بازگشت به فرمت معمولی



جلسة سوم بيست و نهم مرداد ماه 1358 هجري شمسي



این مطلب، برگرفته از سایت شورای نگهبان می باشد. تمام حقوق این مطلب از آن سایت شورای نگهبان می باشد. سایت حقوق صرفا جهت سهولت کار پژوهشگران از جهت امکان جستجو در محتوای سایت، در دسترس قرار دادن نسخه قابل چاپ هر نوشته، امکان ارسال هر مطلب به ایمیل و نیز امکان اظهارنظر بازدید کنندگان سایت، این مطلب را بازانتشار می دهد.



جلسه در ساعت نه و ده دقيقه روز بيست و نهم مرداد ماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و ششم رمضان المبارك 1399 هجري قمري به رياست آقاي سيد محمد حسين بهشتي (نايب رئيس) تشكيل شد.


فهرست مطلب:

1ـ اعلام رسميت و شرح دستور جلسه

2ـ اعلام اسامي گروه بررسي و تنظيم آئين نامة داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي

3ـ ادامه بحث در كليات پيش نويس قانون اساسي

4ـ اعلام تنفس به مدت پانزده دقيقه

5ـ تشكيل مجدد جلسه و دنباله بحث دربارة كليات پيش نويس قانون اساسي

6ـ پايان جلسه و تعيين زمان تشكيل جلسه بعد دبيرخانة مجلس بررسي نهائي قانون اساسي [--------------------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسميت و شرح دستور جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

با حضور چهل و پنج نفر از دوستان در جلسه و چهار نفر از دوستاني كه با اجازه مجلس در كميسيون شركت دارند كه جمعاً چهل و نه نفر ميشوند بر مبناي دو سوم تمام نمايندگان، جلسه رسميت دارد.

دستور جلسه بحث هائي است كه دوستان عزيز درباره قانون اساسي به طور كلي ايران مي فرمايند و نقطه نظرهائي را كه به نظرشان ميرسد بيان ميكنند.

چون تا اين لحظه بيست و دو نفر نوبت گرفتهاند طبيعي است كه بايد گفتهها حتي القدور در حد اختصار باشد وتا عصر امروز كه فرصت براي صحبت هست زمينه براي شركت ديگران كه هنوز اسم ننوشتهاند، خالي ميشود.

همينطور كه ديروز هم عرض شد هيچ سخني جواب ندارد.

گوينده بعدي ميتواند ناظر به مطالب گويندههاي قبلي، مطالب و نظراتش را بگويند و به طور كلي دوستان عنايت دارند كه نوع برخورد آراء و افكار در چنين مجمعي همان نوع مباحثه است ولي نه به آن شكلي كه ما عادت داريم يعني وقتي كسي مطلبي گفت و ما درباره آن نظري داريم همان موقع نظرمان را ميگوئيم.

اين «همان موقع»اش را برداريم بقيهاش را قبول داريم كسي مطلبي دارد ميگويد و ما نظري درباره آن داريم، نظرمان را يادداشت ميكنيم و وقتي نوبتمان شد آن را اظهار ميكنيم.

البته از دوستان خواهش ميشود كه در هر مطلبي وقتي چند نفري صحبت ميكنند اگر بشود يكي از دوستاني كه نوبتش ميرسد يك جمعبندي هم از مطالب بيان شده بكند كه براي حضور ذهن همه كار مفيدي كرده است.


2ـ اعلام اسامي گروه بررسي و تنظيم آئيننامة داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي نايب رئيس (بهشتي) ـ ضمنا به اطلاع دوستان ميرسانم آرائي كه در پايان جلسة روز گذشته براي انتخاب اعضاء گروه بررسي و تنظيم نظامنامه داخلي مجلس دادند، استخراج شده و نتايجش به اين صورت اعلام ميشود: آقاي منتظري 56 رأي ـ آقاي مكارم شيرازي 49 رأي ـ آقاي غفوري 47 رأي آقاي رباني شيرازي 36 رأي و آقاي موسوي اردبيلي 31 رأي.

اين پنج نفر حائزين اكثريت هستند كه جلساتشان را تشكيل ميدهند و انشاء الله تا امروز عصر و يا تا فردا طبق قرار، نتيجه را براي استخاره آقايان به جلسه ميدهند.


3ـ ادامه بحث در كليات پيش نويس قانون اساسي نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاياني كه براي صحبت نوبت گرفتهاند به ترتيب، نفر اول آقاي كرمي، نفر دوم آقاي غفوري، نفر سوم آقاي منتظري و نفرهاي بعدي هم بر حسب نوبت.

حالا نوبت آقاي كرمي است ولي چون آقاي منتظري بايد به كميسيون بروند، اگر آقاي كرمي موافق باشند آقاي منتظري اول صحبت بفرمايند، بعد جنابعالي تشريف بياورند.

كرمي ـ اشكالي ندارد.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي منتظري بفرمائيد.

رئيس (منتظري) ـ اعوذباللّه من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

بنده عرايضم تقريباً چند تذكر بدوستان است.

تذكر اول اينكه، همانطور كه ميدانيد الان تمام چشمهاي ملت ايران به اين مجلس خبرگان دوخته شده است.

بنابراين بايستي كه اين مجلس از هر جهت الگو و نمونه باشد خلاصه قدري بيپرده عرض كنم چون بيشتر نمايندگان مجلس از آقايان روحانيون هستند كسي نگويد كه آقايان روحانيون در مجلس كمتر حاضر ميشدند و به آن اهميت نميدادند، بنابراين بايستي از اين جهت هم الگو و نمونه باشيم كه رعايت انضباط در وقتها بشود و آقايان هم سعي كنند همان وقتي كه تعيين شده تشريف بياورند و كمتر غيبت بكنند چون كار، كار اساسي است.

اين كار را در حاشيه كارهاي ديگر نبايد قرار بدهيم، متن كارمان الان اينست.

كارهاي ديگر و ديد و بازديد را فعلا كنار بگذاريد.

براي اينكه شما ميخواهيد قانوني تنظيم كنيد كه سازنده و كارهاي ديگر را فعلا كنار بگذاريم رعايت ساعات مجلس بشود اول وقت آقايان تشريف بياورند كمتر غيبت بكنند و بيرون نروند.

خواهش ميكنم اين مسائل را رعايت بفرمايند.

موضوع ديگر كه باز ميخواهم تذكر بدهم اينكه بعضي از رفقاي ما حتي آن طرح پيشنهادي را كه دو ماه قبل در روزنامه منتشر شده نگاه نكردهاند.

در صورتيكه بايستي ما علاوه بر آن، طرحهايي را نيز كه ديگران پيشنهاد و ارسال داشتهاند بررسي كنيم و از بين آنها يك طرحي را كه بنظرمان جامعتر است، مقياس كارمان قرار بدهيم.

يكي آن طرح پيشنهادي با 151 اصل است كه اشكالات زيادي به آن شده است كه بعدا در كميسيونها به آن رسيدگي ميشود.

بنده به سهم خود يك روز همان را برداشتم و اصلاحاتي در آن كردم و اصولي هم به آن اضافه كردم و دنبال هر اصلي يك شمارة گذاشتم كه شمارة آخر آن يكصد و پنجاه و يك است، يعني همان شماره اصول پيشنهادي سابق و اين كه الان در اختيار آقايان قرار گرفته است در حقيقت اصلاح شده آن اصول است اصول ديگري را هم آقاي صافي و آقاي سيدمنيرالدين حسيني هاشمي و بعضي رفقا نوشتهاند كه پنج، شش روزي روي آن كار شده است كه بصورت 188 اصل در آمده است و نسخههاي آن الان بين آقايان توزيع شده است و خواهش ميكنيم آقايان اوقات فراغتشان را صرف مطالعه اصول بكنند.

من به سهم خود مدافع اين اصول هستم، چون طرح سابق به نظر من طوري شده كه اگر بخواهيم آنرا مقياس كارمان قرار بدهيم، خيلي از اصولش را بايد تغيير بدهيم و چيزي از آن باقي نميماند.

بنظر من بايد اصولي را كه الان بين آقايان توزيع شد، اصل قرار بدهيم.

البته نظر آزاد است، من با اين كه خودم يك چيزي نوشته بودم و آن را اصلاح كرده بودم، از آن صرفنظر كردم ما كه تعصبي نداريم.

هدف اينست كه كار خوبي انجام بگيرد.

اگر اصولي جامعتر و كم اشكالتر باشد بهتر است آن را مقياس كار و مورد بحث و شور قرار بدهيم.

كم كنيم، زياد كنيم يا تصرف كنيم.

بنابراين انتظاري كه از نمايندگان دارم اينست كه اصول را تا فردا مطالعه و همه را رسيدگي كنند، مثلا اصولي كه توزيع شد، مطالعه كنند.

اگر قرار شد تصميم بگيريم مقياس كار باشد، خلاصه نظر آقايان البصيرتاً باشد.

اينهم تذكر ديگري بود كه بنده خدمت آقايان عرض كردم.

چون بايد به كميسيون بروم و راجع به آئين نامه صحبت بكنيم، از همه آقايان معذرت ميخواهم و خداحافظي ميكنم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ قبل از اينكه آقاي كرمي تشريف بياورند اين را عرض كنم كه احساس ميكنم در اين جلسه برادرانه هر قدر بدون القاب ـ همانطوري كه هميشه با يكديگر حرف ميزنيم ـ يكديگر را بناميم راحتتر و اسلاميتر است.

من با اينكه عاطفه و ادبم هر دو ايجاب ميكند با تجليل از آقايان نام ببرم فكر ميكنم اينطور مطلوبتر است.

نظر دوستان چيست؟ (چند نفر از نمايندگان ـ همان ساده بهتر است) آقاي كرمي بفرمائيد.

محمد كريمي ـ بسم الله الرحمن الرحيم، من قبل از خواندن اين لايحه از آقايان تقاضا ميكنم انتقادات شريفشان را بعداً بمن تذكر بدهند.

در آستانه ورود در بررسي اصول مطروحه در پيش نويس قانون اساسي، اشاره به نكات زير لازم ميدانم و آن اينست كه بايد بدانيم دين اسلام، بلكه عموم اديان، پديدهاي است تعيين كننده نقش وحي خداوندي، نه آراء افراد و سرنوشت عموم مكلفين به او ارتباط دارد، نه به خود آنها.

پس جعل قانون در برابر وحي آسماني خروج از دين است و مازاد بر اصل عقيده ديني و مازاد بر اصل عبادات ـ كه خوشبختانه اين دو اصل ارتباط به اصول مطروحه ندارد ـ و همچنين ميتواند در مازاد بر اصل معاملات و احكام و سياسات مصرحه منصوصه در قرآن يا سنت مكلف با عقلاء مشورت نمايد و بحصول شور عمل كند عليهذا قوانين قابل جعل و بررسي فقط همان مازادها است.

متأسفانه مطلب مزبور حتي بر تدوين كنندگان پيش نويس قانون اساسي محل توجه نبوده و يا اصلا درك نكردهاند و به علت عدم شناخت مباني اسلام، پيش نويس مزبور پر از انحراف و اغلاط علمي بدست آمده و آنهائيكه درصدد اصلاحش برآمدند دو گروه از مردمند، يكي گروهي كه پايبند هيچ عقيدهاي نيستند و ميخواهند زندگي مردم را با روش غربي يا شرقي تطبيق نمايند و گروهي كه مقيد بعقيده جازمند كه تخطي از آن را جرمي بزرگ ميدانند و چون افراد كشور ما نود و نه درصد مسلمانند نميتوان آنها را به بيذوقي و بيعقيدگي حواله كرد و دست از آنها كشيد.

اما آن گروه بي عقيده ماداميكه خود را انسان با مزايا و حيثيتهاي انساني ميشناسند و طبق همين شناخت عمل ميكنند ميتوانند با كمال آزادي در دامن اسلام و مسلمانها زندگي كنند.

آيه 8 و 9 از سورة ممتحنه چنين ميگويند: «لاينهيكم الله عن الذين لم يقاتلو كم في الدين.... انما ينهيكم الله عن الذين قاتلوكم في الدين...

» انسان متعهد به حيثيتهاي بشري نزد همه كس خود و حقوقش محترم است بنابراين و بطريق اولي ـ آنهم در احوال عامه ـ برادران اقليتهاي مذهبي ما ميتوانند با كمال آزاديهاي واقعي و با اطمينان قلب و خاطر در امر حياتي و اجتماعي ـ دوش بدوش برادران مسلمانشان بزندگي شرافتمندانه خود ادامه دهند و به اخلاص مسلمانان متعهد متكي شوند ـ بديهي است در شئون و احوال خاصه كمال استقلال را دارند ـ عليهذا پيش نويس مزبور بايد صددرصد اسلامي در آيد و مواد آن با قرآن و سنت تطبيق داده شود و مازاد آن را ميتوان در معرض آراء عمومي گذارد.

تطبيق مواد اسلاميش با متخصصين آن است و ساير اقشاري كه چنين تخصصي را ندارند نميتوانند به اميال عادي خودشان اظهارنظر بنمايند.

الان و بحمدالله فقهاء متبحر در مجلس خبرگان وجود دارند و از اقشار ديگر مردمان صالح بحد وفور هستند و اميدواريم با حسن تفاهم چكيده نظرات حضرات بصورت يك قانون اسلامي مطلوب و قابل بدست آيد و اجراء آن هر چه سريعتر و صحيحتر بوقوع بپيوندند ان شاء الله تعالي.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مقدم مراغهاي بفرمائيد.

مقدم مراغهاي ـ بسم الله الرحمن الرحيم، حضرات آيات، حجج اسلام، آقايان، خواهر گرامي ـ آرزو داشتم كه بجاي خواهر گرامي اينجا ميگفتم خواهران گرامي ـ در آغاز سخن از خداوند مسئلت مينمايم كه در اين فرصت تاريخي عنايات خود را مشمول ما ساخته و به ما ياري نمايد تا در انجام وظيفه خطيري كه براي اعتلاي اسلام و وطن عزيزمان ايران به عهده داريم، توفيق پيدا كنيم.

مجلسي كه با شركت نمايندگان منتخب مردم براي تنظيم قانون اساسي تشكيل يافته است اولين هيأت منتخب جمهوري اسلامي است.

دربارة نحوه انتخابات جاي سخن و ايراد بسيار است امروز در اين مجلس جاي نمايندگان بسياري از اقشار مردم خالي است.

اعتماد عمومي به رهبري امام خميني، رهبر انقلاب است و مردم چشم به اين مجلس دوختهاند تا ببينند با امانتي كه به دست شما از طرف نيروي انقلاب سپرده شده است چه خواهيد كرد.

ملت ايران با قيام دلاورانه و تاريخي خود استبداد دو هزار و پانصد ساله را سرنگون ساخت و با تصميم محكم از طريق رفراندوم، تأسيس جمهوري اسلامي را اعلام نمود.

اينك ما نمايندگان منتخب مردم در اين مجلس گرد آمدهايم تا اساسي را بنيان گذاري نمائيم كه ثمره مجاهدات و كوششهاي مجاهديني است كه در طي قرنها كوشش نموده و شربت شهادت نوشيدهاند.

در قيام ملت ايران افرادبسياري در راه استقلال و آزادي ايران جان خود را باختند ودر آغاز كار فريضه خود ميدانم كه از شهداي نامآوري كه در طول چند ساله اخير با قبول شهادت، شعله مقاومت را فروزان نگاهداشتند، نام ببرم.

آيت الله غفاريها، آيت الله سعيديها، حقيقت نژادها، رضائيها، پويانها، گلسرخيها، دانشيان و هزاران افراد گمنانم، در چنگال خونين مأموران ساواك به شهادت رسيدند.

زندان و شكنجه را استقبال كردند، تا توانستند با اتكاء به تعاليم اسلامي و تحت رهبري امام خميني اساس پوسيده سلطنت را سرنگون سازند.

درود بر امام خميني رهبر انقلاب اسلامي ايران.

ملت ايران هيچگاه نام بزرگ خميني را فراموش نخواهد كرد، پيشنهاد ميكنم لوحه يادبود و دفتر افتخاري براي زنده نگاهداشتن ياد اين جوانان با ايمان در همين محل برقرار گردد.

از آقايان نمايندگان محترم استدعا ميكنم به احترام كلام الله مجيد بپا خيزند.

(نمايندگان چند لحظه از جاي خود برخاستند) اشهد ان لااله الا الله، اشهدان محمد رسول الله، اشهد ان علياً ولي اللّه.

بخداي بزرگ سوگند ياد ميكنم آنچه امروز در اينجا بعرض ميرسانم بر اساس سوگندي است كه در افتتاح همين مجلس ياد كرديم و از شهدائي كه جان خود را فداي آرمانهاي ديني و ملي و انساني نمودهاند و با قرائت فاتحهاي، احترام خود را نسبت به آنان ابراز و روح آنانرا شاد نمائيم.

يك دقيقه سكوت (نمايندگان پس از قرائت فاتحه يك دقيقه سكوت كردند).

ما امروز بايد بر اساس خواست مردم مسلمان ايران، قانون اساسي ايران را كه در سرنوشت مردم ايران و نسلهاي آينده تأثير خواهد گذارد، تنظيم و به ملت پيشنهاد نمائيم.

ما بايد نه تنها خواست عموم طبقات امروزي بلكه خواستهاي نسلهاي آينده را با واقعنگري و وسعت ديد اسلامي در نظر بگيريم و تنظيم و به ملت پيشنهاد نمائيم.

اسلام نجات دهنده بشر بوده و خواهد بود.

اسلام براي زمان و مكان محدود و معيني نيست، اسلام ازلي و ابدي و جهاني است.

اسلام مبشر آزادي و برابري در جهان بوده است.

اصولي كه هنوز بعد از يكهزار و چهارصد سال نيرومند و جوان و تازه است، بايد بر اساس اصول اسلامي، آزادي و عدالت و برابري را براي مردم ايران تضمين كنيم.

كيست كه با اين اصول مخالف باشد؟ مردم مسلمان ايران شايستگي آزادي و عدالت را دارند.

جامعه ايراني احتياج به عدالت را دارند.

آزادي باعث شكوفائي و پرورش و اعتلاي انسان است و اسلام، سازنده انسانهاي متعالي است.

برابري از اصول مسلم اسلام و انسانيت است.

جامعهاي كه در آن معنويت نباشد، همان نتايجي را ببار ميآورد كه ما ثمرات آنرا به چشم ديديم.

ملت ايران قيام كرد.

قيام تنها جنبه مادي نداشت، توده مردم ميديدند كه چطور سرمايههاي مملكت در دست يك اقليت معدود و بيخبر قرار گرفته و اكثريت در فقر بسر ميبرند.

روح ملت از بيايماني و ابتذال حكومت آزرده شد، معذرت ميخواهم اگر اين را بيان ميكنم، ذكرش لازم است اگر چه درشأن اين مجلس نيست.

كار سقوط جامعه به جائي رسيد كه در جرايد ايران خبر ازدواج دو پسر را درج كردند و براي آنها مجلس عروسي ترتيب دادند.

به نام هنر در شيراز چهها كه نكردند و مردم شاهد اين ماجراها بودند و از فقدان تقوا و ايمان رنج ميبردند و همه با هم قيام كردند.

روحاني و روشنفكر و كارگر و كارمند و كشاورز در همه نقاط كشور، آذربايجان، كردستان، فارس، خوزستان، در قيام عليه حكومت پيشين در كنار هم قرار داشتند و با اتحاد بود كه پيروز شدند.

بياد بياوريم عظمتي را كه انقلاب ما داشت با همدلي و وحدت روزهائي را گذرانديم.

كه در كشور نه ارتش وجود داشت ونه ژندارم و وظيفه ما هست كه با اتخاذ تدابير لازم و تنظيم قانون اساسي عادلانه كه حاوي منافع عموم طبقات و اقشار جامعه باشد، اين اتحاد را محفوظ نگاهداريم.

آنچه آزادي خواهان ميخواهند، تأمين آزادي و مساوات و عدالت است، در پناه اسلام و با اتكاء به اصول عاليه اسلام، اين هدفها وصول مييابد پس چرا بايد رهبران جامعه در آستانه انقلاب به دو گروه روشنفكران و روحانيون تقسيم شوند؟ چرا بايد تخم نفاِ و خونريزي و جنگ در جامعه ما فراهم شود؟ ما همه با هم قيام كرديم، دست در دست هم داشتيم، وحدت كلمه داشتيم و امروز بايد اين وحدت را حفظ كنيم.

جمهوري يعني حكومت اكثريت و اكثريت مردم ايران مسلمانند و به جمهوري اسلامي رأي دادهاند.

بايد بر اساس مباني اسلام اساس چنين جمهوري را طرحريزي كنم.

امروز دشمنان ما در سراسر جهان در انتظار هستند تا شكست ما را جشن بگيرند.

آنها كه منافعشان از ميان رفته است، تنها اميد خود را در اشتباه ما ميدانند، ما وظيفه بزرگي به عهده داريم.

مسئله اسلام مطرح است.

مردم جهان ميخواهند بدانند اين جمهوري اسلامي چيست و چگونه شكل ميگيرد و به عمل ميآيد.

دشمنان و بدخواهان در كمين هستند و مسلمانان و دوستان واقعي انقلاب ايران نفس در سينه حبس كرده و نگران.

ما بايد در قرن بيستم ثابت كنيم كه اصول مباني اسلام ميتواند اميد زندگاني انساني و شرافتمندانه را در بشريت بيدار كند و به زندگي انسانها عمق و مفهوم انساني بدهد.

ما بايد خلاقيت علمي و فني دنياي جديد را در خدمت اصول و مباني اسلام بگيريم.

امروز بشر بينش و دانش بيشتري اندوخته است و اين همان نويدي است كه پيامبر اسلام مبشر آن بوده است.

بشر حتي تا به كره ماه قدم گذاشته است ولي با رفتن به ماه به عظمت پروردگار و مفهوم لايتناهي بيشتر آگاه گرديده است و هر چه دانش بشر به پيش ميرود، به عجز و حقارت خود در مقابل پروردگار بيشتر آگاه ميگردد.

چند روز پيش خبرنگاري از من سؤال كرد كه وضع ايران را چگونه ميبيني؟ گفتم بسيار با ثبات، گفت شما فكر ميكنيد اين وضعيت ثبات است؟ گفتم سال گذشته را در نظر بگيريد، در اين روزها همه قواي انتظامي توي خيابانها بودند و خيابانها پر از توپ، تانك و نظامي بود، امروز از آن وضع خبري نيست و قتل و جنايت و سرقت كمتر رخ ميدهد.

ولي كيست كه اين مردم را نگه داشته جز ايمان و تقوا و مباني اسلام كه در توده مردم وجود دارد؟ اگر آقايان راحت ميخوابند هيچ حافظي و نگهباني جز ايمان و تقواي مردم ندارند.

بنده اين را تذكر ميدهم، خودتان هم فرموديد و آقاي منتظري هم فرمودند، در اين مجلس اكثريت با آقايان روحاني است و من در اينجا حامل پيامهاي اصولي از اقشار مردم هستم كه ميخواهم به عرض برسانم حالا بسته بنظر و رأي مجلس است اگر اجازه داديد كه عرض ميكنم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ تذكراً عرض كنم در مقايسه مطالبي كه آقاي كرمي و آقاي مقدم مراغهاي ايراد فرمودند و ميفرمايند، يك نكته مطرح است و آن اينكه آن چه كه آقاي كرمي ايراد فرمودند بدستور جلسه مربوط است و آنچه كه آقاي مراغهاي ميفرمايند يك خطابه حماسي است كه براي جلسه سخنراني در زمينه جريان انقلاب و آرمانها، بسيار خوب است.

اگر اجازه بفرمائيد خارج از اين جلسه اعلام يك جلسه ديگر بكنيم و نه تنها ما بلكه مردم هم از فرمايش ايشان بهرهمند شوند ولي خود ايشان كه آشنا هستند به مسائل جلسات قانونگذاري و ميدانند كه هميشه مربوط بودن سخنان يك سخنران بدستور جلسه، شرط اول تحقق همين آرمانهائي است كه در چارچوب آن جلسه بيان ميفرمائيد و پيش از آنكه آقايان نمايندگان محترم بخواهند اعتراض بكنند، وظيفه مسئول جلسه است كه اين نكته و اصل را به ناطقين محترم گوشزد كند، احساس كردم فرمايشاتشان بدستور جلسه مربوط نيست منتها چون امروز جلسه اول است و ما براي نطق قبل از دستور وقت نگذاشتيم، هر چند طبق آئيننامه هم نطق قبل از دستور بايد مربوط به قانون اساسي باشد و براي اينكه حقوِ همه نمايندگاني كه تشريف دارند رعايت شده باشد، اين سه دقيقهاي كه دراين فاصله وقت گرفته شد بحساب نميآيد.

جنابعالي بر طبق نظمي كه براي جلسه داريم سه دقيقه ديگر ميتوانيد صحبت كنيد لطفا ادامه بدهيد.

مقدم مراغهاي ـ بنده آن سه دقيقهام را هم صرفنظر ميكنم ولي اين نكته را عرض ميكنم كه ما لحظات حساسي را ميگذرانيم و دنيا امروز شروع نشده و امروز خاتمه نيافته بلكه اسلام 1400 سال سابقه دارد، اسلام چيزي نيست كه تازه امروز بخواهيم عرضه كنيم و آن چه من عرض ميكنم لازم است كه در اين جلسه تاريخي عنوان بشود، اگر اجازه داديد عرض ميكنم وگرنه اين مقدمه بود ولي امروز و از اين به بعد، صحبت در كليات است و در كليات محدوديتي نميتواند باشد و من بايد نظراتم را بگويم كه آقايان مطلع بشوند، شايد در نظر آقايان مؤثر باشد ولي اگر فرصت ندهيد بنده مرخص ميشوم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي سحابي فرمايشي داريد؟ سحابي ـ در مورد مطالب ايشان پيشنهادي دارم و پيشنهاد بنده اين است كه با توجه به نكتهاي كه جناب مراغهاي فرمودند و با توجه به اينكه ايشان فرمودند كه جاي بعضي از قشرها اينجا خالي است در حالي كه اين ملت بود كه رأي به گروههاي مختلف ميداد، من پيشنهاد ميكنم براي اينكه سوژه از دست افراد خارج بشود اجازه بفرمائيد ايشان حرفشان را بزنند ولو خارج از موضوع باشد.

نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم، قبلا لازم ميدانم تذكر بدهم مطالبي كه نمايندگان محترم بيان ميفرمايند اگر بخواهند به اصالت اين مجلس خدشهاي وارد كنند، جاي ايرادش در اين جا نيست و ميشود در بيرون مجلس اين مطالب آزادانه بحث بشود.

اين مجلس بر اساس داشتن اعتبار قانوني تشكيل شده است.

كساني كه به ما رأي دادهاند از قشرهاي گوناگون هستند.

وقتي اين مسائل مطرح ميشود طبعاً بايد پاسخ داده شود، پاسخ ندهيم كه درست نيست، پاسخ بدهيم مجلس از محور خودش به محورهاي ديگر ميگردد، اين بود كه عرض كردم كه ارتباط بدستور جلسه را بايد رعايت كنيم و اين در كمال آزاد منشي و رعايت اصول انجام خواهد شد.

با اينكه بنده خواهش كردم پيشنهادها را كتباً مرقوم بفرمائيد، ولي باز برادرم آقاي سحابي شفاهاً پيشنهادشان را مطرح فرمودند.

اگر كتباً ميفرمودند، زودتر مطرح ميشد.

با اين حال چون پيشنهاد آقاي هاشمينژاد هم شفاهي است و نميخواهم سنتها و اصول ناديده گرفته شود، اين پيشنهادها بعداً مطرح خواهد شد و شما هم آقاي مراغهاي بفرمائيد كه چقدر وقت ميخواهيد و چقدر وقت نياز داريد تا مطالبتان را تمام كنيد تا به رأي بگذاريم؟ مقدم مراغهاي ـ نيمساعت ديگر.

نايب رئيس (بهشتي) ـ با توجه به اينكه آقاي حجتي كرماني كه قبلا وقت گرفته بودند، يك ربع از وقتشان را به آقاي مراغهاي واگذار كردند پس يك ربع ساعت آن تأمين شده است و يك ربع ساعت ديگر را هم آقاي نوربخش واگذار كردند.

پس بنابراين وقت ايشان تأمين شد.

آقاي مراغهاي مطالبتان را ادامه بدهيد.

مقدم مراغهاي ـ بنده چهرههاي آشنائي را در اينجا ميبينم، همين آقاي حجتي كرماني روزيكه ايشان تشريف آوردند زندان.... يكي از نمايندگان ـ ايشان مرتب خارج از موضوع صحبت ميكنند آقاي بهشتي چرا تذكر نميفرمائيد؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ پس اينكه شما هم ميفرمائيد قطعا خارج از نظام جلسه است.

آقاي مراغهاي بفرمائيد.

مقدم مراغهاي ـ ما براي پيروزي اسلام بايد تمام امكانات تمدن جديد را در اختيار بگيريم.

ما در قرن بيستم زندگي ميكنيم امروز تقريبا تمام مردم مسلمان از راديو و تلويزيون، برِ، اتومبيل و هواپيماي جت استفاده ميكنند.

ميليونها مردم مسلمان، با استفاده از هواپيما به حج ميروند ـ آرزوئي كه در دوران گذشته فقط براي گروههاي خاصي امكان داشت ـ و جامعه اسلامي ما بايد از اين مظاهر تمدن و وسائل رفاه و آسايش در بعد انساني آن بهرهمند گردد، بيماريهاي بسياري كه تا چندي پيش لاعلاج بودهاند، امروز معالجه ميشوند و علم جديد طب كه هر چه به پيش ميرود عظمت دستگاه خلقت و پروردگار را بيشتر جلوهگر ميسازد، پيشرفتهاي بيشتري كرده است.

با رعايت طب جديد عمر بشر بيشتر شده است پروردگار چنين خلاقيتهائي در نهاد بشر به وديعه گذارده است و اگر از آن استفاده نكنيم، شكر نعمت بجا نياوردهايم.

ملت مسلمان ايران تحت رهبري امام خميني اين نقش تاريخي را به عهده گرفته است كه بر اساس اصول اسلام جامعه اسلامي ايران را اساس دهد.

در جامعه اسلامي تنها نظريه پيشرفتهاي مادي نيست.

در جامعه اسلامي ايران، زندگاني بايد مفهوم انساني داشته باشد.

ما بايد جهان اسلام را با شكوه و جلال و خلاقيتي كه دارد ارائه كنيم.

مردم مسلمان نبايد هميشه مصرف كننده باشند.

اسلام دين كار و كوشش و مجاهدت است ما بايد با كار و كوشش خود وسائلي را كه امروز به عاريت در اختيار داريم، خود بسازيم و توليد كنيم.

ما براي جبران عقب ماندگيهائي كه در نتيجه استبداد گريبانگير ما شده است، بايد كوشش بيشتر كنيم و صنعت، كشاورزي، فرهنگ و اقتصاد فعال و با تحرك ايجاد كنيم.

سوار شدن هواپيما يا رانندگي اتومبيل از هر كس ساخته است، ولي ما بايد تمام اين ابزارهاي جديد را خود بسازيم، ما نبايد تحت هيجانهاي روز دچار اشتباه شويم و از اصول منحرف گرديم.

ما بايد توجه داشته باشيم كه آن نهادهاي سياسي كه توانسته است موجبات چنين تحولاتي گردد چيست و از تجربيات آنها استفاده كنيم.

در جامعه اسلامي هر كس حق دارد خواستهاي مشروع خود را عنوان كند.

اسلام دشمن استبداد است.

در هر جامعهاي اعتراض وجود دارد و عكسالعملهاست كه سيماي حكومت را مشخص ميكند.

حكومتهاي استبدادي جواب هراعتراضي را با اسلحه ميدهند و كشورهاي آزاد از راه مذاكره، اعتراضات و مشكلات را حل ميكنند.

آقايان نمايندگان و خانم: در نتيجه سالها استبداد در ايران، ثروتها به روي هم انباشته شده و در اختيار يك خانواده و يك اقليت محدود بوده است و توده مردم از زندگاني انساني محروم ماندهاند.

به نيروي اسلام و معنويت آن مردم بر استبداد پيروز گرديده و اساس سلطنت را كه موجد نابرابريها و اختلافات طبقاتي بوده است برچيدهاند.

جامعه ما بايد بر اساس عدل اسلامي شكل بگيرد.

دراين جامعه بايد حقوِ مستضعفان در صدر قرار گيرد.

اسلام حامي مستضعفان و باني مساوات و برابري است مردم مسلمان بايد در خانههاي آبرومند زندگاني كنند.

مسئله بر سر ساختن تعدادي قصر و ساختمانهاي چند طبقه مجلل نيست، بايد در سراسر كشور براي همه خانوادهها مسكن مناسب تهيه كرد و امام هم در اين باره دستور دادهاند.

مردم بايد به اندازه احتياج، دسترسي به غذا و پوشاك داشته باشند.

مردم بايد از وسائل رفت و آمد آسان بهرهمند گردند.

مردم بايد در صورت بيماري بتوانند از دارو وبيمارستان استفاده كنند.

مردم نبايد نگران روزهاي پيري و از كار افتادگي باشند و بايد به آينده خود اميدوار شوند.

كه اگر روزي از كار افتدند، جامعه زندگي آنها و خانواده آنها را تأمين خواهد نمود.

بالاتر از همه، مردم حق دارند كه از جامعهاسلامي بخواهند تا به آنها كار رجوع كند و در مقابل كار دستمزد مناسب دريافت كنند.

براي تمام اين مسائل سازمان و مديريت لازم است براي ساختن مسكن به مهندس خوب وكارگران فني و ساده خوب نياز داريم.

براي داشتن مواد غذايي و براي آنكه به خارج احتياج نداشته باشيم بايد از اطلاعات كشاورزي جديد و راه حلهاي تازه استفاده كنيم، براي ايجاد وسائل رفت و آمد آسان احتياج به شبكه راههاي خوب و وسائل حمل و نقل داريم، براي داشتن بيمارستان احتياج به كارشناسان و متخصصان داريم و براي آنكه مردم را به آينده اميدوار سازيم بايد سازمان بيمههاي اجتماعي با مديريت قاطع و عاري از فساد بنا كنيم.

براي آنكه امنيت ما تأمين شود بايد ارتشي داشته باشيم كه مطابق منافع مردم و در اختيار مردم باشد، همه اين احتياجات به آموزش صحيح و مديريت نوين نياز دارد.

مشكلات جديد كه نتيجه زندگاني و روش زندگي جديد است، راه حلهاي جديد ميخواهد بطور كلي براي آنكه فعاليتهاي مردم در جهت پيشرفت و ترقي سوِ داده شود، احتياج به برنامه اقتصادي داريم.

اين برنامه اقتصادي نميتواند و نبايد بر اساس ضوابط گذشته باشد.

در برنامه اقتصادي بايد منافع و زندگاني اكثريت مردم مورد نظر باشد.

اقتصاد جديد ظريف و حساس است.

با تصميمات خلق الساعه و عجولانه نميتوان مشكلات را حل نمود.

تنها نيتهاي خيرخواهانه كافي نيست براي آنكه ثروتها عادلانه توزيع شود، شرط اول آنست كه ثروتي ايجاد شود تا بتوان عادلانه تقسيم نمود.

اگر با دادن وعده، توقعات واشتهاي كاذب در جامعه ايجاد كنيم، خيلي زود همه مأيوس خواهند شد.

درست است كه در آمدهاي نفت ميتواند احتياجات فوري ما را تأمين كند ولي جامعه اسلامي بايد نيروي كار مردم را بسيج كند.

بايد غيرت و هميت اسلامي، در راه اعتلاي جامعه اسلامي و فعال ساختن جامعه به كار گرفته شود.

برنامه صحيح اقتصادي بدون وجود يك سازمان صحيح عادلانه و نهادهاي لازم، امكانپذير نيست.

بايد نهادهاي سياسي از كوچكترين واحدهاي كشور طوري بنياد پيدا كند كه همه افراد در تعيين سرنوشت خودشان مشاركت داشته باشند و منافع خود را با جامعه يكي بدانند.

تبعيض و اختلاف طبقاتي در جامعه سهم مهلك است.

بعداز اين مقدمات كه با توجه به اوضاع كلي است، بطور كلي نقائص موجود در قانون اساسي پيشنهادي را، عرض ميكنيم.

صرفنظر از نارسائي عبارات و پيچيدگي آن نخواستهاند اصول را صريح و روشن بيان كنند.

اصول احتياج به تفسير و توجيه و ذكر ادله ندارد.

مسلم است كه اصول قانون اساسي مبتني بر اصول اسلامي است و همه اصول آن بر اساس مباني اسلام تنظيم شده است پس اين مطلب بايد در مقدمه ذكر گرديده و اصول را مختصر و منجز و كوتاه كنيم كه البته در هنگام طرح اصول درباره يكايك آن نظر خود را عرض خواهم كرد.

در مورد حقوِ افراد و تكاليف دولت در قانون اساسي پيشنهادي نقايصي وجود دارد كه يادآور ميشوم و توضيحات بيشتر را در هنگام طرح اصول عرض خواهم كرد.

از جمله ايرادات مربوط به اصل 12 است كه بايد اصلاح شود.

چند روز پيش كه در تبريز بودم خانم كارگري با اعتراض و خشونت به من پرخاش كرد و گفت اگر نماينده شديد فكري براي ما كارگران زن بكنيد.

ما بايد از يك طرف طفل خود را در بغل نگاهداريم و شير بدهيم و با دست ديگر كار كنيم آيا غيرت شما اين را قبول ميكند؟ و من متعهد شدم كه حرف او را منعكس كنم به اين جهت است كه من پيشنهاد ميكنم اصل 12 بايد صريحتر باشد، به نحوي كه مادران در دوران بارداري و نگاهداري كودك خويش از حمايت خاص جامعه برخوردار باشند و بوسيله قوانين حمايت شوند.

يا مثلا اصل 22 در مورد حقوِ ملت ميگويد «همه افراد ملت اعم از زن و مرد از لحاظ آزادي و حيثيت و حقوِ مدني و اجتماعي و سياسي در برابر قانون برابرند.

خانمي در تبريز همراه همسرش جلوي مرا گرفت و گفت آقاي مراغهاي اين عدالت اسلامي است كه شما براي آن تبليغ ميكنيد؟ گفتم چه شده است؟ گفت شوهرم بيكار است و دو بچه مدرسه رو دارم تنها ممر معاش ما حقوِ من است و حالا ميگويند ميخواهند كارمندان زن را از ادارات اخراج كنند.

تكليف ما چه ميشود؟ گفتم مطمئن باشيد اسلام عدالت را براي همه ميخواهد زن و مرد فرقي نميكند و حضور نماينده بانوان در اين مجلس را سندي براي اطمينان آن خانم و بانوان ايراني ميدانم و اميدوارم در قانون اساسي اين مطلب مورد تاكيد قرار گيرد.

اصول 24 و 25 و 26 و 27 و 28 و 29 و 33 و 35 و 36 از نظر تضمين حقوِ انساني براي افراد كشور نارسا است.

نارساترين قسمت، در مورد حقوِ نواحي مختلف كشور است كه به مسائل فرهنگي آنها هيچ توجهي نكردهاند.

وقتي ميگوئيم سلطنت به جمهوريت تبديل شده و وقتي اصل حاكميت مردم و مشورت را در امور مملكتي قبول ميكنيم، از آن نتايجي حاصل ميشود كه بايد مورد توجه قرار گيرد.

در مورد حقوِ نواحي مختلف اصول 6 و 74 مطلب را بطور اجمال و يا غفلت بسيار عنوان كرده است.

وقتي ما قبول كرديم افراد آزاد و مختار هستند و بارضايت خود پارهاي حقوِ را به دلخواه به جامعه واگذار ميكنند، نتيجه حاصل از آن، آنست كه دهستان و يا شهرستان و يا ايالت هم حكومت واگذار مينمايند و در اينجا مسئله حاكيمت مطرح ميشود.

حاكميت دو نوع است: يكي حاكميت سياسي و ملي است كه يك اصل تجزيهناپذير است و همه افراد اين مملكت حاكميت ملي و وحدت ملي ايران را پذيرفتهاند.

ولي يك حاكميت ديگر هم وجود دارد كه حاكميت اداري به آن نام ميدهم.

هر ناحيه بايد مسائل داخلي خودش را كه فقط مربوط به اوست و با حاكميت ملي اصطكاك ندارد، رأساً حل كند و دربارة آن تصميم بگيرد.

اين يك حق مشروع است و بايد در اين مورد رضايت مردم را فراهم كرد.

اگر عدهاي آشوب ميكنند، اگر عدهاي استفادهجو هستند و در هر فرصتي ميخواهند اغراض شخصي خود را بكار برند، اين مسئله ديگري است، نبايد حقوِ مردم مناطق مختلف كشور ناديده گرفته شود.

اگر صحبت مقايسه در ميان بيايد، بنده بايد عرض كنم قانون اساسي گذشته در اين مورد رساتر است.

اصول نود و نود و يك و نود و دو و نود و سه متمم قانون اساسي گذشته در اين مورد رساتر است اصول نود و نود و يك و نود و دو و نود و سه متمم قانون اساسي گذشته كه هيچوقت اجرا نشد و هميشه عدم اجراي آن مورد اعتراض بود، بايد حيات پيدا كند.

در حكومت استبدادي پنجاه و هفت سال اخير يك تمركز اداري نامعقول در مملكت وجود داشت كه همه معترض آن بودند.

امروز بايد آلت دست دلالان سياسي قرار بگيريم و مردم را از خود برنجانيم؟ من با سياستهائي كه در اين ايام نسبت به برادران و مردم مستضعف كرد شده است، موافقت ندارم.

ببينيد چه كساني كشته ميشوند، ببيند بيچاره مردم كردستان چطور آلت دست شدهاند و ميان دو سنگ آسيا قرار گرفتهاند.

بايد درباره آنها دلسوزي پدرانه كرد و آنها را به رأفت و عطوفت و عدالت پروري جمهوري اسلامي اميدوار كرد، عكسالعملهائي كه حكومت نسبت به مناطق مختلف نشان ميدهد نبايد صرفا بر اساس زور و لشكركشي باشد، بايد مطالب حقه آنانرا پذيرفت.

ما بايد كاري كنيم كه با تصويب قانون اساسي جديد، وحدت ملي ما تضمين و تثبيت شود.

به كار گرفتن زور و اعمال قدرت آخرين علاج است و قانون اساسي ما نبايد تحت تأثير اين هيجانات و جريانات روز قرار گرفته و از راه عصبانيت تصميم گرفته شود.

ما بايد اينگونه هيجانات را به مجلس راه ندهيم.

با روح عدالت پروري و بر اساس تعليمات اسلامي حقوِ طبيعي نواحي مختلف را از نظر مديريت بپذيريم و اگر مشكلاتي هست كه اجراي اين حقوِ در حال حاضر امكانپذير نيست، براي آنها دلائل و جهات را روشن ساخته و از راه مذاكره، محيط تفاهم ايجاد نمائيم در همين سفر اخير آذربايجان يكي از معاريف اكراد به من ميگفت ميدانيد اشكال ما در چيست؟ گفتم نه، گفت حكومت تهران به ما اعتماد ندارد و همه گفتههاي ما را حمل بر غرض ميكند و حال آنكه ما صادقانه خواستار خدمت به كشور خود هستيم.

در رابطه با اين مسأله موضوع قوة مقننه مطرح ميشود.

تشكيل قوة مقننه از يك مجلس، تمركز اداري را شديدتر ميكند و حقوِ نواحي مختلف پايمال ميگردد، در اصل پنجم قانون اساسي پيشنهادي ذكر شده است كه همه اقوام از حقوِ مساوي برخوردارند و هيچكس را بر ديگري امتيازي نيست مگر به اساس تقوا.

بنده از آقايان سؤال ميكم آيا اقوام با هم برابرند؟ در مجلس نمايندگان كه هر صد هزار نفر يك نماينده دارد، تهران به تنهائي پنجاه نماينده خواهد داشت ولي تركمنها با يك ميليون جمعيت خود فقط ده نماينده خواهد داشت.

چطور ده با پنجاه برابر است؟ براي رفع اين نقيصه پيشنهاد ميكنم مجلس ديگري در كنار مجلس مقننه به عنوان مجلس خلقها و يا مجلس اقوام تشكيل شود كه نواحي مختلف بر اساس تقسيمات فرهنگي و سياسي و جغرافيايي به تعداد مساوي نماينده داشته باشند كه اگر روزي خداي نكرده خواستند تصميمي بگيرند كه فقط ناحيهاي از آن زيان ببيند آن ناحيه امكان مقابله با ديگران را داشته باشند و نابرابري شديد نباشد.

وقتي با ديدي كه عرض كردم ساير اصول را در نظر بگيريم ميبينيم كه اصول احتياج به تصحيح و تنقيح دارد.

در خاتمه بايد اين نكته را عرض كنم كه ايران در خلاء زندگي نميكند و نميتوان ديوارچين به دور ايران كشيد.

ما بايد از نظر قضائي اصول و قوانين بينالمللي را رعايت كنيم، توسعه امور بازرگاني دنيائي بر اساس معيارهاي بين المللي است ما بايد با قبول اين اصول پايههاي اقتصاد كشور را مستحكم نموده و ايران را نه با سخن بلكه در عمل مستقل سازيم.

ما ايراني و مسلمان هستيم.

به مليت و مذهب خود افتخار ميكنيم.

اسلام در طول تاريخ هزار و چهارصد ساله خود فجايعي نظير سوزاندن برونووگاليله نداشته است و همين مسأله دليل بر مترقي بودن اصول اسلامي است.

وقتي گاليله گفت زمين كروي است اظهارنظر او به قيمت جانش تمام شد.

ولي امروز ميدانيم كه او راست ميگفته است و كشيشان بيهوده به نام خدا جان او را گرفتند.

برونو را مسيحيان به علت عقايدش سوزاندند.

ولي تاريخ امروز حق و باطل را به ما نشان ميدهد.

حضرت علي عليهالسلام ميفرمايند «فرزندان خود را بر طبق سنن و رويه زمان خودشان تربيت نمائيد» و همين كلام نشان دهنده قبول اصل تغيير و پيشرفت جامعه است كه به آن اشاره فرمودهاند در خاتمه عرايضم آرزوي خود را تمديد ميكنم كه به ما آن توفيق عنايت شود كه بتوانيم تمام مشكلات و اختلاف نظرهاي خود را با مذاكره و تفاهم برطرف سازيم و از جنگ خانگي بپرهيزيم.

بتوانيم يك قشون ملي نيرومند بوجود آوريم.

بتوانيم عدالت اجتماعي را درجامعه مستقر سازيم و بالاخره بتوانيم زندگاني آرام و مطمئن را براي عامه مردم فراهم ساخته و فقر و جهل را از جامعه طرد كنيم بگذاريد كلام خود را با آية 61 از سورة النساء كه در جلسه افتتاحيه قرائت گرديد پايان دهم: «همانا خداوند به شما امر ميكند كه امانت را به صاحبشان باز دهيد و چون حاكم بين مردم شويد به عدالت داوري كنيد، همانا خدا شما را پند نيكو ميدهد كه خدا به هر چيز آگاه و بصير است.

» از جناب آقاي حجتي كرماني و آقاي نوربخش كه وقتشان را بمن دادند تشكر ميكنم.

از حضور آقايان سپاسگزاريم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ جاي خوشوقتي است كه همه نمايندگان محترم با سعه صدر به مسائل مينگرند.

يك تذكر و يك پيشنهاد رسيده است.

تذكر اين است كه به صرف اينكه كسي به كسي وقت خودش را واگذار بكند مجوز آن نيست كه هرگونه مطلبي اينجا گفته شود.

اين تذكر بجائي است.

پيشنهادي رسيده كه نمايندگان محترمي كه بحثهائي از اينگونه دارند ميتوانند قبلا تكثير كنند ودر اختيار ديگران قرار دهند تا بخوانند.

اين استدلال كامل نيست چون آنوقت بايد هر نطقي را تكثير كرد.

مسأله اينست كه مربوط است يا نه؟ آنچه ميخواهم آقاي مراغهاي و همه دوستان به آن عنايت بفرمايند، اين است كه در اين جلسه آزادي بيان به طور كامل رعايت ميشود، به شرط رعايت اصول خود اين جلسه.

ملاحظه كنيد حضرتعالي مطالبي را در انتقاد از قانون اساسي گفتيد اين بحث در دستور بود هر قدر هم صريح و حاد و تند بيان ميفرموديد، هيچ اشكالي نداشت، آن قسمت كه خدمتتان تذكر داده شد مربوط نبودن بيانتان به دستور جلسه بود.

امدوارم رعايت اصول اينگونه جلسات را حمل بر نبودن آزادي كامل در آن نفرمائيد، چون قطعاً اين نوبت آخرتان نيست كه صحبت ميفرمائيد، باز هم سخناني ايراد خواهيد كرد من براي نوبتهاي بعد عرض ميكنم، مادام كه من جلسات را اداره ميكنم نميتوانم از رعايت اصول اين جلسات اغماض كنم، والا وقتمان هدر خواهد رفت.

اين نكته كه فرموديد شما نماينده نظرات گروهها هستيد، عرض كنم بگذاريد در اين مجلس هيچكدام از ما از اين داعيهها نداشته باشيم هر كس ميتواند نظرات همه گروهها را بگيرد و بگويد ديگر هيچ احتياجي به عناوين اضافي نيست چون اين كارها ممكن است اين جو برادرانه و صميمانه را خرده خرده خدشهدار كند.

چرا نخواهيم صميمانه و برادرانه اينجا تا پايان جلسات با هم بگوئيم و بشنويم و تصميم بگيريم؟ آقاي مراغهاي يكي از خفقانها، خفقان شعاري است.

اين هم يك نوع خفقان است، اجازه ندهيد هيچ نوع خفقان در اين جلسه باشد حتي خفقان شعاري.

اجازه بدهيد با آرامش و با آزادي كامل و با منطق كار جلسه را ادامه دهيم و به ياري خداوند در كوتاهترين مدت بهترين نتيجه را به ملت ايران عرضه كنيم.

نكته ديگري كه اينجا يادداشت كردم و ضرور ميدانيم عرض كنم اين است كه در سخنانمان هيچگونه تعريض و گوشه زدن نباشد چون حاجتي به اين نوع اعمال نيست، آقاي كياوش بفرمائيد.

كياوش ـ الحمدالله الذي من علينا بمحمد و آله نبيه و جعلنا شهداء علي من جحد و كثرنا بمنه علي ما قل.

ثم الصلوة و السلام علي الشهداء والصديقين و الصالحين و حسن اولئك رفيقاً و السلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبي الدار.

خداوند را سپاس كه ما را با رهبري محمد(ص) نعمت بخشيد و ما را الگوي جهانيان قرارداد تا آنانكه ما را انكار ميكردند به حقيقت امر پي ببرند و ما را با وجود كمي عدهمان بر اكثريت طاغوت، غلبه بخشيد.

نظر به اينكه انقلاب شكوهمند بينظير ملت قهرمان ايران درسي است در تاريخ براي آيندگان ما و نسلهاي آيندة جهان، لذا پيشنهاد ميكنم كه: در تدوين قانون اساسي مقدمتاً خلاصهاي از تاريخ حيات بخش اين قيام و علل روشن شدن اين شعلة مقدس و علل پيشرفت سريع و معجزهآساي آن در سنوات اخير و همچنين موانع اين انقلاب در طول 1400 سال گذشته بيان شود.

(منظورم دستهاي استعماري است) همچنين به نقش امامت در انقلابمان و نقش غير قابل انكار مجاهد اعظم امام خميني اعليالله كلفه اشاره شود.

در ضمن پيشنهاد ميكنم به همان طريقي كه امام با انقلاب بوده و انقلاب با امام «يدور حيثمادار» امام روح الله تا آخر عمر، كه پر دوام باد عمرش، ولايت رسمي عاليه را بپذيرند و اين تكليف پر مشقت شرعي را كه خداوند سبحان و امت اسلام بر ذمه پر توان امام معظم له گذارده است، پذيرا باشند تا ولايت فقيه طبق دستور خدا و سنت پيامبر اكرم عملا تحقق يابد و با ايشان شروع شود كه حجة الله علي خلقه هستند و باز نظر به اينكه دشمنان اسلام در طول تاريخ كوشيدهاند و ميكوشند كه اسلام را وارونه به جهانيان عرضه كنند، لذا بايد جهتگيري اسلام در نجات مستضعفين جهان (مظلومان و محرومان و ستمديدگان تاريخ) روشن شود تا ملل رنجيده جهان بدانند كه خورشيدشان كجاست و دواي دردهاي بيدرمانشان در كدام مكتب است.

اگر اين چهره اسلام با ارائه قوانين اسلامي در رابطه با نجات مظلومان كاملا روشن نشود، بخون شهداي اسلام خيانت شده است.

چه در اينصورت انقلاب اسلامي يك انقلاب «موضعي» تلقي شده و فقط «ايراني» شده است.

بطور كلي در تدوين قانون اساسي چهار جنبه «موضعي» تلقي شده و فقط «ايراني» شده است.

بطور كلي در تدوين قانون اساسي چهار جنبه بايد مراعات شود و بر چهار پايه نوشته شود:
1ـ آنچنان باشد كه روح اسلام و اسلام عريان، درست عرضه شود.


2ـ دگرگوني و اصلاحات چشمگيري در وضع زندگي مردم (غذا و مسكن و بهداشت و غيره) پيش آورد.


3ـ روابط اجتماعي مستضعفين را بهبود بخشد، رفع ظلم كند و محرومان را نجات دهد، برادري و برابري برقرار كند روح توحيد و وحدت را متجلي سازد.


4ـ تحولي در نظامات مدني بوجود آورد تا قوانين نجات بخش اسلام عملا اجرا شود و حدود خدا جاري شود.

ولكن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك فيأمن المظلومون من عبادك و تقام العطلة من حدودك اما راجع به اصول قانون اساسي: هيچ اصلي در قانون اساسي پذيرفته نشود، مگر اينكه مستند به قرآن كريم و يا سنت پيامبر اكرم و يا بقول مرحوم دكتر علي شريعتي مستند به طرز كار پيامبر و يا روش ائمه معصومين عليهم السلام باشد و در ذيل هر اصلي سندش ذكر شود.

بعلاوه در هر جاي قانون اساسي كه كلمه «قانون» بكار ميرود منظور قانون خدا و احكام الهي باشد.

مثلا اگر بايد از محرومان و مستضعفين جهان حمايت شود تا كافة للناس بودن اين مكتب روشن شود به آيه 77 سورة نساء استناد شود «و مالكم لاتقاتلون في سبيل الله...

» و اگر بايد به كشورهاي عقب انداخته شده كمك مالي شود، به آيه 60 سورة توبه مؤلفة قلوبهم اشاره شود و طبق آيه «ليس للانسان الا ما سعي» اساس مالكيتها فقط بر كار گذاشته شود.

اگر اين چنين، اصول قانون اساسي مستند باشد، مردم جهان در خواهند يافت كه حكومت جمهوري اسلامي فلاح و شكوفائي و رستگاري را طبق ربوبيت پروردگار و در كل جامعه بشري آرمان خود ميداند و رسيدن به استقلال و آزادي را حق خدائي همة ملتها.

موضوعگيري قانون اساسي حكومت جمهوري اسلامي در روابط خارجي بايد متكي بر اصل تولي و تبري باشد.

دوستي با دوستان خدا و مردم، و دشمني و دوري از دشمنان خدا و مردم و خون آشامان استعمارگر، بايد به مردم طبق آيه «وشاورهم في الامر» حق مشاركت در سرنوشت خويش داده شود تا اذهان عمومي در مسير تكاملي رشد يابد كه رشد افكار عمومي پشتوانة محكم قانون اساسي است و محكمتر از اين هم پشتوانهاي براي قانون اساسي نميتوان يافت و پشتوانه خون شهدا و تداوم انقلاب، همين افكار عمومي است.

اصل انتقاد بر مبناي امر بمعروف و نهي از منكر از اصول حقه آحاد ملت شمرده شود.

حق حاكميت پس از خدا و رسولش با مؤمنين و صالحين امت باشد و انتخاب «اصلح» مطرح باشد.

«انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا» آيه 60 سورة مائده و هر نوع قانوني كه سبب تفرقه و جدائي بين امت و حكومت باشد و سبب تفرقه شود ممنوع گردد.

در جزئيات مواد وارد نميشوم ولي پيشنهاد ميكنم كه پرچم ايران سبز رنگ و ياسرخ رنگ باشد و كلمه لاالاالله و يا الله اكبر در آن مندرج باشد.

آن چنانكه پيش نويسها نوشتهاند شكنجه نه فقط در مورد اقرار ممنوع باشد، بلكه اصولا شكنجه در تمام موارد، غير انساني و حرام است.

قلم و مطبوعات آزد باشند.

مثل تمام وسائل ارتباط جمعي و اگر اموري براي مطبوعات جرم محسوب ميشود براي سينماها و راديو و تلويزيون نيز جرم حساب شود، مثل نشر فحشاء و غيره.

انجمنها و گروهها تا آنجائيكه خلاف اسلام و بر ضد اسلام كار نكنند، آزاد باشند.

نظر باينكه ضد انقلاب از طريق آموزش و پرورش ميخواهد عمل كند، لذا در قانون اساسي ضوابط دين اسلامي نسبت به استخدام معلمين در نظر گرفته شود تا به انقلاب خيانت نشده باشد.

راديو تلويزيون در اختيار وزارت امر بمعروف و نهي از منكر در آيد و در خدمت انقلاب و نشر قانون اساسي باشد.

قوانين در اصلاحات چشمگير بيش از همه، به وضع فساد و فاسد و مفسد و از بين بردن تضادها و آثار شرك و طاغوت و رفع تبعيضات و اختلافات مادي مثل تمايز شهري به شهري و شمال شهر به جنوب شهر و غيره بپردازد.

تحصيل رايگان باشد، بهداشت رايگان باشد، تهيه ابزار اوليه كار توسط دولت باشد و به رايگان در اختيار كارگر قرار گيرد.

والسلام علكيم و رحمةالله و بركاته.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي اكرمي بفرمائيد.

اكرمي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

الحمدلله الذي يرفع المستضعفين و يضع المستكبرين.

اولا با توجه به مطالبي كه جناب آقاي مهندس مراغهاي در مورد مذاكره با گروهها، در رابطه با مسئله كردستان فرمودند، عرض ميكنم، مذاكره مطلبي اساسي است، اما متأسفانه ميبينم بسياري از افراد و گروهها حاضر به اين نوع از مذاكرات نيستند.

و اما در مورد طرح پيش نويس قانون اساسي، انتقادات زياد است و ما در نوشتن قانون اساسي بعدي به چند نكته اصولي بايد توجه كنيم:
1ـ امروز مسئله كيان اسلام و مكتب مطرح است بايد همانطور كه امام در پاريس فرمودند كاري كنيم كه مصداِ آيه شريفه «و رأيت الناس يدخلون في دين الله افواجاً» را حس كنيم.

در نوشتار و گفتار و رفتار، جاذب و جالب مردم بطرف اسلام عزيز باشيم، كاري كنيم كه قيافه قرآني انبياء در ضديت با ملاء و مترقين آشكار و تهمتها زدوده شود و بياري حق استثمار از بين برود.


2ـ در اين پيش نويس مسئله سياست خارجي مبتني بر موازنه عدمي است و اصلا مورد توجه قرار نگرفته است.

بايد قانون در اين مورد چنان باشد كه امكاني براي قدرت نمائي جهانجوران بين المللي نباشد، بخصوص قدرتي كه بيست و پنجسال ما را در اسارت و ذلت قرار داده است.


3ـ پيشنهاد ميشود فقهاي عظام حاضر در مجلس با استفاده از ولايتي كه دارند در مورد زدودن آثار تكاثر و سرمايهداري فعلي، كه از قبل ريشه گرفته، اقدام جدي بعمل آورند.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي حيدري بفرمائيد.

حيدري ـ بسم الله الرحمن الرحيم، اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، قل اللهم مالك الملك توتي الملك من تشاء و تنزع الملك من تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بيدك الخير انك علي كل شيء قدير.

سلام بر نمايندگان محترم مجلس خبرگان قانون اساسي جمهوري اسلامي.

تشكر و سپاس خداوند قادر متعال را كه ملت مستضعف و ستمديده ايران در حلي كه در نهايت ذلت و اختناِ زير يوغ رژيم ستمگران سلطنتي طاغوتي و عمال استعمارگران بسر ميبرد و از دين مبين اسلام هم غير از اسمي و بعضي از رسوم سفارشي خبري نبود و دشمن خونخوار اسلام و مسلمين هم در اوج قدرت بود و قدرت مندان بزرگ جهاني پشتيبان و هواخواه او بودند، به دست ملت قهرمان و به رهبري قاطعانه بزرگ رهبر عاليقدر مذهبي و ملي و سياسي تاريخ به حضيض خواري و سقوط كشيده شد و ذليل گرديد، و عزت را به اسلام و مسلمانان و رهبران عاليقدرمان به ويژه حضرت امام خميني برگردانيد.

اين مكان كه جايگاه نمايندگان دستگاه طاغوتي بود و اغلب آنان سفارشي و استبدادي بودند و غالبا قوانيني كه خلاف احكام اسلام و به ضرر ملت بود تصويب ميكردند، خداوند بر ملت ايران منت گذاشت و آن را به ملت شريف ايران برگردانيد و ملت هم سرنوشت آينده ملك و ملت را در اختيار ما منتخبين خود گذاشته كه اگر خداي نخواسته ما در اين مجلس به اسلام و قرآن و ملت شريف ايران بلكه تمام مسلمين ملل كشورهاي اسلام خيانت كرديم، الي الابد در پيشگاه پروردگار و اسلام و ملت و وجدان خود مسؤول خواهيم بود.

حضرت امام خميي چه در شرفيابي به حضورشان و چه در بيان افتتاحيه اين مجلس اكيداً سفارش فرمودند كه تمام اصول قانون اساسي جمهوري اسلامي بايد منطبق با احكام اسلام باشد و حق تصويب اصولي را كه با قواعد اسلام تطبيق نكند، نداريم و گرنه ما نمايندة ملت نيستيم.

موارد كلي كه به نظر رسيد بر حسب وظيفه شرعي و وجداني و ايرانيت تذكر بدهم گرچه آقايان محترم نمايندگان از بنده بهتر متوجه اين مسائل باشند ولي من باب انجام وظيفه بايد به عرض برسانم: قبل از هر چيز بايد توجه كامل به اصل ولايت فقيه جامع الشرايط تقليد داشته باشيد.


1ـ اصل ولايت فقيه جامعالشرايط تقليد و قابليت رهبري جامعه مسلمين كه ولايت و مسئووليت قواي سه گانه مجريه و مقننه و قضائيه را دارد، يعني رياست جمهوري اسلامي، فرماندهي كل قوا، نخست وزيري، رياست مجلس شوراي ملي و رد فروع به اصول احكام اسلامي كه مقام فتوا و قضاوت است.

تصدي اين مناصب در اسلام و در مذهب حقه جعفري، حق مسلم فقيه جامع الشرايط تقليد است.

كه روشن به مسائل روز باشد يا خود ايشان متصدي اين امرو بايد باشند، و يا نمايندهاي كه قابليت تصدي هر امري را داشته باشد، انتصاب نمايد.

مخصوص درجه اجتهاد و ساير شرائط تقليد در اشخاصي كه از طرف آن مرجع اعلام براي تصدي رياست جمهوي و به رياست مجلس شوراي ملي و رياست وزراء تعيين ميشود، بايد معتبر باشد.


2ـ اصل حرمت و آزادي انسانها در چهارچوبه احكام اسلامي بايد تأييد گردد و معتبر باشد.


3ـ اصل مالكيت در اسلام و عدم زوال آن بعد از تحقق، ضرر اجتماع مسلمين و مستضعفين باشد بايد در نظر گرفته شود و در قانون اساسي معتبر باشد.


5ـ پشنهاد شوراي نگهبان قانون اساسي به اين ترتيبي است كه تدوين شده «ضرره اكثر من نفعه» ضررش بيشتر از نفعش است و به اصلي كه در قانون اساسي سابق در موضوع بودن پنج نفر از علماء طراز اول در مجلس شوراي ملي است، چنانچه اضافه شود كه يكي از علماء طراز اول رئيس شوراي ملي باشد، خيلي بهتر از تشكيل اين شوراي نگهبان است كه در اين پيش نويس آمده است و آقايان بايد در اين موضوع هم توجه كامل بفرمايند.

يا اصلي را كه در اين پيش نويس نوشته شده است تجديد كنند يا همانطور كه عرض كردم آن اصل دوم متمم قانون اساسي را با اضافه كردن اين موارد اصلاح كنند.


6ـ در اصل 13 اضافه شود اين اصل تا ظهور حضرت ولي عصر (عج) باقي است و اين اصل در هيچ عصري و هيچ زماني و به هيچ عنواني و بدست هيچ دستگاهي نه رفراندوم و نه مجلس خبرگان و نه مجلس مؤسسان و نه فرمان رئيس جمهور و غيره تغيير و تبديل نخواهد يافت.

در خاتمه نظريات ديگري در بعضي مواد و مطالب اين پيش نويس دارم و مخصوصا يادم آمد با عرض معذرت از آقايان و خانم محترمه در يكي از مواد پيش نويس قانون اساسي كه ميخواست مليتهاي ايراني را تذكر بدهد و تذكر داده بود البته اقليتهاي ديني مانند مسيحيان ـ زرتشتيان و يهودياني كه در ايران ساكنند كاملا بجا و معتبر هستند و در تذكر اقوام، اقوام مختلفي كه در ايران هستند و صحبت ميكنند، اسم بعضي از آنها در آن اصل آورده نشده بود.

من باب مثال اقوام فارسي، كرد، ترك، بلوچ شمرده بود، اما قوم لر را در آنجا تذكر نداده بود.

در حالي نمايندگان محترم اطلاع دارند لرستان گذشته از اينكه يك استان را تشكيل ميدهد در استانهاي ديگر هم اشخاص لر زياد هستند و اين موضوع اگر تصحيح نشود، خداي نخواسته ايجاد ناراحتي خواهد كرد.

لهذا تقاضا دارم يا اينكه ذكر اين اقوام را بيندازند و بنويسند «ملت ايران» كه شامل همه اقوام بشود، چون بسا اقوام كوچكي باشند كه از قلم بيفتند و بعدا اسباب ناراحتي ميشود ولي «ملت ايران» شامل همه اينها ميشود و ديگر احتياجي ندارد كه اسم اقوام گفته شود.

در خاتمه نظريات ديگري در بعضي مواد و مطالب اين پيش نويس دارم كه بياري خدا در مذاكرات آينده بعرض خواهد رسيد.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي خامنهاي بفرمائدي خامنهاي ـ بسم الله الرحمن الرحيم، من نكات متعددي را در نظر دارم كه بمقتضاي وقت عرض خواهم كرد و شايد بعضي از آنها تكرار مطالب برادران عريزم باشد ولي من بعنوان تكرار آنها را نميگويم بلكه از بعد ديگري مطرح ميكنم.

در ضمن پيشنهادهاي ديگري هم دارم كه بعداً تقديم خواهم كرد تا مطرح ميكنم.

در ضمن پيشنهادهاي ديگري هم دارم كه بعداً تقديم خواهم كرد تا مطرح بشود و يا دلايلي كه به عرض ميرسانم ان شاء الله از طرف نمايندگان محترم رد نشود، زيرا ما در يك تركيب اجتماعي نوي هستيم.

اول ـ جامعه مسلمانان روشنفكر اسلامي از منابع اسلامي و ديني حتي فرهنگ اسلامي اشباع شده، يعني آنچه كه به توارث به آنها رسيده است و اينها شايد به نظر مخالف بفرهنگ غرب نگاه بكنند چون مايه درونيشان قرآن است و حديث و اسلام و حتي فرهنگ موروثي كه از خانواده به آن رسيده است دوم ـ روشنفكراني كه در عين ايمان و عقيده به اسلام از آنجا كه بخشي از عمرشان را و زمان مطالعهشان را با غرب و با جوامع غير متمدن اسلامي تماس داشتهاند، مقداري از آن منبع تغذيه شدهاند و اين تلفيقي از نظرشان به وجود آورده كه به نظر من دريچه خوش بيني اين برادران به فرهنگ غرب بيشتر از دسته اول است.

من اساساً با كلمات پر طنطنه كه به ارث به ما رسيده و در پيش نويس اين قانون گاهي بالفظ و گاهي بدون لفظ اعمال شده، اعتقاد ندارم، چون به منابع اصلي آن اعتقاد ندارم زيرا براي جامعه اروپا تهيه شده است و در اينجا هم بعنوان افكار مترقي و متعالي و روشنفكري مطرح شده مثل كلمه دموكراسي كه يك ريشه يوناني دارد.

زيرا در يونان دموكراسي بهترين نمونهاش جمهوري افلاطوني است زيرا جمهوري در آنجا ضبغه اشرافيت و اريستوكرات دارد و تنها به اشراف، انسان تلقي ميشود و بقيه مردم براي كار كردن خلق شدهاند و به تعبير خودشان برده هستند و غير از اشراف يوناني بقيه اصلا انسان نيستند.

حالا آن دموكراسي كه مادرش آن است و اروپائي دانسته يا ندانسته چون چيز ديگري ندارند كه با عنوان و لفظ بيان شود و به آن آزادهائي كه منبعش اروپا است متكي ميباشند، ولو آنكه با لفظ هم گفته نشود، برگشتن به آن دموكراسي است و همين معني را درباره كلمه سوسياليزم معتقد هستيم و اگر لازم باشد بنده دربارة آن يك نطق مفصلي خواهم كردو از آن دفاع ميكنم.

پس اولا ـ جامعه ما يك جامعه ايراني و اسلامي بوده و انقلاب ما نيز يك انقلاب اسلامي بود.

بنابراين تمام خواستهها بايد اسلامي باشند.

عليهذا با داشتن چنين منابعي غني از اسلام، خواستههاي ما بايد از اسلام اخذ شود و آزاديها و چيزهائي كه مرادف آنها هستند (كه به عقيده بنده مرادف نيستند و اينها يك مغلطه لفظي است) براي همين امور خوب است به اصول خودمان برگرديم.

عليهذا به دنبال صحبتي كه ديروز كردم، بنده با طرح پيش نويس سابق به عنوان زمينه بررسي مخالف هستم براي اينكه مشاهده كردم و شايد بقيه آقايان هم مشاهده كرده باشند كه مبناي آن اسلام و افكار مترقي اروپاست و بنده اسلام را كمتر از افكار آنها نميدانم و در اسلام خلائي نميبينم و هرجا كسي فكر كند كه خلائي وجود دارد، بنده ثابت ميكنم كه اين خلاء در اسلام وجود ندارد.

بنابراين يا ما مسائل را استخراج ميكنيم و بررسي ميشود يا در كميسيونها يكي از چيزهاي ديگري كه به عنوان پيش نويس داده شده و پخش شده مطرح ميشود، اگر چه محدود كننده باشد.

ولي اگر ما را به يك نوشته اسلامي محدود كند باز بهتر از اينست كه يك نوشته نيمه اسلامي باشد.

دومين نكته كه برادر عزيزم الان فرمودند مسأله حاكميت است، من از بعد حقوقيش بحث ميكنم چون قدري مطالعه در اين رشته دارم آنچه از لحاظ بحث حقوقي است، حاكميت است يعني آيا من مسلط به خودم هستم و يا نيستم؟ اين مبناي حاكميت است كه بعضي ميگويند هستم و بعضي ميگويند نيستم.

حاكميت را گاهي به خداوند كه خالق و صانع است ميدهند و گاهي طبق قوانين كار، مالك مصنوع خودش است، يا اينكه به منابعي مثل زور يا چيزهاي ديگر مربوط ميكند، به هر حال حاكميت اگر بخواهد تجربه شود داراي سه قوه است كه به نظر من بيشتر از اين نياز ندارد، قوة مقننه است و مجريه و قضائيه.

آنكه اصل حاكميت را دارد بر اين سه شعبه هم حاكميت ميكند و به طور كلي اگر خواست، حاكميت را تفويض ميكند و اگر نخواست براي خودش نگه ميدارد.

اما حاكميت را طبق اصول اسلامي و حكم را از خداوند ميدانيم و اين حاكميت را خداوند به بشر داده است.

به همين دليل است كه مردم ما را انتخاب ميكنند و يا عدهاي را با وكالت امام يا مستقيما از طرف خداوند و فقيه به دنبال ولايت عامه و به عنوان قوة مجريه انتخاب ميكنند.

من مسأله تفكيك قوا را يادداشت كردهام اين مسأله را همه اروپائيها هم قبول دارند.

بنده در اسلام با اينكه صريحاً نيست، ديدهام پيش بيني هم درش نيست بالاخص كه رويه و سيره ائمه نشان ميدهد كه علاقه داشتد قوا را از هم جدا كنند نظر من در بخش مجريه است كه اين را امام جدا كرده مثل قضا در زمان پيامبر و مولا علي(ع).

پس حاكميت در قسمت مقننه را ميگذاريم قسمتي در دست مردم باشد و حاكميت در قسمت مجريه را كه امام براي خودش نگهداشته است و همان چيزي است كه به دنبال رسول و اوليالامر كه همان ولايت فقيه است و فقيه در اين قانون از اصول مهم است و ما مسأله ولايت را به يكي از دو صورت كه عملي باشد به دنبالش باشيم والا با مختصر انحرافي، انحراف بسيار بزرگي از اصول اسلامي خواهد شد به دنبال آن مسائل امت به خطر خواهد افتاد.

اول آنكه در رأس قوة مجريه امام است و تعبير ديكتاتور غلط است كه مطابق مصالح مشخص خودش ديكته ميكند و كسي كه به نيابت از خدا اين كار را ميكند ديكتاتور نيست پس اشكالي وجود ندارد حاكميتشان در اولياي امور اولا انتخاب رئيس جمهور و رئيس دولت مستقيما طبق قانون باشد و به نظر ولي باشد و ثانياً مخصوصاً تصريح شود به لحاظ اوضاع و احوال زيرا كه هر كشور و جامعهاي طبعي دارد، به طبع كشور، تفويض آزادي واختيارات زياد و اعتبارات زياد به شخص واحد خطر ديكتاتوري را صريحاً دارد.

براي ما تجربه چهارده قرن اسلام كافيست كه هر كجا انحراف از اين اصول پيدا شده چطور ديكتاتوري روي كار آمده است خاصه اينكه بعدها بايد اصول محكم و مدوني باشد براي تقسيم متناسب انقلاب يعني رئيس جمهور با قدرت كمتري و رئيس دولت با قدرت بيشتري و تعارض كه حقوِ مردم محفوظ باشد.

مساله تفكيك قوا را كه عرض كردم ولي همان مقدار كه اسلام و طبع حقوقي ملتها و كشورها منجمله طبع ملت ما اقتضا ميكند تفكيك قوا به معناي جدا كردن نيست به معناي جلوگيري از دخالت نامشروع است و بايد جلوي زيادهروي گرفته بشود، يعي هم رعايت بشود و هم در حدودي حق نظارت و سؤال باشد.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي خامنهاي 2 دقيقه بيشتر وقت نداريد.

خامنهاي ـ در ركن شوراها ما يك شورائي از مدرسين و علماي اعلام داريم و من معتقدم به صورت صحيحي رسيمت داده بشود و در قانون در نظر گرفته شود و حتي صلاحيت انتخاب مراجع آتي به اين شورا واگذار بشود.

كه اولي و حق مردم است و هم چنين من غير از اينكه اولويت نظر مراجع را در نظر دارم كه در قانون باشد معتقدم قبل از اينكه طرح به مجلس برود اين تصويب بشود.

چرا تصويب بشود و بعد برگردد و دفن بشود، كه بگوئيد نه و چرا وقت مجلس را بگيرند؟ در مجلس كميسيون اقتصادي هست؟ كميسيون مالي هست، كميسيون نظامي و كميسيون شرع هم باشد.

اگر اين را قبول كرد برود تصويب بشود.

من چند عرض ديگر داشتم كه خيلي مختصر عرض ميكنم و آن امر به معروف است كه با تمام اهتمام امام، توجه نشده بود و ديگر اينكه اگر براي امنيت كشور يك سازماني وجود دارد بايد زير نظر شورائي باشد از آقاي نخست وزير و يك مجتهد به نمايندگي مردم و يك نماينده از مجلس و يك نماينده از وزارت كشور و يك مجتهد به نمايندگي امام كه بعدها اسباب ناامني كشور نشود.

بنده با اتمام كلام پيشنهادي دارم كه خدمت رياست ميدهم ولي يك اشارهاي هم ميكنم چون ما در اينجا نماينده مردم هستيم و مردم از ما ميخواهند كه تمام جريانات اينجا را بدانند.

البته خبرنگاران موظف نيستند همه چيز را بنويسند.

پيشنهاد ميكنم مذاكرات اين مجلس مستقلا از روي نوارها و تندنويسي پياده شود و هر روز هم بين ما و هم مردم پخش شود و چون براي 36 ميليون جمعيت است و چون چاپ اين تعداد مقدور نيست، پيشنهاد ديگري هم هست كه يك كانال از تلويزيون و يك موج از راديو را اختصاص بدهند به اين مجلس كه پخش كنند.

چون ظرفيت اين رسانههاي گروهي كافي نيست و اين عمل را تا اتمام كار مجلس خبرگان حفظ كنند.

ديگر عرضي ندارم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ مذاكرات مجلس چاپ ميشود و آنچه مربوط به جلسه ديروز بود امروز تقديم خواهد شد.

آقاي پرورش بفرمائيد.

پرورش ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

مطالبي را در زمينه پيش نويس قانون اساسي بايد مطرح كنم كه در اين وقت مختصر نميگنجد، لذا فقط عناوينش نظير ادبيات، مساله حاكميت، مساله مالكيت و مسأله ارتش و مسائل ديگر را عرض ميكنم و اگر در آينده فرصتي شد به استحضار خواهم رساند، اما به اعتبار اينكه امروز قرار شد فقط بحث پيرامون مسائل كلي باشد و وارد جزئيات نشويم بنابراين بنده در مسأله حاكميت مطالبي را به استحضار ميرسانم.

اصولا برخورد اسلام با قدرت، نه با زور و خشونت از سه مرحله ميگذرد.

مرحله اول مرحلهاي است كه اسلام قدرت را در دست يك نظام جبار و خناس و طاغوتي ميبيند و با تمام وجودش ميكوشد كه اين قدرت را كه همان قيافه زور است از دست او بگيرد كه اين مرحله اخذ قدرت است و آيات زيادي در قرآن كريم مشعر به اين معناست «...

فقاتلوا ائمه الكفر...

و ما لكم لاتقاتلون في سبيل الله و المستضعفين...

» و از اين قبيل آيات خيلي زياد است كه در مرحله پس گرفتن قدرت است.

مرحله دوم، مرحلهايست كه وقتي اسلام آن قدرت را از دست نظام جابر گرفت، در اين مرحله قدرت را در وجودش كانون ميدهد و جمع ميكند و در حقيقت مرحله دوم تزكيه و تصفيه قدرت است كه باز آيات زيادي در قرآن كريم هست، مثلا وقتي خداوند به پيامبر ميفرمايد «اذا جاء نصر الله والفتح و رايت الناس يدخلون في دين الله افواجاً.

فسبح بحمد ربك و استغفره انه كان توابا» كه ميبينيم اينجا مرحله تصفيه قدرت است و باز در سوره احزاب ميفرمايد «واورثكم ارضهم و ديارهم و اموالهم و ارضا لم تطوءها و كان الله علي كل شيء قديرا» و وارث گردانيديم شما را بر زمين و سرزمينها و اموال و زميني كه در آن زمين گام ننهادهايد و خداوند بر هر چيزي تواناست.

در اين جا ميبينيم كه پيامبر در اوج قدرت است يعني قدرت اقتصادي به اعتبار اموال و قدرت انساني و خلاصه در اوج قدرتهاي مختلف سياسي و نظامي و اقتصادي است، اينجا بلافاصله مؤلفههاي قدرت را كه احتمال هرگونه سوء استفاده از اين قدرت امكان دارد يعني نزديكترين افراد مثلا زنان پيامبر را مورد خطاب قرار ميدهد و اول به خود پيامبر ميگويد كه به آنها بگو «يا ايها النبي قل لازواجك ان كنتن تردن الحيوة الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن و اسرحكن سراجاً جميلا» اي پيامبر به زنانت بگو هم اكنون كه تو وارث شدي بر سرزمينها، بر اموال و بر تمام سيستمهاي نظامي و اقتصادي و اجتماعي اين مؤلفههاي قدرت ممكن است از تو سوء استفاده بكنند اگر قصد دارند در كنار اين قدرت زينت دنيا و حيات دنيا را طلب كنند، بگو بيائيد و طلاقشان بده و بسلامت مرخصشان كن.

اينجا مرحله تزكيه و تصفيه قدرت است مرحله سوم، مرحله پخش قدرت است به تمام مردم كه شايد در هيچ يك از مكاتب بشري اين چنين پيشرفته، با قدرت برخورد نميشود كه سه مرحله داشته باشد.

عاليترين مكتب و نظامها اين است كه ميگويد قدرت را از دست جابر و طاغوت ميگيرم و خودم را هم احياناً تزكيه ميكنم ولي به ملت بر نميگردانم، خودم به عنوان قيم ملت قدرت را براي ملت در دست ميگيرم و نگه ميدارم.

در حالي كه در اسلام اينطور نيست، در اسلام قدرت را از دست نظام جابر ميگيرد و در خودش كانون ميدهد، تمركز ميدهد و تصفيه و تزكيه ميكند و بعد قدرت را بين مردم پخش ميكند.

اين مسأله سوم كه شايد در اسلام ويژگي خاصي دارد و در هيچ مكتبي نيست بايد در قانون اساسي مورد توجه عميق واقع شود چرا؟ چون ميبينيم اين مرحله سوم است كه از هر نوع انحراف و كژي جلوگيري ميكند، چون مرحله سوم، مرحلهايست كه قدرت تصفيه و تزكيه شده به جمعيتي كه بنام مؤمن و مسلمان در دايره اسلام هستد، واگذار شده است باز آيات قرآن در اين مورد زياد است «كنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و...

» اصل امربمعروف و نهي از منكر، اصل استنصار يكي از اصول مسلم اسلام و قرآن است كه اگر كسي بهش ظلم شد بايد بيايد در معرض عمومي و از مردم استنصار بكند، اين را اسلام به عنوان يك نيرو و قوه به رسميت ميشناسد در حاليكه در قانون اساسي از مسأله استنصار كه به عنوان يك اصل اسلامي است حرفي زده نشده، از مسأله امر به معروف و نهي از منكر يادي نشده، يعني خلاصه از قوه ملت كه اسلام، در مرحله سوم اين قوه تصفيه شده را به آنان واگذار ميكند و در حقيقت حاكميتي را براي ملت اين چنين حساب شده و دقيق به رسميت ميشناسد، متأسفانه يادي نشده است.

به هر جهت به اعتبار اينكه فرصت كم است در اين زمينه ميخواستم عرض بكنم كه اين سه اصل يعني اين سه برخوردي را كه اسلام با قدرت دارد و از سه مرحله ميگذراند به تعبير خود قرآن و روايات كاملا بايد در حاكميت ملي و حاكميت ملت مورد توجه قرار گيرد.

چون نبايد در جزئيات وارد شد متأسفانه در بخش حاكميت ملي آنجا كه سه قوه ياد شده است يعني قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضائيه، از اين قوه عظيم ملت هيچگونه يادي نشده است و اگر ما ميديديم و ميبينيم كه با وجود اين سه قوهاي كه در قانون اساسي پيش بود و اين چنين به انحراف كشيده شد و اين چنين به استبدادي و خود كامگي نظام كشيده شد، علتش اين بود كه قوه ملت در جريان نبود و جريان نداشت تا در حقيقت اين قوه جاري و عظيم بتواند آن قوائي را كه واگذار شده است يعني قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضائيه را هميشه در حالت نظاف و پاكي نگهدارد.

بنابراين ذكر اين مسأله در پيش نويس قانون اساسي خيلي ضروريست والسلام.


4ـ اعلام تنفس به مدت پانزده دقيقه نايب رئيس (بهشتي) ـ كميسيون تنظيم آئيننامه داخلي از دوستان خواهش كرده است كه اگر در زمينه آئين نامه داخلي پيشنهادي دارند، كتبا به اين كميسيون بفرستند تا در آنجا مورد استفاده قرار بگيرد.

اگر پيشنهاداتي هست مرقوم ميفرمائيد و ميفرستيد اينجا كه براي برادرانمان در كميسيون فرستاده بشود.

برادري پيشنهاد كردهاند كه برنامه نماز بصورت جماعت رسماً اعلام بشود و در موقع نماز در همانجائي كه قبلا آماده شده است نماز جماعت را همه با هم برگزار كنيم، نزديك به دو ساعت و ربع هست كه جلسه بدون تنفس ادامه دارد براي يك ربع ساعت اعلام تنفس ميشود و در ساعت يازده و چهل و پنج دقيقه دوباره جلسه رسميت پيدا ميكند (ساعت يازده و نيم جلسه به عنوان تنفس تعطيل شد).


5ـ تشكيل مجدد جلسه و دنباله بحث دربارة كليات پيش نويس قانون اساسي نايب رئيس (بهشتي) ـ جلسه رسمي اعلام ميشود.

آقاي منيرالدين حسيني بفرمائيد.

(يك نفر از نمايندگان ـ نيستند) اگر نيستند آقاي دكتر ضيائي بفرمايند.

دكتر ضيائي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

درباره كليات پيش نويس قانون اساسي مطالبي سودمند بيان شد و اينها همه تذكراتي است كه آقايان موقع بررسي قانون اساسي متوجه آن ميشوند و نكاتي كه تذكر داده ميشود در اينجا تجزيه وتحليل كنيد و يك قانون جمهوري اسلامي جهاني بنويسيم كه لازمه شخصيت اسلام و از مزيتهاي قانون اسلام است كه فراگير و همه جانبه باشد و مليتها و اقشار را در بر بگيرد و همه با رضايت در سيطره اين قانون بتوانند زندگي كنند، همان طوريكه نظام حاكم در زمان بنياميه و بنيعباس كه نظام ظالمي بود ـ آنطور كه در كتابهاي شرِ شناسان غير مسلم هست ـ در زير سيطره اسلام قرار گرفتند، اكنون نيز كه در رأس نظام جمهوري اسلامي يك شخص با اراده و عادل و طرفدار همه انسانها به عنوان رهبر انقلاب قرار گرفته است، بايد آن شكوفائي قوانين اسلام را هر چه بيشتر در اين قانون جمهوري كه صددرصد اسلامي است، بگنجانند و در اين قسمت سعي بيشتري مبذول شود و فكر ميكنم همه آقاياني كه خودشان را در معرض بررسي قانون اساسي جمهوري اسلامي گذاشتهاند روي وظيفه ديني و اجتماعي و سياسيشان مطالعاتي در حقوِ بينالمللي كردهاند چون در معرض قرار گرفتهاند و همچنين پيشنهادها و پيش نويسها و انتقادات را در روزنامهها و جزوات مطالعه كردهاند چون مورد ابتلا پيش بودهاند ـ اگر فرصت مطالعه داشتهاند ـ و فكر ميكنم يك جزوهاي هم تنظيم كردهاند، در مقابل پيش نويس طبعاً با دست يك عده از خبرگان تدوين شد و مورد انتقاد عدهاي قرار گرفت كه يا ناقص بود و بعضي موادش وافي نبود، يا ابهام داشت.

علي اي حال آنچه ما ديديم مورد پسند همه واقع نشد.

فكر ميكنم هر كس جزوهاي همانند آن تنظيم كرده باشد كه در بررسي قانون اساسي مطرح خواهد كرد، دربارة آن بحثهايي پيش خواهد آمد پيشنهاداتي كه در اينجا به طور كلي عنوان شده كه من هم به سهم خودم نظرم را ابراز ميدارم، در مورد حاكميت همانطور كه به طور اجمال آقايان بيان كردند، حاكميت از ناحيه خدا طبق استدلالي كه شيعه ميكند و يا طبق استدلالي كه برادران مسلمان ما ميكنند، بايد حق اوليالامر باشد واولي الامر بنا به عقيده شيعه در ايران و يا در هر جا مكتب شيعه داراي شرايطي است كه باز در قرآن مشخص كرده و اولي الامر بايد عادل و منتخب و از ناحيه خدا و با واسطه باشد كه در مقابل امر پروردگار و امر پيغمبر، واجب الاطاعة.

«اطيعوالله و اطيعوا الرسول» يعني در قرآن اطاعت خدا و پيغمبر منتهي اولي الامر در مصداقش طبق آيات ديگر و امثال اينها يك شخص ستمگر از ناحيه خدا و فطرت بشري حق ندارد بر مردم حكومت كند، به همين جهت كساني كه ستمگر و ظالمند به هر نحوي اينها حق حاكميت ندارند.

بنابراين حق حاكميت از آن خدا و كساني است كه تعيين كرده است، به همين جهت اين حق حاكميت در سه، چهار مرحله يا چند مرحله پيشنهاد شده در بعضي پيش نويسها من عرض ميكنم همه اين مراحل در طول هم است نه در عرض هم.

به همين جهت قوة مقننه يا قوة مجريه و يا قوة قضائيه با قواي ديگري كه سرور عزيزمان جناب آقاي پرورش و آقاي اكرمي و ساير آقايان فرمودند قوة مقننه در اسلام همان قوانين اسلام است ولي مجلس شورا تطبيق صغري و كبري و كبري و صغري قوانين اسلام را بيان ميكند و تطبيق ميكنند با ساير مسائل روز.

بنابراين وقتي مرحله قوة مقننه به عنوان تطبيق باشد قهراً از همان ناحيه هم ارجاع ميشود به قوة قضائيه، و قوه مجريه مأمور است در چارچوب قوة قضائيه مواردي را اجرا كند.

خودش كه نيست تا اين توهم براي ما پيش بيايد كه اگر قوة مجريه مستقل باشد خطرها دارد.

قوة مجريهاي كه از مورد وظيفه خود خارج شد بايد محاكمه بشود.

بنابراين تفكيك قوا و استقلال قوا معني ندارد، فقط در نحوه تشخيص روش قانون و اجراي آن و در مورد پيشنهادي بعضي از آقايان و انتقادات بعضي ديگر كه به نظر آقايان رسيده كه در اين پيش نويس قدرت زيادي به رئيس جمهور داده شد شايد از نظر عموم همينطوري است منهاي نظر قانون اسلام.

قانون اسلام همانطوري كه اشاره شد قدرت را دست اعلم و بصير به اوضاع جهان مسپارد.

بنابراين قدرت مافوِ رئيس جمهور، فقيه اعلم است و او بايد ناظر بر امور دولتها باشد.

مثل زمان ما اگر قانون اساسي هم داشتيم باز همين بود وقتي مملكت در معرض خطر قرار ميگيرد، فقيه اعلم به عنوان وظيفة الهي حاكميت الهي عنوان ميكند و به عنوان فرماندة كل قوا در عرض 12 ساعت بلكه كمتر غائله را از بين ميبرد.

در زمان رياست جمهوري هم قانون اساسي بايد براي فقيه اعلم در هر دوره تا ظهور حضرت ولي عصر(عج) ثابت باشد و به آن عمل بكند البته در پيش نويس قانون اساسي ان شاء الله بعدها نظر داده خواهد شد و در مورد مالكيت كه جناب آقاي اكرمي دانشمند محترم بيان فرمودند قانون اسلام مالكيت شخصي و يا به اصطلاح مالكيت شخصي حقيقي يا حقوقي را محترم ميشمارد منتها به شرطها و شروطها، و الان در نظام طاغوتي 2500 ساله حقوِ يك عدهاي پايمال شد و يا بعد از ظهور اسلام حقوِ بعضيها پايمال شد، چون حق مالكيت دارد و از آن زمان تا زمان ما آن فقيهي كه عرض كردم حاكم است از ناحيه پروردگار، يعني اولي الامر است.

نميتوانست حقش را اعمال كند كه تا حقوِ مستضعفين و محرومين را از ثروتمندان ستمگر بگيرد و تحويل آنها بدهد و وقتي حاكميت براي يك فقيه عادل و بصير به اوضاع جهان در قانون اساسي ثابت شد، در هر مورد ميتواند اين كار را بكند و حقوِ مظلومين را از حلقوم ظالمين و ستمگران بيرون بكشد.

بنابر اين با حفظ اين قسمت كه حاكم، فقيه اعلم و بصير به اوضاع جهان است و ما فوِ همه قوا است فكر ميكنم بقيه پيشنهادات و يا انتقادات حل خواهد شد.

قانون اسلام قانون گستردهاي است و در مورد حقوِ زن و مرد، قانون اسلام تمام مكلفين را در برابر قانون مساوي ميداند و همچنين حقوِ مساوي براي همة اقشار اعم از زن و مرد قرار ميدهد، مگر مواردي خاص كه شارع يعني خدا مصلحت اجتماع را در آن ديده كه آن قسمتها را اختصاص بدهد براي زن يا مرد و يا به هر نحوي كه باشد.

نميتوانيم از اين حق بگذريم و يا از آن حق تنزل كنيم و اين بايد در قانون اساسي پيشنهاد بشود.

مطالب ديگر را در جلسات آينده به طور پيشنهادي عرض ميكنم.

از اينكه مصدع شدم پوزش ميطلبم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي منيرالدين حسيني هاشمي بفرمائيد.

منيرالدين حسيني هاشمي ـ اعوذ بالله السميع العليم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

حضور مبارك آقايان فقها و متخصصين موضوعي كه در مجلس حضور دارند اميدوارم كاملا به عرايضي را كه لازم ميدانم توجه كنند، آقايان توجه مبذول بدارند.

همه شئوناتي را كه الان آقايان در اينجا دارند، در روز قيامت هيچ كدامش مطرح نيست الا تقوا و اخلاص و عمل و اموري كه خود آقايان نسبت به آن استحضار كامل دارند.

لذا تقاضائي كه ميكنم به عنوان التماس نيست به عنوان اتمام حجت و استمساك است نسبت به توجهي كه ميفرمائيد و خدا را شاهد ميگيرم الان آن چه را به نظرم لازم ميرسد، با كمال صراحت و بدون رعايت هيچگونه شئونات عرض كنم و مقصود آمدن پشت تربيون و از نظر ظاهر با تصويب هيأت رئيسه و رعايت مقررات خاص نيست.

ولي از نظر واقع مأموريتي است كه در عالم امتحان به ما داده شده است و در قيامت رويش اتمام حجت خواهد شد.

لذا كلياتي را كه من لازم ميدانم در طول كار تدوين قانون اساسي به عرض آقايان ميرسانم در حالي كه شاهد ميگيرم بر گفتارم خداوند متعال را و روح انبياء عظام نبياكرم(ص) و روح مقدس حضرت سيدالشهداء را كه با نام مقدسش اين انقلاب به اوج رسيد، بلكه پيدا شد در نزد فرزند مباركش حضرت ولي عصر (عج).

مساله اول مسأله اصرار به سرعت است.

چون امام پيام ميفرستند كه اين قانون قانوني باشد كه براي همه ملل مستضعف بدرد بخورد.

الان كه بحمدالله از نظر ظاهر هم، امام رهبري كل قوا را به عهده گرفتهاند و رسماً انقلاب از هر جهت مجهز است، چنانچه لازم باشد يك قانون اساسي تدوين شود كه براي ملل عالم بخصوص ملل مستضعف الگوئي باشد، بايد كمال دقت را در بررسي آن كرد و به اين جهت پيشنهاد ميكنم و فراكسيون در مجلس براي بررسي آن تشكيل شود و كاملا دقت شود، حالا وقت يكماه شد يا بيشتر.

بنابرين تضييق شديد نباشد كه موجب شود آقايان به سرعت حركت كنند تا سر يكماه تمام شود، بلكه سرعت طوري باشد كه حتي قبل از مدت تعيين شده تمام شود و آقايان بگويند دو روز هم زودتر تمام شد.

چنين به نظر نميرسد كه اينجا سرعت لازم باشد بلكه به اندازهاي باشد كه مطلب نه زياد اطناب تفسير بيمورد داشته باشد و نه نسبت به آن بيتوجهي شده باشد، حتي نسبت به يك مادهاش، چه رسد به پيشنهاد خود پيش نويس ياكلياتش.

مسأله دومي كه به عرض آقايان ميرسانم مسأله نظم است.

اصولا مساله نظم و سازمان دهي مجالس و پارلمانها از ناحيه خود مؤسساتش در كشورهاي ديگر اينطور بوده كه وسيله بوده نه هدف، لذا وقتي يك نماينده احساس خطر ميكند بايد حرفش را محكم بزند ولي اگر كسي چيزي گفته و يا عبارت آخري باشد يا يك چيزي اضافه و كم باشد آن صحبت ديگري است.

ولي اگر چيزي باشد كه كاملا ضروري باشد، نماينده بايد كاملا بايستد ولو مجلس متشنج بشود.

چه بسا مطلبي در حكم يا موضوع به نظر يك نفر برسد كه به نظر ديگران نرسيده باشد بايد پافشاري كند تا وقتي كه مطمئن شود به نظر همه رسيده است، يعني در نزد خداوند متعال تكليفش ساقط شود كه من مطالب را رساندم.

بعد تصميمگيري به عهده مجلس است.

ما حتي در قوانين شرع هم همين مطلب را كه حكومت يك حكم بر حكم ديگر و اهم و مهم در موارد و مصاديقي كه دو بعد در يك جا جمع ميشده ملاحظه ميكنيم.

لذا اينكه حالا يك امر تكويني خاصي باشد كه به صرف اخطار، نماينده مجبور باشد قطع كند، نه اينطور نيست.

در عين حال براي حفظ انظباطي كه پيشگيري از طولاني شدن باشد، من پيشنهاد ميكنم كه دو فراكسيون يعني دو اتحاديه منتخب خود آقايان درمجلس باشد، يك اتحاديه آقايان متخصصين حكم، و يكي متخصصين موضوع.

وقتي كه هيأت رئيسه اعلام ميكنند كه اين مقدمه خارج از موضوع است متخصصين كه در فراكسيون هستند، حق داشته باشند كه وتو كنند، يا وقتي كه اعلام كفايت مذاكرات ميشود متخصصين حكم يا موضوع حق وتو داشته باشند.

يعني در اينجا طبيعي است كه نه شما انتظار داريد و نه هيأت محترم و منتخب رئيسه كه كسي بيايد اينجا و رعايت رئيس و مرئوسي بكند، نه وسيله است و نه هدف و هر جا كه نظم مانع ذات هدف بشود طبيعتاً آن نظم صالحي نخواهد بود و مسلماً اين را همه آقايان هم ملاحظه ميفرمايند.

قسمت ديگري را كه ميخواستم به عرض آقايان برسانم فرِ بين جمهوري دموكرات و جمهوري اسلامي است.

جمهوري اسلامي مكتبي است كه حكومت فرد نيست و موازنه قوا هم محور را شرع قرار ميدهد نه فرد را، و فرد هم چون عادل و امين و اعلم به امور شرع است، نظرش متبع شده و لذا جمهوري اسلامي، اسلام قيد جمهوريت است مثل جمهوري سوسياليست كه سوسياليست قيد جمهوريت است.

مثلا در كشورهايي كه صحبت از جمهوري سوسياليست ميشود هيچ رأيي كه مغاير با اصول سوسياليست باشد اصلا متبع نيست و به آن گوش نميدهند.

نهايت يك پويائي خاص در اين جمهوري اسلامي بر اساس ذات اسلام است كه به عرض آقايان ميرسد كه آن مسلما حركت و رشد را حفظ ميكند، هم در بعد حكمشناسي و هم در بعد موضوعشناسي.

بنابراين جمهور موظفند مجريان اسلام را انتخاب كنند.

جمهور كمك ميكنند همه با هم براي پياده شدن اسلام و زير بناي يك چنين سازمان سياسي و اجتماعي، طبعاً آراء به معناي رأي ناشي از ميل نيست، رأي ناشي از اعتقاد است و يك جمهوري مكتبي است.

پيشنهاد ديگر، قبل از اينكه اصولا طرحي براي قانون اساسي مطرح شده اعم از اينكه آن طرح پيشنويس مسبوِ الذكر باشد يا طرح ديگر، كلياتي مشخص شود كه بر اساس آن كليات، از همه پيشنهادات بتوان استفاده كرد و منحصر در يك پيشنهاد شود و آقايان ان شاء الله تعالي كمال غور و بررسي را داشته باشند كه هر پيشنهادي كه از هر جا رسيده مورد بررسي قرار بدهند.

بر خلاف اينكه اگر در يك چهارچوب خاص، در يك طرح خاص، در يك كانال قرار داده شد، طبيعتاً مقداري از پيشنهادات جاي ذكر پيدا نميكند و جاي بررسي پيدا ميكند.

كلياتي را كه بنده مصرانه به عرض آقايان ميرسانم و توجه به آن لازمست، اينكه به استثناي شخص امام، روحانيت تا كنون در تاريخ نشان نداده كه بعد از ائمه اطهار سلام الله عليه در قدرت اراده موضوعي رهبري به اين اندازه مقتدر باشد.

بنابراين اختيارات كه براي ولايت فقيه از بعضي از آقايان شنيده ميشود، توجه داشته باشند به ناحيه حكم موضوع.

سازمان دهي يك كشور يك امر موضوعي است، حاكم، هم قدرت نظارت داشته باشد، هم قدرت كنترل، اعم از اينكه از بالا به پايين يا از پايين به بالا.

يعني در صورت طاغي شدن دولت بتواند مستقيماً اوامرش را در پيشگيري از طغيان به مباشرين، يعني آحادسربازها برساند و براي سربازها همگي عين ساير ملت اين فرمان از نظر قانون و سازمان دهي كشور متبع باشد كه در صورت اخطار دفاع، از ناحيه مرجع، وظيفه داشته باشند چنانكه مافوقشان طغيان كرده خودشان اجرا كنند تا توازن و تعادل قوا برقرار باشد يعني بررسي روي موازنه قدرت كه مجري و سازمان ده نتواند تخلف كند، اين يك سخن است، همانطوري كه دولت هم پيشگيري از تخلف متخلفين را ميكند كه قوا كاملا در موازنه باشند ولي محور اصلي شرع مقدس باشد.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي حسيني دو دقيقه ديگر از وقت شما باقيست.

منيرالدين حسيني هاشمي ـ و يك مساله ديگر هست و آن اين كه خوب، حالا به حق، فقيه در تمام مواردي كه كار موضوعي است دخالت كند.

بنابراين پيشنهاد ميكنم كه مجلس شوراي ملي مجلس مميزه باشد و همه از متخصصين موضوعي تشكيل بشود و شورايعالي مراجع متخصصين حكم هستند چون بايد كشوري را نظم بدهند و نبايد در بينظمي جاي پائي بماند خداي نخواسته براي سوء استفاده كردن و به آيندگان ما در تاريخ لطمه و خدشهاي وارد شود.

من در اينجا با اينكه قسمتهاي ديگري از مطالبم باقي مانده است بياناتم را خاتمه ميدهم، اميدوارم در فواصل ديگر مطالبي را به عرض آقايان برسانم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ از آقاي حسيني خواهش ميشود آن دو پيشنهادي را كه نوشتهاند به كميسيون بررسي آئيننامه بفرستند.

آقاي رباني املشي بفرمائيد.

رباني املشي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

مقداري از مطالبي را كه در نظر داشتم عرض كنم قبلا از طرف برادران صحبت شد.

از جمله مطالبي كه تصور ميكنم خيلي لازم است رويش اصرار بشود براي به كرسي نشانيدن آن، ولايت فقيه است كه امري بسيار پر اهميت است و اگر در قانون اساسي جمهوري اسلامي به آن توجه نشود، بايد گفت اين قانون، قانون اساسي جمهوري اسلامي نيست.

بعلاوه از مزايائي كه ولايت فقيه دارد عملا محروم خواهيم ماند.

اكثريت ملت ايران مردمي هستند مسلمان و پيرو اسلام، اگر به ولايت فقيه كاملا توجه شود، اين اصل مسلم قرآن «اطيعوالله و اطيعواالرسول و اولي الامر منكم» عملي خواهد شد.

مردم مسلمان اطاعت را در اين صورت واجب و فريضه ميدانند و همين امر است كه ميتواند قاطبه ملت ايران را در هر موردي كه لازم باشد بسيج كند.

بايد گفت رمز پيروزي انقلاب ملت ايران ـ در اين مدت كم ـ كه براي مردم جهان معجزهآسا بود همين بود كه رهبر انقلاب فقيه بود، مجتهد جامعالشرايط بود، مرجع تقليد بود، مردم اطاعت او را واجب ميدانستند و حتي اگر ميفرمود با مشتهاي گره كرده و دست خالي در برابر توپ و تانك ايستادگي كنيد، ميرفتند و ايستادگي ميكردند و اطاعت ميكردند.

وقتي در پاوه و سنندج ضد انقلاب بر عليه ملت ايران قيام ميكند او فرمان ميدهد در برابر آنها ايستادگي كنند، مردمي كه اسلحه داشتند و مردمي كه اسلحه نداشتند همه بر ميخيزند، از كرمانشاه خبر ميرسد كه همگي دسته جمعي با پاي پياده به سمت پاوه حركت ميكنند.

از اين امتياز بزرگ كه ما را اسلام برخوردار فرموده يقيناً" بايد برخوردار باشيم.

در اينجا نكتهاي را كه قابل توجه است و به آن اشاره نشده و من اين مطلب اول را كه عرض كردم به خاطر اين ذيل بود، اين است كه در اسلام، در تشيع باب اجتهاد مفتوح است و در هر عصر و زماني مردم مسلمان و شيعه از مجتهد زنده پيروي ميكنند و همين تقليد و پيروي كردن، انسجام و تشكل عجيبي در جامعه تشيع به وجود ميآورد.

تصور ميكنم در طرح پيشنهادي بايد به اين مطلب توجه شود.

البته طرحي پيشبيني شده كه انشاء الله به موقع خدمت آقايان عرضه خواهد شد، پيشبيني اين مطلب در قانون اساسي بايد بشود كه مرجعيت احتمالا همان مقام رهبري سياسي و مذهبي از وضع نابسامان فعلي بيرون آيد.

تصور ميكنم اگر ما در گذشته طرحي براي اين مطلب داشتيم شايد انقلابي را كه امسال به پيروزي رسيد در حدود 15، 16 سال پيش به پيروزي ميرسيد، يا لااقل طرحي پيشنهاد شود البته عرض كردم پيشنهادي هست كه در اين مدت كم نميتوانم عرض كنم، در قانون اساسي اصلي پيش بيني شود كه لااقل مردم مسلمان، مردم شيعه از نظر تقليد عملا راه و رسم خود را بدانند و حداقل آنچنان نباشد كه بعد از سالها باز هم مردم در ترديد باشند كه چه كنيم، يا از اين اصل قانون لطمه بزرگي بر ما وارد شده است و اگر پس از اين هم ما نسبت به اين مطلب دقت كامل نكنيم شايد باز لطماتي خواهيم خورد.

باز مطلبي را كه لازم است تذكر دهم راجع به ولايت فقيه ميباشد كه به موقع بايد صحبت شود.

الان فقط بعنوان پيشنهاد عرض ميكنم كه آقايان محترم و خواهر محترمه توجه كنند كه ولايت فقيه چگونه بايد باشد.

آيا هر فقيهي ولايت دارد يا برابر امتياز و تشخيص است، والي و فقيهي كه حاكم بر مردم است، بايد انتخابي باشد.

عملا در مورد امام خميني ما ديديم مردم او را انتخاب كردند و در نتيجه انتخاب كردن، نافذالكلمه بود.

از نظر فقهي آيا انتخاب لازم است يا نه؟ بعضي اعتقاد دارند شايد انتخاب لازم است.

از نظر عملي براي آنكه از آن نتيجه كامل بگيريم، فرضاً اگر از نظر فقهي انتخاب لازم نباشد، اينها مسائلي است كه بايد درباره آنها دقت شود.

مطالب خيلي زياد است و شايد وقت من هم دارد تمام ميشود و بايد مختصر كنم.

مسئله تفكيك قوا اولا مسئلهاي است مورد بحث حتي در غرب، آيا تفكيك قوا مطلوب هست يا نه؟ همه تفكيك قوا را چيز مطلوبي نميدانند.

مطلب دوم اينكه آيا در اسلام تفكيك قوا هست يا نه؟ من تصور ميكنم كه مقام ولايت در اسلام قوه مجريه است، قوه مقننه هم هست يعني والي و حاكم اسلامي است كه بر كرسي ولايت مينشيند و فرمان ميدهد نسبت به مقررات موسمي و موقت و بر همه مردم مسلمان اطاعت او واجب ميگردد.

«اطيعواالله واطيعواالرسول و اولي الامر منكم» اطاعت اولي الامر در قوانين مسلمين واجب است منتها در چه چيز؟ آيا حاكم و والي خودش و به تنهائي فكر ميكند و قانون وضع ميكند، يا با مشورت؟ «وشاورهم في الامر» و اينجا است كه مسئله ديگري پيدا ميشود كه آيا در اسلام و جمهوري اسلامي مجلس مقننه يا مجلس شورا داريم؟ ظاهراً مجلس مقننه نبايد داشته باشيم، مجلس، مجلس شورا است، مجلس مشورت است، با تمام مردم بايد مشورت شود اگر اهل مشورت باشند.

«وشاورهم في الامر» يعني دموكراسي مستقيم.

اما از آنجايي كه نميشود با تمام مردم مشورت كرد با منتخبين مردم مشورت ميشود اما كدام منتخبين؟ منتخبين كه اهل مشورت باشند، اهل درك باشند، اهل تجزيه و تحليل باشند اهل استخراج قوانين موسمي از قوانين اسلامي باشند.

بنابراين بايد براي شرايط نمايندگان مردم و وظيفه نمايندگان مردم و نحوه و عمل حاكم و والي در اسلام با آنها مشورت بشود.

نايب رئيس (بهشتي) ـ وقت شما تمام شد.

رباني املشي ـ يك جمله عرض ميكنم با ما مشورت كنيد، خوب مشورت كه كردند، چه كنند؟ البته تبعيت از اكثريت كنند و بقول محقق نائيني كه ميفرمايد اگر چه دليل ديگري بر تبعيت از اكثريت نداريم اما تنها آيه شريفه «وشاورهم في الامر» كافي است و گرنه مشورت شايد درست نباشد و السلام علكيم ورحمة اللّه و بركاته.

نايب رئيس (بهشتي) ـ تذكري رسيده كه نمايندگان محترم و ناطقين فتوكپي مطالب خودشان را در اختيار خبرنگارها بگذارند.

البته خبرنگارها، همانطور كه ملاحظه فرمودند اكثر دوستان بدون نوشته صحبت ميكنند و اگر نوشتهاي دارند يادداشت رئوس مطالب آنها است و كمتر متني دارند براي اينكه بخوانند.

چون اكثريت مجلس را دوستاني تشكيل ميدهند كه سخنرانيهايشان از روي نوشته ايراد نميشود و كمتر از آن استفاده ميشود، خوشبختانه ميبينيم اينها با اينكه نوشته نشده همة مسائل در آن رعايت ميشود.

به هر حال هر كمكي دوستان ميتوانند به اين دوستان خبرنگار بكنند، دريغ نكنند.

ضمناً خبرنگارها هم ميتوانند پس از چاپ صورت جلسات از آنها استفاده كنند.

بعضي از دوستان يادداشتي فرستادهاند چون ميبينيم وقت زيادي گذشت از ايشان خواهش شد كه براي صحبت بيايند اينجا يادداشت مجدد ميفرستند كه يادآوري كنند هر يادداشتي كه ميآيد فوراً در صورت اسامي وارد ميشود ولي الان نفر پانزدهم از اين صورت صحبت فرمودند و آخرين نفر قبل از اينكه يادداشت كنم نفر سي و هشتم است و با اين يكي سي و نه نفر ميشوند.

آقاي طاهري خرمآبادي بفرمائيد.

طاهري خرم آبادي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

با توجه به اينكه حضار محترم نمايندگان ملتي هستيم كه 98 و دو دهم درصدش به جمهوري اسلامي رأي داده است و قهراً خواست اكثريت قريب به اتفاِ ملت، حكومت اسلامي است.

بنابراين همانطور كه امام هم در گفتاري كه امروز با آقايان و خانم محترمه داشتند بيان فرمودند، نمايندگي همه ما محدود ميشود به مسائلي كه در چهارچوب اسلام است يعني ما بايد اصول قانون اساسي را بر اساس قوانين اسلامي بررسي و تدوين كنيم والا عملي است برخلاف خواست اكثريت.

در اين زمينه مسائلي از نظر اصول قانون اساسي، يعني پيش نويس قانون اساسي هست كه آنها را من قبلا ميخواهم متعرض بشوم.

ولي به يك مطلب مهم كه شايد در گفتار آقايان قبلي هم بود اشاره بكنم و آن اينكه روح اسلام و زير بناي جامعهاسلامي تسليم در مقابل فرمان خدا است و اساساً اسلام يعني تسليم.

«ان الدين عند الله الاسلام» و در جاي ديگر در قرآن آمده است: «فلا و ربك لايؤمنون حتي يحكموك فيما شجربينهم ثم لايجدوا في انفسهم حرجاً مما قضيت و يسلموا تسليما».

يعني يك جامعه اسلامي، يك جامعه توحيدي و الهي، آنطور بنيانگذاري ميشود كه همه در مقابل فرمان خدا تسليم ميشوند.

اين روح و اساس يك جامعه اسلامي است، و تسليم در مقابل خدا در دو موضوع مهم متبلور است، يكي مسئلة قانونگذاري و يكي هم فرمانهائي كه حكومت در مسائل اجرائي ميدهد.

ما بايد مسئله تسليم در مقابل فرمان خدا را در اين دو مسئله مهم كاملا دقت كنيم.

اما در مسئلة قانونگذاري بايد در اصول قانون اساسي يك پيش بيني صحيحي براي قوانيني كه بعداً در مجلس شوراي ملي خواهد گشت، بشود كه آن قوانين بر موازين و معيارهاي اسلامي منطبق باشد.

چون قانون اساسي بمنزله روح و اصل و ريشه آن قوانين است و بايد در اين قانون اساسي پيش بيني صحيحي بشود، و متاسفانه در اين پيش نويس قانون اساسي، در اين قسمت پيش بيني صحيح نشده است مجلسي بعنوان شوراي نگهبان در اين پيش نويس قانون اساسي پيشنهاد شده است، حالا بجزئياتش كار ندارم در شوراي نگهبان اينطور پيش بيني شده كه به درخواست رئيس جمهور يا رئيس كل ديوانعالي كشور، يا يكي از مراجع تقليد، اگر قانوني بر خلاف قوانين اسلام در مجلس گذشت، يكي از سه فرد شوراي نگهبان مأموريت بررسي آن قانون را پيدا كنند.

اينجا بايد حساب شرايط مساعد را هميشه بكنيم، حساب پنجاه سال، صد سال ديگر كه ممكن است شرايط، يك شرايط مساعد باشد.

فرض بفرمائيد، رئيس جمهور و رئيس كل ديوانعالي كشور در شرايطي راجع به آن قانوني كه از مجلس گذشته است كه يا بر خلاف اسلام يا برضد خلق يا يك قانون استثماري است، نخواستند شوراي نگهبان را در جريان بگذارند يا مرجع تقليد وقت بر اثر عللي كه پيش ميآيد و شرايط نامساعدي كه حكمفرما خواهد بود اطلاع حاصل نكرد و قانون مخفيانه تصويب شد، گرچه بايد قوانيني كه تصويب ميشود در اختيار همگان گذاشته شود ولي همانطور كه در گذشته ديدهايم، در مجلس قوانيني تصويب ميشد كه در اختيار كسي قرار نميگرفت ـ از اين لحاظ قانوني بر خلاف اسلام يا قانون استعماري و ضد خلقي و ضد مردمي تصويب شده و شوراي نگهبان از آن قانون بياطلاع و يا اگر اطلاع هم دارد مأموريت رسيدگي پيدا نميكند، بنابراين شوراي نگهبان همانطور كه از نامش پيدا است، بايد نگهبان همه قوانين باشد يعني در قانون اساسي بايد پيش بيني شود، كه هر قانوني از مجلس ميگذرد ـ حالا قبل يا بعد ـ به نظر شوراي نگهبان برسد هر قانوني كه ميگذرد شوراي نگهبان بايد آن را تصويب كند تا قانونيت پيدا كند.

اين يك مسئلهاي است كه در شوراي نگهبان حتما بايد رعايت بشود.

نكته دوم اينكه معيار تصويب شوراي نگهبان دو سوم آراء مثبت اعضا قرار گرفته است.

شوراي نگهبان مركب از 5 نفر مجتهد و 6 نفر حقوقدان است و ممكن است دو سوم آنها 8 نفر ميشود، دو نفر مجتهد و 6 نفر حقوقدان باشند در نتيجه در يك امر تخصصي يعني تشخيص اينكه قانون با قانون اسلام تطبيق ميكند يا نه، دو نفر مجتهد و سه نفر حقوقدان موافق باشند و رأي اكثريت متخصصين در آن رعايت نشده و بايد حتما در مسئله اختصاصي كه مسئله تشخيص تطبيق قانون در اسلام است، ميزان و معيار متخصصين 5 مجتهد باشد، البته در مسائلي كه مربوط به جهات ديگر است معيار همان دو سوم خواهد بود.

اين راجع به مسئله حفظ و صيانت قوانيني است كه بعداً ميگذرد تا از دستبرد انگيزههاي غير اسلامي، محفوظ باشد و اما مطلب دوم مسئله فرمانهاي اجرائي حكومت است كه بايد جامعه ما در انجام فرمان حكومت مؤمن باشد كه اين فرمان، فرمان خدا است يعني آنگاه جامعه ما يك جامعه اسلامي و تسليم شده در مقابل خدا است كه فرمان حكومت را، فرمان خدا بداند و اصولا از نظر اسلام هيچ فرماني اعتبار ندارد، مگر اينكه فرمان بستگي به خدا داشته باشد و اما اگر قرآن نميفرموده «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول» ملزم نبوديم كه از پيغمبر اطاعت كنيم.

چرا از پيغمبر اطاعت كنيم؟ چرا از امام معصوم اطاعت كنيم؟ چون خدا فرموده است «اطيعواالرسول» يا فقط در مقابل فرمان خدا خود را ملزم به اطاعت از خدا ميدانيم عقل چنين ميگويد.

پس حكومتي كه ميخواهد فرمان بدهد و مسائل اجرائي را با فرمان اجرا كند بايد مردم مؤمن باشند كه اين فرمان، فرمان خدا است، همچون فرمان رسول، فرمان خدا باشد.

بنابراين اينجا مسأله ولايت فقيه كه در اطرافش بحث شد، مساله مقام رهبري و مساله نظارت فقيه يا شوراي فقها در مسائل اجرائي و تمام اسكلت حكومت به ميان ميآيد و طرحي هم دراين زمينه هست همان طور كه دوست محترم هم فرمودند بعداً پيشنهاد خواهد شد.

البته مادامي كه امام حيات دارد، بايد تمام مملكت همانطور كه الان فرمانها و مشورتها با او است، در آينده كه رئيس جمهور تعيين ميشود باز بايد با امام باشد و يكي از اشكالات به اين قانون اساسي و تدوين كنندگان پيش نويس قانون اساسي همين است كه نه در مقدمهاش نامي از رهبر انقلاب به ميان آمده و نه در اين زمينه در اصولش هيچ پيش بيني نشده است پس مقام رهبري و فرماندهي كه متكي به اصولي است كه ما داريم و در جاي خود بايد بحث بشود و متكي به فرمان خدا است و ريشه الهي دارد، بايد حتماً در قانون اساسي پيش بيني بشود.

نايب رئيس (بهشتي) ـ دو دقيقه ديگر وقت داريد.

طاهري ـ من مطلب ديگري داشتم در اين زمينه كه ميگذارم براي وقت ديگر و اين جمله را عرض كنم كه مسأله ولايت فقيه و مقام رهبري خواست اكثريت مردم است.

نمونهاش اينكه در اين 25 روزي كه من در لرستان مشغول به انجام وظيفه بودم با اينكه مساله يك مساله ديگر بود و اصلا مربوط به قانون اساسي نبود كراراً در حين صحبتم نوشته به ما داده ميشد كه راجع به ولايت فقيه صحبت كنيد و يك طومار 50 متري با هزاران امضاء از يك شهر لرستان كه خرم آباد است به وسيله دفتر حزب جمهوري اسلامي به اينجا انتقال پيدا كرده كه خواست مردم اينست كه اين مساله اساسي بايد در قانون اساسي پيشبيني بشود.

پس هم مسألهاي است اسلامي و بدون آن ما حكومت و جامعهاي اسلامي نخواهيم داشت و هم مسألهاي است مردمي كه مردم روي اين مسأله عنايت دارند.

با عرض معذرت و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

نايب رئيس (بهشتي) ـ براي بعد از ظهر طبق پيشبيني سه ساعت وقت داريم، البته با اميد اينكه سر ساعت پنج اكثريت حاصل بشود و دقيقاً بتوانيم جلسه را شروع كنيم.

جمعاً ما 180 دقيقه وقت خواهيم داشت و معمولا ده دقيقة آن به دادن بعضي تذاكرات ميگذرد، بنابراين ما 170 دقيقه وقت داريم و 22 نفر ديگر كه نوبت سخن گفتن دارند اگر بخواهيم همه آنها كه نوبت گرفتهاند صحبت كنند به هر نفر بايد 7 دقيقه وقت بدهيم اگر خواهر و برادراني كه نوبت صحبت گرفتهاند هفت دقيقه را كافي ميدانند ليست را ببنديم و همين عده تا پايان عصر امروز مطالبشان را بفرمايند.

البته همين صبح امروز هم بعضي از دوستان كه آمدند چهار، پنج دقيقه بيشتر صحبت نكردند و اگر اصراري هست به اين كه يك ربع ساعتي كه، حداقل يك وقت مناسب هست براي اينگونه بحثها حتما رعايت بشود، ما عصر براي يازده نفر از اين 22 نفر ميتوانيم وقت داشته باشيم و يازده نفر ديگر را به عنوان نوبت گرفتههاي نطق قبل از دستور براي روزهاي بعد درنظر خواهيم گرفت.

حالا دوستاني كه وقت گرفتهاند نظر بدهند كه كدام را اولي ميدانند چون حق آنها است كه مطرح است (عدهاي از نمايندگان ـ همان يكربع ساعت باشد) يعني همان يكربع را رعايت بكنيم و اگر كسي خواست تفضل بكند و زودتر و كوتاهتر مطلب را تمام كند، كسي مزاحم و مدعي او نخواهد شد.

بنابراين كساني كه نوبت گرفتهاند به ترتيب بعدازظهر صحبت خواهند كرد.

به هر حال ليست بسته شد.

چون آئين نامه براي نطق قبل از دستور روزهاي ديگر ممكن است كيفيت جديدي را پيشبيني كند و عدهاي از دوستان حالا وقت گرفتهاند، اساميشان را ميدهيم به كميسيون تا به عنوان نطق قبل از دستور براي روزهاي آينده منظور كنند.


6ـ پايان جلسه و تعيين زمان تشكيل جلسه بعد نايب رئيس (بهشتي) ـ جلسه را ختم ميكنيم و جلسه بعد ساعت پنج بعدازظهر خواهد بود.

(مقارن ساعت سيزده جلسه ختم شد) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي