين است كه از قدرتش استفاده نكند و اينكه استثناء شده است جز شركتهاي تعاوني، شركتهاي تعاوني اتفاقاً از مؤسسات انتفاعي است و اين استثناء به نظر من صحيح نيست.
نايب رئيس (بهشتي) - صبح هم مذاكره شد كه منظور شركتهاي تعاوني كارمندان است نه هر شركتي.
يزدي ـ شركتهاي تعاوني كارمندان هم كه باشد وقتيكه اين آقا يك موقعيت دولتي دارد و جزو هيأت مديره همان قسمت باشد از موقعيتش ميتواند استفاده بكند.
(نايب رئيس ـ پس چه كسي اين كار را بكند؟) ميتواند عضو باشد و سهيم باشد.
سهيم بودن و عضو بودن يك مسأله است و عضو هيأت مديره بودن يك مسأله ديگر است.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي يزدي، تعاوني اينطور نيست تعاوني سودش مربوط به خود كارمندان است مثلا يك اداره سي نفر كارمند دارد و يك شركت تعاوني درست ميكنند و يك هيأت مديره ميخواهد شما ميفرمائيد هيأت مديره را از خارج از اين كارمندان بياورند؟ (يزدي ـ خير عرض ميكنم اين آقايان...)
به سؤال جواب بدهيد فرض كنيد يك اداره هست در يك شهري و سي نفر كارمند دارد و ميآيند يك شركت تعاوني براي اين سي نفر كارمند درست ميكنند، ميفرمائيد اعضاي هيأت مديره اين شركت تعاوني را از خارج اين اداره بياورند؟ (يزدي ـ خير، طبعاً بايد از بين خودشان باشند.)
آقاي رشيديان بفرمائيد.
رشيديان ـ بنده يك تذكر آئين نامهاي دارم.
بارها در اينجا يك پيشنهاد و تذكر داده شده و منطقي هم بوده است كه حد نصاب اشخاص براي رأيگيري بيش از آن حدي است كه آئين نامه تعيين كرده با توجه به اينكه الان من اسم پنج نفر را يادداشت كردهام كه اينها به كلي در مركز نيستند و شصت و نه نفر در مركز حاضر هستند و باز حد نصاب را چهل و هشت نفر حساب ميكنيم اين صحيح نيست.
با توجه به اين اصل به اين خوبي كه اگر رئيس جمهور و ساير مقامات خيانت بكنند...
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي رشيديان من فقط يك تذكر آئين نامهاي به شما دارم و آن اين است كه ما در اثناي اينكه داريم روي يك اصل بحث ميكنيم...
رشيديان ـ آقاي دكتر بهشتي، من نوبت گرفتم و اين مسأله مهم است براي اينكه ديروز وقت ما تلف شد و يك ساعتونيم روي يك اصل بحث شد در حاليكه يك اصل واقعاً اسلامي بود.
نايب رئيس (بهشتي) - شما در فاصله دو اصل نوبت بگيريد و در اين باره صحبت بكنيد نه اينكه الان ما داريم افكار...
(رشيديان ـ آقاي دكتر من نوبت گرفتم و الان وقت تلف ميشود، همانطور كه ديروز وقت ما تلف شد.)
حالا هم دارد تلف ميشود.
آقاي عرب به عنوان مخالف بفرمائيد.
(مشكيني ـ من يك پيشنهاد دادهام راجع به اصل بعدي.)
بسيار خوب آقاي عرب به عنوان مخالف بفرمائيد.
عرب ـ بنده دوست ندارم وقت مجلس تلف بشود اگر حرف من حل بشود من از وقت خودم ميگذرم و همينجا ميگويم اين مسأله دو جا كار كردن براي همه ممنوع باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي عرب هم در جلسه پيشنهاد كردند كه در قانون اساسي بنويسيم بطور كلي كار كردن در دو جا براي همه افراد ملت ايران ممنوع باشد اعم از كارگر و كشاورز و پيشه ور همه...
(منتظري ـ مأمور دولت نبايد جاي ديگر كار كند.)
اجازه بفرمائيد چون اين اصل جديدي است جاي ديگر جداگانه مطرح بشود.
منتظري ـ كار جديدي نيست، بنويسيم دولتي و غير دولتي.
حيدري ـ وكلائي كه در استخدام دولت نيستند چرا ممنوع شوند؟ نايب رئيس (بهشتي) - منظور وكلائي است كه در استخدام دولتند، وكلائي كه شغل دولتي ندارند ممنوع نيستند.
اصل 117 را براي رأيگيري ميخوانم: اصل 117 (اصل يكصد و چهل و يكم) ـ رئيس جمهور، نخست وزير وزيران و كارمندان دولت نميتوانند بيش از يك شغل دولتي داشته باشند و داشتن هر نوع شغل ديگر در مؤسساتي كه تمام يا قسمتي از سرمايه آن متعلق به دولت يا مؤسسات عمومي است و نمايندگي مجلس شوراي ملي و وكالت دادگستري و مشاوره حقوقي و نيز رياست و مديريت عامل يا عضويت در هيأت مديره انواع مختلف شركتهاي خصوصي جز شركتهاي تعاوني ادارات و مؤسسات براي آنان ممنوع است.
نخست وزير ميتواند در موارد ضرورت بطور موقت تصدي برخي از وزارتخانهها را بپذيرد، سمتهاي آموزشي در دانشگاهها و مؤسسات تحقيقاتي از اين حكم مستثني است.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - نتيجه رأي، عدة حاضر هنگام رأيگيري شصت و چهار نفر، تعداد كل آراء شصت و چهار رأي، موافق شصت نفر، مخالف يك نفر، ممتنع سه نفر، بنابراين تصويب شد تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

5ـ طرح و تصويب اصل 118 (اصل يكصد و چهل و سوم) نايب رئيس (بهشتي) - اصل 118 قرائت ميشود.
اصل 118 ـ ارتش جمهوري اسلامي ايران پاسداري از استقلال و تماميت ارضي و نظام جمهوري اسلامي كشور را بر عهده دارد.
عدهاي از نمايندگان ـ رأي بگيريد، در جلسه مشترك هم بحث شده است.
نايب رئيس (بهشتي) - اجازه بفرمائيد كه پيشنهادي از آقاي مشكيني رسيده بخوانم.
ايشان پيشنهادي كردهاند و صبح هم تذكري داشتند كه در حقيقت آن تذكرشان هم در اين پيشنهاد هست.
ايشان چنين پيشنهاد كردهاند: «اصل 118 ـ به مفاد آية كريمه (واعدوالهم مااستطعتم من قوة و من رباطالخيل ترهبون به عدواللّه وعدوكم و آخرين من دونهم لاتعلمونهم اللّه يعلمهم) دولت جمهوري اسلامي موظف است براي پاسداري از استقلال و تماميت ارضي و نظام جمهوري اسلامي كشور، ارتشي نيرومند در خور نياز از افراد ملت تشكيل دهد و در تهيه تسليحات و تجهيزات لازم همه امكانات خود را بكار گيرد.
» اگر موافقيد...
سبحاني ـ اين مسأله اگر در اصل 126 مطرح شود مناسبتر است چون براي افراد است و براي نظاميان نيست.
كرمي ـ اين پيشنهاد بايد در جلسه مشترك مطرح شود، اينجا مطرح نكنيد.
يزدي ـ به نظر من آيه شريفه ذكر شود و به دنبال آيه، همين اصل 118 نوشته شود.
نايب رئيس (بهشتي) - آن كه ديگر يكي ميشود.
حجتي كرماني ـ بگذاريد خود آقاي مشكيني توضيح بدهند.
نايب رئيس (بهشتي) - بفرمائيد آقاي مشكيني.
(مشكيني ـ متنش روشن است.)
آقاي طاهري اصفهاني بفرمائيد.
طاهري اصفهاني ـ من يك جمله كوتاه بگويم، شما دراين اصل 118 چه نوشتهايد؟ نقش ارتش را، نقش ارتش پاسداري از استقلال، تماميت ارضي و نظام جمهوري اسلامي كشور است، اگر اين نقصي دارد به آن اضافه كنيد، آنچه جناب آقاي مشكيني فرمودند آن يك اصل ديگر ميخواهد كه جمهوري اسلامي ايران موظف است به موجب اين آيه ارتشي مجهز بنانهد.
هاشمي نژاد ـ با توجه به سابقه اين مملكت و نظام و رژيم شاهنشاهي كه بود و تقويت ارتش و آن وضعي كه داشتيم، اين تعبير در اين شرايط به هر حال ممكن است آن تداعي معاني را پيش بياورد.
رباني املشي ـ فعلا براي اين اصل رأي بگيريد آنرا بگذاريد براي بعد.
نايب رئيس (بهشتي) - مسلماً منظور از اين پيشنهاد آقاي مشكيني را ميتوانيم فردا صبح طي يك اصل جداگانهاي مقدم بر اين اصل بياوريم و تنظيم كنيم كه در حقيقت مبداء ايدئولوژيك لزوم و ضرورت ارتش باشد، پس آنرا موكول به فردا ميكنيم و اين اصل را كه نقش ارتش هست به همين صورت به رأي ميگذاريم.
آقاي غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ به خاطر مسأله و نقش مهمي كه ارتش دارد و بخصوص كه ما ميخواهيم اين قانون در وضع آينده ما معرف وضع اسلامي باشد، ما بايد همانطوريكه ايشان اشاره كردند اصولي منضبط و محكمتر از اين كه هست تدوين كنيم.
فكر ميكنم علي الحساب اينجا بنويسيم «ارتش جمهوري اسلامي ايران پس از تجهيز نوين براساس نظام اسلامي...
» چون ما ده، بيست هزار نفر ارتشي ميخواهيم مجهز به آخرين مسائل علمي روز مربوط به ارتش، كه نظارت و اشراف داشته باشد و بقيه افراد مردم همه سربازان مملكت هستند و ما يك ارتش بيكار با چهارصد و هفتاد هزار نفر عضو با اين حقوقهاي گزاف و با اين وضع نارضائي نميخواهيم.
بنابراين من پيشنهاد ميكنم «ارتش جمهوري اسلامي ايران پس از تجهيز نوين براساس نظام اسلامي پاسداري از...
» (يكي از نمايندگان ـ تجهيزات نوين روز بروز عوض ميشود و براي فردا كهنه ميشود.)
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي رحماني بفرمائيد.
(رحماني ـ بايد بنويسيم «پاسداري و دفاع».)
آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ من دو سؤال دارم، يكي اينكه كلمه دفاع اينجا نيست پاسداري براي دفاع هم كفايت ميكند يا دفاع را هم بگذاريم؟ ديگر اينكه تماميت، ارضي به معناي تماميت «خاك» تنها نيست، فضا يا قسمتي از آبهاي ساحلي را مثل فلات قاره شامل ميشود.
اگر اشكالي ندارد بعد از تماميت ارضي توضيح بدهيم «در تمام جوانب فضائي و زميني و دريائي فلات قاره».
نايب رئيس (بهشتي) - از نظر اصطلاح همه اينها را شامل ميشود.
(خامنهاي ـ تصريح اگر احتياط باشد، گذاشتن اين چند كلمه اشكالي ندارد.)
آقاي منتظري بفرمائيد.
رئيس (منتظري) ـ عقيده من اينست كه پيشنهاد آقاي مشكيني با اين اصل فعلي هر دو به يك اصل تبديل شود و اگر صلاح ميدانيد با دست رأي بگيريد كه آيا آنرا قرار بدهيم؟ يا اگر نميخواهيد، بگذاريد باشد براي فردا و اصل بعدي را مطرح بكنيد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي طاهري خرم آبادي بفرمائيد.
طاهري خرم آبادي ـ مفهوم پيشنهاد آقاي مشكيني اين است كه ما ارتشي نداريم و دولت موظف است ارتشي تشكيل بدهد واين مفهوم زننده است، اگر هم صدر و پايه را تلفيق بكنيم بدون اينكه اين استفاده از آن بشود خوب است والا زننده است.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي هاشمي نژاد بفرمائيد.
هاشمي نژاد ـ همان مسأله دفاع كه دوستان هم فرمودند منتها نه به صورت تلفيق بلكه چون وزارتمان وزارت دفاع است، به جاي پاسداري بنويسيم دفاع از استقلال كه جالبتر است.
نايب رئيس (بهشتي) - (خطاب به هاشمي نژاد) معمولا دفاع بيشتر تداعي ميكند با جائي كه دشمني حمله كرده و حالا اين دفاع ميكند ولي پاسداري هر دو حالت را شامل ميشود.
(رحماني ـ پاسداري او دفاعي است.)
ديگر عرض ميكنم اعم از اينكه دفاع كردهاند يا نكردهاند.
رئيس (منتظري) ـ اين اصل ديگر توضيح واضحات است مثل اينكه بگوئيم آب براي خوردن است.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي اشراقي بفرمائيد.
اشراقي ـ اين اصل راجع به ارتش موجود است كه وظيفة او را تعيين ميكند، اگر اين ارتش خوب نيست و به ارتشي بهتر از اين نياز داريم اين بايد بعداً بحث بشود و مثلا آيه هم در صدر آن نوشته بشود.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي فارسي بفرمائيد.
(فارسي ـ مخالفم).
آقاي كياوش بفرمائيد.
كياوش ـ به نظرم رسيد كه نوشتن پيشنهاد آقاي غفوري «پس از تجهيز ارتش نوين» در اين موقعيت انسجام فعلي ارتش را هم به هم ميزند.
نايب رئيس (بهشتي) - به هم ميزند.
آقاي فاتحي بفرمائيد.
(فاتحي ـ بعد از كلمه استقلال كلمه آزادي هم اضافه بشود.)
آقاي آيت بفرمائيد.
(آيت ـ من مخالف مشروط هستم.)
آقاي رباني شيرازي بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ اين اصل جز وظيفه ارتش چيز ديگري را نميگويد و بمنزله مدخلي است براي ساير اصول كه مربوط به ارتش است و منافاتي با مسألهاي كه آقاي مشكيني گفتند، ندارد اگر نباشد آنرا هم بعد از اين ذكر ميكنند.
نايب رئيس (بهشتي) - بلي، يك اصل هم قبل از اين جا افتاد.
(منتظري ـ اينها توضيح واضحات است.)
آقاي مكارم بفرمائيد.
(مكارم شيرازي ـ اگر دفاعي لازم باشد بنده موافقم.)
من ليست اسامي را بستم.
(طاهري اصفهاني ـ اين اصل صبح رأي آورد.)
بلي شصت رأي هم آورد.
آقاي فارسي به عنوان مخالف صحبت ميكنند و آقاي مكارم به عنوان موافق، بفرمائيد آقاي فارسي.
فارسي ـ بسم اللّه الرحمن الرحيم.
راجع به اين اصل من مخالف هستم ولي با مختصر تغييري ميشود موافق شد.
علت مخالفت اين است كه ميگويد ارتش جمهوري اسلامي ايران، اين كدام ارتش است كه در عالم واقع پاسداري از نظام جمهوري اسلامي را به عهده دارد؟ در حاليكه انقلاب ما از طريق شورش تودههاي مردم عليه همين نيروي مسلح و همين ارتش بود و به پيروزي رسيديم...
(همهمه و اعتراض شديد نمايندگان) (نمايندگان ـ اجازه ندهيد عليه ارتش صحبت كنند.)
اين ارتش بايد مثل همه ادارات تجديد بنا بشود.
دكتر شيباني ـ همين ارتش بود كه اسلحه را در دست مردم گذاشت.
فارسي ـ آن قسمتي از ارتش بود.
(اعتراض شديد نمايندگان) دكتر شيباني ـ ايشان حق ندارد عليه ارتش حرف بزند، ارتش خدمت كرده است عده زيادي از بزرگان ارتش به خود من مراجعه كردند و گفتند عليه شاه قيام ميكنيم، چرا اينطور ميكنيد؟ فارسي ـ بلي آن بخش صالح ارتش است و در آن شكي نيست.
(همهمه و اعتراض شديد نمايندگان) نايب رئيس (بهشتي) - آقايان بفرمائيد خواهش ميكنم سكوت و متانت را حفظ بفرمائيد.
طاهري اصفهاني ـ خدا شاهد است بد منعكس ميشود.
اصلا ايشان صبح تشريف نداشتند و نبايد حرف بزنند.
فارسي ـ آن آقائي كه موافق است ميآيد صحبت ميكند و جواب ميدهد.
(همهمه نمايندگان ـ زنگ رئيس) فعلا آقاي مكارم به اين سؤال جواب بدهند كه منظور از ارتش، ارتش آينده است يا همين ارتش است كه هست؟ پرورش ـ فرمانده كل قواي ارتش الان امام است.
(همهمة شديد نمايندگان ـ زنگ رئيس) صافي ـ بحث در مصداِ بود يا كل ارتش جمهوري اسلامي؟ نايب رئيس (بهشتي) - آنچه قدر مسلم است اين است كه در اين جلسه ما اگر حرفي را هم كه سوءتفاهم بياورد، وقتي در جو آرام گفته شود و در جو آرام يك نفر ديگر در مقابل او دفاع كند و او را رد كند بهتر است و بعد برادران ارتشي كه هوادار انقلاب و جمهوري اسلامي هستند (يزدي ـ و بروند) و در ماههاي آخر انقلاب مخصوصاً به پيروزي اين انقلاب كمك كردند و با در هم شكستن قدرت استبداد از درون، راه را براي پيروزي با خونريزي كمتر هموار كردند، آنها متوجه ميشوند كه برادرمان آقاي فارسي چه گفته و برادرمان آقاي مكارم در پاسخ ايشان چه ميگويند و هيچ سوء تفاهمي هم پيش نميآيد.
الان برادرمان آقاي فارسي در ميان هيجان دوستان نتوانستند مطلبشان را بگويند.
ما روا نداريم كه برادرهاي ارتشي مطلب يك برادر را كه بيش از خيلي از ماها به پادگانها ميروند و براي ارتشيها صحبت ميكنند بدتلقي كنند.
ما روا نداريم كه ايشان كه اينجا يك مطلبي را براي توضيح ميگويند و خودشان هم گفتند كه با يك تغيير موافقند، به ايشان مجال ندهيم كه چه ميگويند و بعد جواب بدهيم.
اگر مطلبشان صحيح بود ميپذيرفتيم، اگر از نظر ما مطلبشان غلط بود يكي از دوستان ميآمد و رد ميكرد.
بنابراين عنايت بفرمائيد كه جو جلسه كه خودش بيش از هر چيز سوءتفاهم ميآورد آرام باشد و انتظار من و همه ملت اين است كه در جلسه امكان صحبت كوتاه و جواب كوتاه و روشنگري كوتاه باشد.
آن حالت بيش از هر حالت ديگر متناسب با انقلاب ما، اسلام ما، تربيت اسلامي ما، جلسه ما، اخلاِ اسلامي ما و نتيجهگيري بهتر از اينهمه زحماتي است كه دوستان عزيز برعهده گرفتيد، مسئوليتهايتان را در شهرهايتان رها كرديد آمديد اينجا و شب و روز زحمت ميكشيد، اين است كه خواهش ميكنم ديگر چنين صحنهاي نداشته باشيم.
تهراني ـ اينطور كه جلسه اداره ميشود، اقتضا ميكند كه صبح بعضيها نيايند و صحبتها را نشنوند و آنجا بحث نشود و بعد بيايند در جلسه علني وقت ما را بگيريند.
شما رئيس مجلس هستيد و برخلاف آئين نامه رفتار ميكنيد شما خودتان يكروز قرار گذاشتيد (البته نوشته نيست) تنبيه آن كسي كه صبح نيست، بعدازظهر صحبت نكند.
شما دستور بدهيد كه همه صبح حاضر بشوند تا از كم و كيف گروهها آگاه شوند.
دكتر آيت ـ اين چه ربطي به صبح دارد؟ جوادي ـ يك حديثي است از پيغمبر(ص) ميخواهم بخوانم.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي جوادي حديث را بخوانيد.
جوادي ـ «لايقطع رسول اللّه صلي اللّه عليه و آله و سلم كلام احد حتي يجوز فيقطعه بينهي او قيام».
اين جواب نبي اكرم بود كه وسط سخن كسي حرف نميزدند اگر گوينده خلاف ميگفت از مجلس بيرون ميرفت يا اعتراض ميكرد.
اين سيره، سيره رسول اكرم بود.
هاشمي نژاد ـ ما تا حالا چنين سيرهاي نداشتيم.
جوادي ـ اگر نداشتيم برخلاف شرع بود گوينده اگر خلاف كرد شنونده يا بايد برخيزد يا اعتراض كند.
اين سيره نبي اكرم بود.
نايب رئيس (بهشتي) - متشكرم.
آقاي طاهري گرگاني بفرمائيد.
طاهري گرگاني ـ من به سهم خودم نسبت به وضعي كه در مقابل صحبتهاي آقاي فارسي در مجلس بوجود آمد اعتراض دارم چون خيلي از وزارتخانههاي ما احتياج به پاكسازي دارد، ولي چرا نميگذارند يك مرد دانشمندي كه همه چيزش را در راه انقلاب گذاشته، حرفش را بزند.
فرضاً اشتباه هم كرد بعد آقاي مكارم ميآمد اشتباهش را مرتفع ميكرد.
(همهمة نمايندگان) يزدي ـ با توجه به وضع ارتش، جو مخالف در حال حاضر براي مملكت خطر دارد و الا ايشان روي چشم ما و مورد احترام ما هستند.
طاهري گرگاني ـ من ميدانم آقاي يزدي، ولي حرف بعضيها مغرضانه بود.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي يزدي توجه بفرمائيد.
(يكي از نمايندگان ـ به حديثي كه خوانده شد توجه بفرمائيد.)
آقاي تهراني عنايت بفرمائيد.
راجع به تذكري كه به من داديد، ولي ما بعداً گفتيم فقط يك موافق و يك مخالف ميتواند صحبت كند يعني گفتيم بيش از اين نباشد.
تهراني ـ اخلاِ اسلامي اقتضاء نميكند وقت ما را بگيرد و به علت اينكه صبحها نميآيند ما مجبور باشيم تحمل تكرار مكررات را بكنيم.
نايب رئيس (بهشتي) - اجازه بدهيد، ما اين را بعداً در خدمت آقاي تهراني و دوستان عزيز حل ميكنيم...
آقاي فارسي تشريف ميآورند و اقلا مطلبشان را بيان ميكنند چون اين وضع به جاي جلوگيري از سوءتفاهم، سوء تفاهم ايجاد كرد بنابراين...
دكتر شيباني ـ اجازه بدهيد من تذكرم را بدهم بعد ايشان صحبت كنند.
نايب رئيس (بهشتي) - بفرمائيد آقاي شيباني.
دكتر شيباني ـ آقاي فارسي در جريان انقلاب در ايران نبودند، خود شما شاهديد كه فرماندهان زيادي از ارتش به شما مراجعه كردند و گفتند كه ما از داخل ارتش را متلاشي ميكنيم و خود من شاهد بودم افسران زيادي مراجعه كردند كه از ارتش فرار كرده بودند خود آقايان جريان لويزان را كه ميدانيد اكثريت ارتش همراه بودند از آقاي فارسي خواهش ميكنيم كه راجع به ارتش كه در جريان مبارزه ما است چيزي نفرمايند، بلي ما ارتش شاهنشاهي را قبول نداريم ولي ارتش جمهوري اسلامي مورد قبول ما است.
حسيني هاشمي ـ (خطاب به دكتر شيباني) نظم را شما به هم ميزنيد.
در عين حال كه يك فرد خبير در امور نظامي ميگويد يك موضوع را تذكر ميدهم و رعايت كنيد، شما به خاطر احساساتتان نميگذاريد توجه به نظر يك فرد خبير بشود.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي حسيني و آقاي دكتر شيباني، بحثهاي اينجوري را تمام كنيد.
آقاي فارسي بفرمائيد صحبت كنيد.
كرمي ـ آقاي بهشتي خواهش ميكنم...
خواهش ميكنم براي آرامش مجلس اجازه ندهيد كه ايشان صحبت كنند.
فارسي ـ آقاي كرمي سوءتفاهم شده بايد برطرف شود.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي كرمي اجازه بدهيد صحبتشان را بكنند اشكالي ندارد.
كياوش ـ قبل از صحبت آقاي فارسي من يك جمله بگويم.
كتاب انقلاب اسلامي آقاي فارسي يكي از بنيانگذاران انقلاب ايران بود كه نوشته شد اما...
نايب رئيس (بهشتي) - اجازه بدهيد آقاي فارسي مطالبشان را بفرمايند.
فارسي ـ آقاي كياوش اجازه بفرمائيد، بسم اللّه الرحمن الرحيم.
برادران عزيز روي حسن نيت در دفاع از افسران شرافتمند و درجه داران و سربازاني كه به انقلاب پيوستند، بدون اينكه بگذارند من صحبتم را ولو يكي دو دقيقه ادامه بدهم، از روي دلسوزي اعتراض كردند.
من به اين اعتراض با تقدير و تجليل نگاه ميكنم مخصوصاً آقاي دكتر شيباني كه سرعت قضاوت دارند در دفاع از حق، و لازم شد اينجا توضيح بدهم براي ملت ايران و برادران ارتشي.
من نه اينكه الان بخواهم اين حرف را بزنم، بلكه آن روزهاي اول انقلاب، چند روز از پيروزي انقلاب نگذشته بود در ورزشگاه تختي اين حرف را زدم.
آنروزي كه بعضي از سازمانها شعار انحلال ارتش را بالا ميبردند من آنوقت آنجا گفتم كه تا حالا تعريف جنگ و پيروزي اين بود كه يكي از طرفين، طرف ديگر را نابود كند.
اين تعريف مال مائوتسه تونگ بود كه ناقص است.
تعريف ديگر مال ژنرال بوفر است كه ميگويد يكي از طرفين جنگ طرف ديگر را نابود ميكند يا وادار به تسليم.
من گفتم كه اين تعريف دوم كاملتر است ولي ملت ايران شكل ثالثي از جنگ را عرضه كرد و آن اين بود كه توانست نيروي مسلح دشمن را به خودش ملحق بكندو بوسيله پيوستن اين ارتشيهاي ميهن پرست كه حتي در داخل گارد كه مطمئنترين واحد ارتش بود، اين افراد به ملت پيوستند و ارتش را متلاشي كردند نه اينكه در يك برخورد مسلحانه كاملا نيروي مسلح دشمن متلاشي بشود.
ما به آدمها و انسانها و افسر و سرباز كار نداريم توده سرباز مسلماً با ملت است.
درست است آقاي دكتر شيباني كه من در خارج بودم ولي طرح تسلط بر قوه مجريه را من دادم و ان تئوري كه هست همين است كه تودههاي ارتش و حتي بخش بزرگي از افسران در وطن دوستي است و ملت دوستي همطراز ما انقلابيون هستند.
اين قبل از انقلاب بوده است ولي اين به معناي اين نيست كه ارتش و سازمان ارتش يك سازمان شاهنشاهي نبوده است.
هاشمي نژاد ـ پس شما در كيفيت سازمان ارتش صحبت داريد؟ فارسي ـ بلي من دارم اين را توضيح ميدهم.
نايب رئيس (بهشتي) - لطفاً هيچكس تا صحبت تمام نشده صحبت نكنييد.
فارسي ـ بنابراين حرف ما روي سازمان ارتش است.
اين درست است كه يك انقلابي قديمي بشود و بگويد كه شاه خائن و امپرياليسم انگليس و آمريكا يك ارتشي درست كردند به همان شكلي كه رسول اكرم و خدا و انقلابيون ميخواستند؟ ما ميگوئيم سازمان ارتش بايد دگرگون شودو يكي از راههاي دگرگوني آن تشيكل همين سپاه پاسداران انقلاب است، نيروي مسلحي كه از انقلابيون وفادار بوجود آمده است.
شما نگذاشتيد من توضيح بدهم كه اصلا ارتش انقلابي چنانكه پيامبر اكرم (ص) ساخت چگونه بود.
اول ده سال و بيش از ده سال زحمت كشيد انسان مجاهد تربيت كرد و بعد اسلحه به دستشان داد.
ارتشي كه ما به ارث برديم به شكل ديگري بوجود آمده است، اول دستشان اسلحه داده و يك ايدئولوژي ديگر هم به آنها تبليغ كردهاند و اينطور سازمان دادهاند و ما بايد سير بكنيم به طرف آن ارتش توحيدي همچنانكه در تمام شئون جامعه، اقتصاد، آموزش و پرورش، همه شئون را بايد تحول بدهيم، اين را هم بايد تحول بدهيم.
شك نيستي كه ارتش در راه تحول قدم برداشته اما ميخواهيم بگوئيم در عالم واقع چه وقت ميخواهيم اين مسئوليت را به ارتش بدهيم؟ اين را بايد مسلم كنيم.
در اين اصل بايد مسلم بشود كه وظيفه دفاع از انقلاب و نظام جمهوري را چه وقت ميخواهيم به ارتش بدهيم؟ در عالم واقع آن زمان بايد ارتش مثل سپاه پاسدار انقلاب در آن سطح رسيده باشد كه اين مسئوليت به او واگذار بشود مسأله اين است.
متشكرم.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي مكارم بفرمائيد.
(نمايندگان ـ ديگر احتياجي به سخنان موافق نيست.)
شكر خدا، يعني اين اظهارنظر دوستان دربارة اينكه احتياجي به بيان آقاي مكارم نيست در حقيقت تأييد همين نكته است كه سخنان آقاي فارسي برادر عزيز مبارزمان از همان آغاز، سخني بوده كه ميتوانسته مورد تأييد همه قرار بگيرد و اميدوارم هيچگونه ابهامي از براي شنوندگان و بينندگان بخصوص برادران ارتشي حامي انقلاب بوجود نيامده باشد.
هاشمي نژاد ـ خود سركار توضيح بدهيد كه آقاي فارسي وقتي كه در خارج بودند آنجا ايشان عليه امپرياليسم و صهيونيسم مشغول مبارزه بودند.
نايب رئيس (بهشتي) - من عرض كردم كه برادرمان آقاي فارسي از مبارزاني هستند كه با قلم و با اقدام و قدمشان همواره در طول سالهاي متمادي در مبارزه ملت ما عليه جور و ظلم واستبداد والحاد كوشيدهاند.
بنابراين اصل را براي رأيگيري ميخوانم.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ عرض بنده اين است كه ارتش مسلماً همانطوري كه آقايان عكس العمل نشان دادند نميخواست در مقابل انقلابيون بجنگند.
اگر ميخواست بجنگد وسائلي داشت كه ميتوانست خيلي چيزها را درهم بكوبد، خود اينها در سربازخانهها را باز كردند، اسلحه به خواهران و برادران خود دادند و در كنارشان هم جنگيدند و انقلاب هم پيروز شد و آقا كه در پاريس بود من فراموش نميكنم ايشان در اعلاميهها مينوشتند كه افسران به من نامه مينوشتند و از من دستور ميخواستند.
ايشان دروغ كه نميگفت بنابراين از همان موقع كه در پاريس بود زمينه را ميچيدند.
اما ايشان سؤال كردند آيا ارتش فعلي با ارتشي كه در آينده بوجود خواهد آمد؟ ارتش فعلي بايد از نظر ايدئولوژي اسلامي سازمان بگيرد، بايد به او تعليمات داده بشود.
فرماندهان خائن هم كنار گذاشته شدند ايدئولوژي اسلامي هم كه پياده شد بقيهاش ميشود يك ارتش جمهوري اسلامي، كم و كسري هم نخواهد داشت.
نايب رئيس (بهشتي) - برادرمان آقاي فارسي ميگويند كه نوع سازماندهي هم به خواست خدا مطابق با ضوابط اسلامي باشد.
اصل 118 را براي رأيگيري ميخوانم: اصل 118 (اصل يكصد و چهل و سوم) ـ ارتش جمهوري اسلامي ايران پاسداري از استقلال و تماميت ارضي و نظام جمهوري اسلامي كشور را بر عهده دارد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - عدة حاضر در جلسه شصت و سه نفر، شماره كل آراء شصت و سه رأي، موافق پنجاه و نه نفر، مخالف يك نفر، ممتنع سه نفر، بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

6ـ طرح و تصويب اصل 119 (اصل يكصد و چهل و هفتم) نايب رئيس (بهشتي) - اصل 119 مطرح است كه قرائت ميشود.
اصل 119 ـ دولت بايد در زمان صلح از افراد و تجهيزات فني ارتش در كارهاي امدادي و توليدي و جهادسازندگي با پرداخت دستمزد عادلانه به سربازان وظيفه استفاده كند درحدي كه به آمادگي رزمي ارتش آسيبي وارد نيايد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي منتظري بفرمائيد.
رئيس (منتظري) ـ در مورد اين «با پرداخت دستمزد عادلانه...
» بايد بگويم كه اگر بفهمانيم كه بعد از آنكه ميخواهند آنها را بفرستند سراغ كارهاي توليدي و دستمزد بدهند بهتر است، والا اگر از روز اول سرباز بداند كه حقوِ ميگيرد و تيراندازي بايد ياد بگيرد، سعي ميكند سراغ يك كاري برود كه درآمد داشته باشد.
اگر صلاح ميدانيد بنويسيم «پس از آموزش نظامي» يك چنين چيزي باشد.
منظورم اين است كه اگر اينطور نباشد سربازان سعي ميكنند بروند سراغ كاري كه آموزش نظامي كمتر داشته باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - اين شبيه چيزي است كه در سپاه بهداشت و سپاه دانش عمل ميشد كه دوره آموزشي را اول ميديدند بعداً به آن كارها فرستاده ميشدند اين معلوم است.
آقاي فوزي بفرمائيد.
(فوزي ـ من موافق هستم.)
آقاي كريمي بفرمائيد.
كريمي ـ با اجازه آقايان بنده يك تذكري راجع به اين اصل و اصلهاي بعدي ميخواهم بدهم و آن اين است آقاياني كه اينجا تشريف دارند كه با شناخت مردم انتخاب شدهاند و اينجا آمدهاند طبق كدام آئين نامه حق شركت در جلسه بعدازظهر را دارند ولي حق رأي ندارند.
اگر ميفرمائيد كه حق رأي دارند همه هم قبول دارند.
آيا اين درست است كه حق حرف زدن و بيان عقيده خودش را نداشته باشد وبه جرم اينكه به علتي صبح در جلسه نبوده بعدازظهر حق نداشته باشد اظهارنظر كند؟ معنايش اين است كه حق حرف زدن ندارد.
طبق كدام آئين نامه كسي كه صبح نبوده بعدازظهر حق حرف زدن ندارد؟ نايب رئيس (بهشتي) - بنده خيال كردم كه شما براي صحبت در محتواي اصل اجازه گرفتهايد.
سركار كاش اين مطلب را در يك جاي مناسب ميفرموديد.
آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ عرض من يكي اين است كه كلمة دولت را كه به اين اصل اضافه كردهايد اين اصل را بهتر نكرد براي اينكه مفهوم در زمان صلح از افراد و تجهيزات وظيفهاي بود كه به ارتش داده ميشد و اين وظيفه را زير نظارت فرماندهي با همكاري و به قصد همكاري با دولت در اختيار دولت ميگذاشتند.
اين اضافه كردن كلمه دولت، دولت را مأمور اين كار ميكند و فرماندهي را در اين مقدار شما تخصيص دادهايد، براي اينكه متخصص چه قبل و چه در بعد اثر خودش را دارد بنابراين اضافه كردن كلمة دولت مشكلي را اينجا حل نكرده.
ديگر اينكه در مورد دستمزد براي سربازان بايد بگويم زيرا قبلا هم براي سرباز دستمزد خيلي كمي ميدادند، اين مطلب مقداري با آن اصلي كه گفتيم از دو جا كسي حقوِ نگيرد تعارض پيدا ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي قرشي بفرمائيد.
قرشي ـ اين كلمه پرداخت دستمزد به سربازان در نظر درجه داران ممكن است يكنوع تبعيض تلقي بشود.
نايب رئيس (بهشتي) - آنها حقوِ بگيرند، اينها حقوِ نميگيرند.
(قرشي ـ در مورد سربازان يك نوع مزدوري به نظر ميآيد مثل اينكه خوب نيست اگر اين كار را يعني گرفتن حقوِ در اختيار خود آنها بگذاريم يا يك مقدار حقوِ سربازان را از حالا اضافه بكنند در عوض كاري كه بعداً به آنها ارجاع ميشود، من فكر ميكنم اين طور بهتر است.)
آقاي گلزاده غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ همانطور كه گفتيد بايد بگويم كه در نظام آينده فكر ميكنم تمام مردم بايد خودشان را سرباز بدانند و وظيفه دولت مجهز كردن تمام افراد است، به جاي اينكه ما به سرباز بگوئيم كه بيايد كار كند و مزد بگيرد بهتر است كارگران و مردم ديگر را سرباز كنيم يعني همه را مجهز كنيد با يك فرمان هم در موارد لزوم همه بسيج ميشوند.
ما يك ارتش بيست، سي هزار نفري بسيار مجهز و مدرن تهيه ميكنيم كه دستمان بالا باشد و بقيه مردم همه سرباز باشند اين دستمزد دادن يك شخصيت ناجوري پيش ميآورد و در عمل هم با اشكال مواجه خواهيم شد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي دكتر قائمي.
دكتر قائمي ـ همين مطالبي را كه آقايان فرمودند من به صورت ديگري مطرح ميكنم و آن اين است كه هر فرد هموطن وظيفه دارد كه براي مدت يك سال يا دو سال مجاني براي مملكتش كار كند.
شما اين مسأله مجاني را كشانديد به مسأله كار و كارگري، آنچه را هم كه قبلا به سربازها ميدادند دستمزد نيست يك كمك خرج و يك پول توجيبي است كه ميدهند اين را شما كشانديد به دستمزد عادلانه يعني مسأله كار و كارگري و اينها، و به نظر من اين اشتباه است.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي رحماني.
رحماني ـ اين موضوع بايد با تشخيص مجلس شوراي ملي باشد بدون تصويب مجلس دولت اينكار را نكند.
(دكتر آيت ـ اگر كسي مخالف باشد من موافق هستم.)
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي موسوي اردبيلي بفرمائيد.
موسوي اردبيلي ـ من خواستم نظر نمايندگان ستاد و وزارت دفاع ملي را كه ديروز آمده بودند راجع به اين اصول عرض كنم.
اين را آقايان مطالعه كردند و همه را تأييد فرمودند گفتند بسيار خوب و خيلي عالي است منتها پيشنهادات روي اصول ديگري هم داشتند.
من برطبق اجازهاي كه مجلس و هيأت رئيسه مجلس داده بود گفتم فردا در آن جلسه بيايند و نظرات خودشان را بگويند و مجلس را در جريان بگذارند.
در همين اصلي كه الان مطرح است تنها نظرشان يك كلمه توليدي بود كه آنها فكر ميكردند كه اگر به مردمياري تبديل بشود، به نظر آنها بهتر است.
ديگر گفتند اگر اين دستمزد عادلانه براي سرباز وظيفه در اين اصل نباشد آنها ميگفتند بهتر است، و ما با هم صحبت كرديم و من دليل اينكه چرا اين دستمزد را در اين اصل گذاشتيم گفتم.
آنها گفتند كه اگر مجلس راهي پيدا كند اين جمله در اينجا نباشد از نظر ما بهتر است.
نايب رئيس (بهشتي) - بنده يك پيشنهادي دارم به دوستان و آن اين است كه اين مسأله آقاي موسوي اگر ما اين قسمت را بخواهيم با يك جمله بياوريم به هر كيفيتي كه نگاه ميكنيم ميبينيم حق مطلب ادا نميشود.
اگر اين قسمت را حذف كنيم و اين را موكول كنيم به آينده چون در آينده مجلس بايد براي هر يك از اين اصول لايحه قانوني يا طرح قانوني به تصويب برساند اين را موكول كنيم به مجلس شوراي ملي كه نمايندگان ملت در تهيه لايحه يا طرح مربوط به اجراي اين اصل، آنجا وظيفه خودشان را انجام خواهند داد و حقوِ سرباز را رعايت خواهند كرد.
چون اين جمله را به هر كيفيتي كه بگذاريد يك مفهوم نامطلوب ممكن است بوجود بياورد ولي بعداً كه به صورت قانون درميآيد و اطراف و جوانب آن مشروحاً بيان ميشود آنجا از همه محاسن استفاده ميشود و از همه سوءتفاهمات هم ميشود دوري كرد.
اگر بدون اين جمله اين اصل را بگذرانيم بهتر است.
كرمي ـ ما از وجهه شرعي نميتوانيم سرباز وظيفه را اجباراً به كار ببريم بدون اينكه در برابر كاري مزدي باشد از ناحيه شرع ممنوع است.
سرباز، سرباز است.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي عضدي بفرمائيد.
عضدي ـ من معتقدم كه دستمزد عادلانه حذف شود و بجاي آن خدمات آموزشي اضافه بشود يعني بنويسيم كارهاي توليدي، خدمات آموزشي.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ هفت نفر از دوستان پيشنهادي دادهاند راجع به اينكه دستمزد حذف بشود و سرباز داوطلب جانشين آن بشود.
(موسوي تبريزي ـ به اختيار خودش بگذاريم.)
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي كياوش.
كياوش ـ بنويسم «دولت ميتواند در زمان صلح از افراد و تجهيزات فني ارتش در كارهاي امدادي و توليدي و جهادسازندگي دواطلبانه كمك بگيرد.
» نايب رئيس (بهشتي) - آقاي رشيديان بفرمائيد.
(رشيديان ـ عرضي ندارم.)
خانم گرجي بفرمائيد.
خانم گرجي ـ ما در اصل اشتباه كردهايم.
قرار بود از نيروهاي ذخيرهاي كه آنجاهست استفاده بشود.
در اين اصل آمده است كه از سربازان بايد استفاده بشود و حال آنكه سربازان وظيفه بايد يك دوران كوتاه امور و فنون جنگي را تعليم بگيرند و بيايند بيرون، از آن نيروهائي كه براي روز مبادا هست بايد استفاده بشود.
اين كاملا كار برعكس شده است.
(نايب رئيس ـ اين كار شامل افراد ميشود.)
وقتي ما گفتيم با دستمزد عادلانه به سربازان وظيفه پس اين امر هم فقط شامل سربازان وظيفه ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - اينطور فهميده نميشود.
گفته ميشود براي سربازان وظيفه اگر خواست اجرا بشود.
آقاي منتظري بفرمائيد.
رئيس (منتظري) ـ خوب است براي دستمزد بنويسيم «با عدم تحميل بر سربازان وظيفه مگر به عنوان دوطلبي» چنين عبارتي نوشته شود كه خلاصه به آنها تحميل نشود و خوشان اختيار داشته باشند.
دكتر بيت اوشانا ـ اگر قسمت توليدي به كلمه آباداني تبديل شود چون همه طرحها داراي بودجه مخصوص به خودشان هستند خودبخود بودجه آن طرحها در اختيار ارتش قرار ميگيرد كه اگر تجهيزاتي هم كه بكار ميبرند كهنه بشود از آن محل تجهيزاتشان را نو بكنند و از همان محل هم دستمزدهائي كه پيش بيني شده است پرداخت بشود.
با اين ترتيب مسأله پرداخت هم كم كم از بين ميرود و اصلاح ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - پيشنهاد ايشان اين است كه اين كلمه توليدي تبديل به عمراني بشود.
پيشنهاد آقاي موسوي تبريزي را به رأي ميگذاريم.
آقاي طاهري گرگاني بفرمائيد.
طاهري گرگاني ـ موقعي كه اين اصل تنظيم ميشد يك جهت عمده آن مسأله بودجه تفصيلي بود كه بايد به آن توجه بشود و با فرض اينكه ما ولايت فقيهي داريم كه ميتواند زير اين قوانين را امضاء بكند و به صورت قانون شرعي درآورد، هيچ اشكالي ندارد كه بدون دستمزد باشد مگر در مواردي كه آن سرباز يك وضع استثنائي داشته باشد از لحاظ بودجه و از بيت المال به او رسيدگي بشود، اين مطلب ديگري است و در صدر اسلام همه آقايان ميدانند سرباز كار خودش را ميكرد و سربازي هم ميكرد حتي بعضي اوقات از نظر مالي به ارتش اسلام كمك ميكرد.
به خاطر اينكه بتواند ارتش ما يك ارتش واقعي اسلامي باشد و حتي گاهي كمك مالي بكنند، به خاطر آن تنظيم شد و فكر ميكنيم كه احتياجي به دستمزد نداشته باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - اگر موافقيد به جاي «با پرداخت دستمزد عادلانه به سرباز وظيفه» كه دو تا نقد رويش بود بنويسيم «با رعايت كامل موازين عدل اقتصاد اسلامي» (يكي از نمايندگان ـ اين كافي نيست.)
يا بنويسيم عدل اسلامي.
مينويسيم «با رعايت كامل موازين عدل اسلامي» كه اگر واقعاً در مورد دستمزد يا اضافه كار يا چيز ديگر ايجاب ميكند اين را رعايت بكنند.
آقاي منتظري بفرمائيد.
رئيس (منتظري) ـ اين واقعياتي كه ما مشهودمان بوده است نبايد آنها را انكار كنيم.
اينها را ما ديدهايم ما سه سال و نيم در زندان بوديم و با همان ارتشيها و سربازان محشور بوديم ما ديديم كه اين كادرهاي حقوِ بگير نوعاً ميرفتند ميخوابيدند يا مشغول روزنامه خواندن بودند و تمام كارها را به سربازها تحميل ميكردند و سرباز بيچاره ناچار بود اين كار را بكند و اگر چنانچه درآينده اينطور بشود البته يك عده ارتشيها هستند كه وظيفه شناس هستند و وظيفه خودشان را عمل ميكنند ميخواهند خدمت به مردم بكند، اما ممكن است يك عده هم باشند مثلا يك عده سرباز را ميفرستند به يك كار امدادي و ميدانند بايد اين كار را انجام بدهند.
اين كادر پرسنل حقوِ بگير كارها را به سربازان تحميل ميكنند، سربازان بايد بيگاري بدهند و مفتي كار بكنند و آنها هم مشغول تفريح باشند.
ما بايد جلوي اين كار را درآينده بگيريم بايد يك طوري باشد كه معلوم باشد سرباز وظيفه اصلي اش را انجام بدهد.
سربازگيري براي اين است كه آماده باشند براي حفظ كشور از باب آيه «واعدوالهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل...
» ما به همين دليل ميگوئيم دولت ميتواند سرباز بگيرد و ملت را آماده كند براي حفظ كشور اما اينكه يك سرباز بيچاره را ببرد در يك جا براي كارهاي عمراني به زور در صورتي كه حقوِ بگيران بايد آن كار را انجام بدهند اين صحيح نيست.
اين را بايد يك طوري بنويسيم كه جلوي يك چنين اجحافات گرفته شود كه اگر در يك منطقه كشور يك كاري به عدهاي ارتشي حقوِ بگير محول شد نتوانند از زيربار وظيفه شانه خالي كنند.
اگر بنويسيم بدون تحميل بر سربازان مگر به عنوان داوطلب كه خودشان بيايند بهتر است.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي رباني شيرازي بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ پيشنهاد بنده را آقاي منتظري فرمودند فقط خواستم بگويم كه ما به جاي افراد، كادر ثابت بنويسيم و آن جمله دستمزد به سربازان وظيفه را حذف كنيم.
هاشمي نژاد ـ من عرض ميكنم بنويسيم در جهادسازندگي با حفظ آمادگي رزمي از ارتش مطلقاً استفاده كنند بعد اضافه كنيم در اين باره از سربازان وظيفه فقط از داوطلب استفاده كنند با توجه به اينكه در اين تعداد داوطلب براي تأمين نياز پيدا ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - من با دست براي يكايك اين اصلاحات رأي ميگيريم هر كدام كه بيشتر رأي آورد با ورقه همان را رأي ميگيريم.
يكي «دولت بايد در زمان صلح از افراد و تجهيزات فني ارتش در كارهاي امدادي، آموزشي، عمراني و جهادسازندگي استفاده كند، در حدي كه به آمادگي رزمي ارتش آسيبي وارد نيايد.
اين امر در مورد سربازان وظيفه فقط دربارة داوطلبان اجرا ميشود.
» موافقين با اين اصل دست بلند كنند.
چهل و شش رأي موافق داشت.
حالا به ترتيب ديگر «دولت بايد در زمان صلح از افراد و تجهيزات فني ارتش در كارهاي امدادي، آموزشي، عمراني و جهادسازندگي با رعايت كامل موازين عدل اسلامي استفاده كند در حدي كه به آمادگي رزمي ارتش آسيبي وارد نيايد» موافقين با اين اصل دست بلند كنند.
اين دومي چهل و هشت رأي موافق آورد پس همين دومي را به رأي با ورقه ميگذاريم.
آقاي قائمي بفرمائيد.
دكتر قائمي ـ روز پنجشنبه بود كه راجع به مسأله عمراني بحث شد و بعد براي اينكه يك كلمهاي بگذاريم كه هم كلمه عمراني را شامل بشود و هم خدمات را، اين كلمه امدادي را گذاشتند ولي كلمه توليدي را مخصوصاً پيشنهاد كرديم كه ارتش تنها مصرف كننده نباشد يك چيزهائي را بتواند توليد كند، شما چرا حذف كردهايد؟ نايب رئيس (بهشتي) - بسيار خوب كلمه توليدي را هم اضافه ميكنيم.
يكبار ديگر اصل را براي رأيگيري ميخوانم عنايت بفرمائيد.
يزدي ـ عمراني اشكالش اين است كه با آموزش قابل جمع نيست.
فاتحي ـ من ميخواهم صحبت كنم و اجازه گرفتهام به عنوان مخالف صحبت كنم.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي فاتحي بفرمائيد صحبت كنيد.
فاتحي ـ بسم اللّه الرحمن الرحيم.
مسائلي كه در اينجا بحث ميشود نبايد سرسري گرفته شود زيرا استقلال و امنيت و تمام مزاياي يك كشور بستگي به يك ارتش نيرومندي دارد و قرآن هم اين دستور را از همان روز اول به ما داده است.
بالاترين دستورها «واعدوالهم مااستطعتم من قوة و من رباط الخيل» است، يعني در آنزمان قرآن به ما دستور داده كه از آخرين سيستم نظامي بهرهمند شده و در فنون نظامي وارد شويم.
اگر بخواهيد سيادت اسلام را جهاني كنيد بايد از يك ارتش نيرومند مطابق شرايط روز استفاده كنيد.
در آنزمان ارتش ساده بود و همانطور كه بعضي از برادران گفتند يك شمشير و يك رباط الخيل بود و همه ميتوانستند سرباز باشند، اما در دنياي امروز ياد گرفتن فنون نظامي كه اينهمه پيچيده است مانند بكار بردن موشكها و هواپيماها و اختراعات جديدي كه روزبروز ساخته ميشود احتياج به آموختن دارد ولي اگر ما فنون نظامي روز را بكار نبريم و بيائيم افراد ارتش را علاوه بر وظيفه مرزداري كه بايد از مرزهاي كشور اسلامي دفاع كنند و به فنون نظامي روز وارد شوند وبدانند و ياد بگيرند، به جهادسازندگي و يا در امور امدادي ببريم صحيح نيست.
البته استثنائاً در مواقع زلزله و سيل و حوادث طبيعي كه يك وقتي اتفاِ ميافتد، آنها و همه اجتماع بطور داوطلب اعم از زن و مرد هيچ وقت كنارهگيري نميكنند و كمك ميكنند، اما در اين اصل گفتهايم «دولت بايد» اين كلمه «بايد» از كجا است؟ اگر مشاهده ميكنيد كه در ميان آنها افرادي بيكار ميگردند، اين علتش اين است كه ما نخواستيم افراد ارتشمان را به يادگرفتن تعليمات نظامي بگماريم.
هنگامي كه وقتشان براي تعليم صرف شد ديگر وقتي براي آنها نميماند.
ما بايد افسران و سربازانمان را مجهز كنيم تا بتوانيم اين استقلال و جمهوري اسلاميمان را حفظ كنيم و همينطور سرسري مثل زمان سابق نيست كه شمشيرش را به دست بگيرد و اين برخلاف قرآن است زيرا قرآن ميگويد شما بايد با اسلحه روز به جنگ دشمن برويد، و دعا هم لازم است بنابراين بايد علم بكار بردن اسلحههاي مدرن را آموخت و پرداختن به وظيفه سنگين و امور امدادي و جهادسازندگي و ساير بازسازي كشور به ارتش مربوط نيست.
آنها را ملزم كنيد كه در فنون نظامي خودشان تقويت شوند و اين كلمه «بايد» را كه شما آوردهايد و به نظر من صددرصد صحيح نيست، البته وقتي گفتند به طور داوطلب عيبي ندارد، چون اگر يك وقت يك اتفاقي افتاد و سيلي آمد، خودشان با ميل و رغبت كمك ميكنند نه بطور اجبار بگوئيم بايد كه دولت موظف باشد اينها را بياورد، و وانگهي اينها هميشه بايد آماده باشند زيرا دشمن هميشه مراقب ما است كه چه موقع ما بيكار هستيم كه همان موقع حمله كند.
مثلا ارتش الان مشغول جهادسازندگي در فلان ده است اگر از مرز حمله كردند ما در اينجا بگوئيم ارتش ما مشغول امداد و مشغول جهادسازندگي است.
چه كسي ميخواهد از مرز كشور دفاع كند؟ نايب رئيس (بهشتي) - بسيار خوب.
آقاي خزعلي بفرمائيد.
خزعلي ـ ايشان سطر آخر را مطالعه نكردهاند زيرا در سطر آخر نوشته شده است «در حدي كه به آمادگي رزمي ارتش آسيب وارد نيايد» دوم اينكه اظهارنظري را كه جناب آقاي موسوي اردبيلي از متخصصين بيان كردند ناديده گرفتهاند و ما نميتوانيم نظر متخصصين را در نظر نگيريم.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ اين بحث كه آقاي فاتحي كردند از وسائل ارتباط جمعي پخش ميشود ولي آن حرفهائي كه ما در جلسه مشترك زديم و براي ما واضح است...
(نايب رئيس ـ من توضيح ميدهم.)
شما بقدر كافي توضيح بدهيد.
نايب رئيس (بهشتي) - عرض ميكنم، دوستان ميدانند و مردم ما هم بايد بدانند كه اولا درباره اين اصل بطور مفصل بحث شده.
ثانياً با ارتشيان محترم و دوستان مختلف تبادل نظر داشتهايم و برادران ارتشي به بسياري از ما اين را پيشنهاد دادهاند و برادرمان آقاي موسوي اردبيلي هم ديروز قرار گذاشتند كه اين اصول را به متخصصين ارتش نشان بدهند و امروز در اين جلسه قبلا نظر آنها را بازگو كردند، اين است كه اين تعبير برادرمان آقاي فاتحي كه از اين اصول سرسري نگذريم يك تعبيري بود كه در خور كار اين مجلس نبود.
اصل 119 را براي رأيگيري قرائت ميكنم.
سبحاني ـ مطلبي است كه ارتشيان فرستادهاند كه من براي جنابعالي فرستادم لطفاً قرائت بفرمائيد.
نايب رئيس (بهشتي) - اصل 119 قرائت ميشود: اصل 119 (اصل يكصد و چهل و هفتم) ـ دولت بايد در زمان صلح از افراد و تجهيزات فني ارتش در كارهاي امدادي و آموزشي و توليد و جهادسازندگي با رعايت كامل موازين عدل اسلامي استفاده كند درحدي كه به آمادگي رزمي ارتش آسيبي وارد نيايد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - نتيجه رأيگيري، عدة حاضر در هنگام رأي شصت و شش نفر، شماره كل آراء شصت و شش رأي، موافق پنجاه و شش نفر، مخالف دو نفر، ممتنع هشت نفر، بنابراين تصويب شد تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).
اميدوارم اين اصل يكي از پايههاي ملي بودن ارتش و وابستگي صميمانهاش با ملت باشد.
پيشنهادي كه برادرمان آقاي سبحاني فرستادند چون در موقع رأيگيري فرستادند من الان قرائت ميكنم: «ارتش براي مقابله با دشمنان كشور اسلامي، آموزش دادن، امور عام المنفعه، جهادسازندگي و تبليغات ميباشد.
» اين پيشنهاد خود ارتشيان است و خودشان اين وظايف را براي ارتش تعيين كردهاند.
آقاي كياوش بفرمائيد.
كياوش ـ قبل از اينكه اصل بعدي خوانده شود من يك پيشنهاد دارم.
در اين اصل صحبت از دستمزد عادلانه شده بود كه خوب شد كه حذف شد، ولي اين به خاطر اين بود كه استثماري در ارتش وجود نداشته باشد.
من پيشنهاد ميكنم اگر موافقت بفرمائيد اين اصل قبل از اصل بعدي اضافه شود كه «هر نوع استفاده خصوصي از افراد ارتش به صورت گماشته و غيره و تجهيزات ارتش ممنوع است...
» نايب رئيس (بهشتي) - اين پيشنهاد را لطفاً فردا صبح به جلسه مشترك بدهيد تا رويش شور شود زيرا عددها قابل تغيير است.

7ـ طرح و تصويب اصل 120 (اصل يكصد و چهل و پنجم) نايب رئيس (بهشتي) - اصل 120 مطرح است كه قرائت ميشود.
اصل 120 (اصل يكصد و چهل و پنجم) ـ هيچ فرد خارجي به عضويت در ارتش و نيروهاي انتظامي كشور پذيرفته نميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - نظري نيست؟ (نمايندگان ـ رأي بگيريد) لطفاً رأي بگيريد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و چهار نفر، شماره كل آراء شصت و پنج رأي، كه يك رأي اضافي به وسيله آقاي دكتر اوشانا ريخته شده است، ولي چون بعد از اعلام رأي به داخل جلسه آمدهاند يك رأي خارج كردند والا آراء درست ريخته شده است، موافق شصت و سه نفر، مخالف هيچ، ممتنع يك نفر بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

8ـ طرح و تصويب اصل 121 (اصل يكصد و چهل و ششم) نايب رئيس (بهشتي) - اصل 121 قرائت ميشود.
اصل 121 ـ استقرار هرگونه پايگاه نظامي خارجي، هر چند به عنوان استفادههاي صلحآميز در ايران ممنوع است.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي بني صدر بفرمائيد.
بني صدر ـ اگر ما خواستيم به فلسطينيها در ايران پايگاه بدهيم نميتوانيم؟ (نايب رئيس ـ پايگاه ميخواهيد بدهيد؟) ميخواهيم در ايران تعليمات نظامي ببينند.
آيا بدهيم يا ندهيم؟ (همهمه نمايندگان) نايب رئيس (بهشتي) - آقاي بني صدر گويا نظر دوستان اين است كه كمكمان را به برادران فلسطيني و برادران مبارز ديگر ميتوانيم به شكلهاي ديگر بكنيم.
(يكي از نمايندگان ـ ما آنها را خارجي نميدانيم.)
بني صدر ـ بنابراين بايد بگوئيم چون ما امت اسلامي هستيم آنها مشمول اين حكم نميشوند، يعني بايد يك چيزي باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - بايد يك فكري كنيم كه برادران مسلمان را خارجي ندانيم.
مكارم شيرازي ـ استثناء نميشود والا اصل كم ارزش ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - بلي استثناء نميكنيم ولي در اصول بعد بايد يك فكري نسبت به خيلي از مسائل روابط اسلاميمان بكنيم كه اين جنبه را نداشته باشد.
بنابراين اجازه بفرمائيد اصل 121 را براي رأيگيري بخوانم: اصل 121 (اصل يكصد و چهل و ششم) ـ استقرار هرگونه پايگاه نظامي خارجي، هر چند به عنوان استفادههاي صلحآميز در ايران ممنوع است.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - نتيجه رأيگيري، عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و پنج نفر، شمارة كل آراء شصت و پنج رأي، موافق شصت و چهار نفر، ممتنع يك نفر، بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

9ـ طرح و تصويب اصل 124 (اصل يكصد و چهل و نهم) نايب رئيس (بهشتي) - اجازه بدهيد چون وقت كم است اصل 124 را كه ميدانيم بحثي ندارد و روبراهتر است مطرح كنيم و اصل 122 براي فردا بماند.
اصل 124 را قرائت ميكنيم.
اصل 124 (اصل يكصد و چهل و نهم) ـ ترفيع درجة نظاميان و سلب آن به موجب قانون است.
نايب رئيس (بهشتي) - نظري نيست؟ (نمايندگان ـ رأي بگيريد) لطفاً رأي بگيريد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - نتيجه رأيگيري، عدة حاضر در هنگام اخذ رأي شصت و چهار نفر، شمارة كل آراء شصت و چهار رأي، موافق شصت و چهار نفر، بنابراين يك اصل ديگر به اتفاِ آراء تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

10ـ پايان جلسه نايب رئيس (بهشتي) - با اجازه دوستان جلسه را ختم ميكنم.
جلسه ختم ميشود، جلسه آينده فردا بعدازظهر خواهد بود (جلسه ساعت هفده و چهل و پنج دقيقه پايان يافت) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي)